ولی نصف اعصاب خوردی هامون دقیقا از این بازی شروع شد💔😂
»مسترپرومکس«
🎩 @Social_Twitter
مامانم بهم پول داده بود واسش تبلت بخرم، امروز واسش خریدم. هنوز جعبش رو باز نکرده بود، گفت: این نوعه واسه تو، تبلت قدیمی خودت رو بده من. نمیدونم چرا مامانا فکر میکنن اگه گذشت و ایثار نکنن مادر نیستن. آخرش با اصرار تبلت کهنه منو برداشت.
»پشه خسته«
🎩 @Social_Twitter
آقایِ آرایشگر گفت قبلا تیغها را میانداختم کفِ مغازه و هر شب جمعشان میکردم و میگذاشتم داخل کیسه زباله. حالا در این ظرف جمع میکنم تا دست عزیزی که در سطلهای زباله دنبال نان میگردد زخمی نشود. گفت این تنها کمکی است که از دستم بر میآمد و خواستم دریغ نکنم.
»حرف حساب«
🎩 @Social_Twitter
راننده تاکسی داشت واسم روز قیامت رو تجزیه تحلیل میکرد. بهش گفتم حاجی اینجوری من متوجه نمیشم، هوا گرمه جون مادرت کولرو بزن
گفت نه میخوام قشنگ فضا جهنم رو برات تداعی کنم. حالا چشاتو ببند و بقیشو تصور کن
»خاردار«
🎩 @Social_Twitter
۱۷ سالگی واقعا سن عجیبیه،
به تنهی درخت نگاه میکنی احساس میکنی یه حسی بینتون هست
»خلافکار«
🎩 @Social_Twitter
وقتی هر چی بهت میگن بی چون و چرا گوش میکنی و نمیدونی چرا میگن؟ آخه سنگ رو اونجا میذارن؟😁
»Rami«
🎩 @Social_Twitter
گیمر دیگه چیه؟ رو بیکار بودن اسم آبرومندانه گذاشتین؟
»کئورج جلونی«
🎩 @Social_Twitter
با خودمون تکرار کنیم:
میشه بدون توهین، اظهار مخالفت کرد
میشه بدون تحقیر، ابراز وجود کرد
میشه بدون تخریب، جایگاه پیدا کرد
میشه بدون حسادت، به دست آورد
》ضدی《
🎩 @Social_Twitter
دخترِ دختر عموم ۱۱سالشه خونشون نزدیکه خونمونه، بعدازظهرا میاد با خواهرم بازی میکنه، یهو گوشیش زنگ خورد قطع که کرد بدو بدو لباس پوشید، بهش میگم چیزی شده مهتا؟ میگه نهههههه شام برنج دراز داریم، مامانم میگه.
منظورش ماکارونی بود:))))))))))))))))
》Yasi《
🎩 @Social_Twitter