بچه که بودم از عصرها بدم میومد،ناهار رو که میخوردیم همه عادت داشتن میخوابیدن و من تنهاترین کودک جهان میشدم.بدون همبازی، بدون تفریح، بدون دلخوشی، بدون همصحبت.الان عصره؛خیلی عصره.
🎩 @Social_Twitter
چجوری خیلی مودبانه به این همسایمون بگم صداش تا خونهی ما میاد و اذیتم میکنه؟
یه دختر بچهی بامزه داره از سر کار که برمیگرده از تو همون راهرو داد میزنه پناه بابا پناه قلبم بابا اومده کجایی؟
نکن اقا نکن حسودیم میشه
🎩 @Social_Twitter
مادرم رفته شیراز به خانوادش سر بزنه
زنگ زد میگه اینور دست و بالم بازه
اگه زن میخوایی بگردم واست یه خوبشو پیدا کنم
مادر من مگه رفتی بانه جنس بیاری 🗿
🎩 @Social_Twitter
اومد بهم دستمال بفروشه انقدر خوشگل بود که ازش اجازه گرفتم و باهاش عکس گرفتم بعد گفت خاله هر کی بهت گف این دختره کیه که باهاش عکس گرفتی بگو بازیگره🩵:)
🎩 @Social_Twitter
پدربزرگم همیشه میگفت علیرضا اگه فکر میکنی تو زندگیت میتونی آدم بدرد بخوری باشی، سعی کن طوری رفتار کنی تا دیگران تصمیم بگیرن در موردت برنامه ریزی کنن و باهات وقت بگذرونن
اگرم نمیتونی بدرد کسی بخوری، وقت کسی رو نگیر
🎩 @Social_Twitter
بدوبدو اومده میگه «دایی، لَقْلِلَقیل من کُزاست؟»
با چشمهای گردشده میپرسم «چی کجاست داییجون؟ لَقْلِچی؟»
جواب میده «لَقْلِلَقیل دیگه! لَقْلِلَقیل.»
خواهرم از اتاق صدا میزنه «امیر، میگه جرثقیل!»
چشمهاش برق میزنه، لپهاش گل میندازه و با ذوق میگه «آلِه دیگه. لَقْلِقَقیل!»
🎩 @Social_Twitter
چِتترین مدرسه رو عباس داداشم رفته. فنی حرفهای رشتۀ کامپیوتر. کامپیوتر نداشتن. همین ده دوازده سال پیش. رو یه کاغذ عکس مانیتور میکشیدن روش با مداد کد میزدن😂😂
🎩 @Social_Twitter
یکی از کارایی که میتونه روابط آدما (عاطفی، رفاقتی، کاری و…) رو خیلی پایدارتر بکنه اینه که سوتفاهم مالی وجود نداشته باشه و حساب کتابا مشخص باشن.
🎩 @Social_Twitter
بی تفاوتیتو بزار واسه اونایی که لیاقت یهذره توجهتم ندارن، نه کسی که همه زندگیشو گذاشته وسط تا فقط تورو داشته باشه.
🎩 @Social_Twitter