عکسمو گذاشتم اسکرین گوشی بابام...تا دید فوری صدام کرد گفت همینجوری که عکس خودتو گذاشتی بلدی ی عکس مامانتو جایگزینش کنی؟!؟! :///
*گیلانا*
🎩 @Social_Twitter
بابابزرگم میگفت من هیچوقت به پشت سرم نگاه نمیکنم خدابیامرز واسه همین یه ماشین از پشت بهش زد و جونشو از دست داد فقط امیدوارم اون لحظه به پشت سرش نگاه نکرده باشه چون اون دنیا پارم میکنه
*ورتیگو*
🎩 @Social_Twitter
یه مدت فاز دعا نویس برداشتم یکی اومد پیشم گفت حاجی موتورمو دزدیدن ، یکم لای قرآنو الکی نگاه کردم گفتم موتورت فلان شهره دوتا جوون سوارشن دارن تک چرخ میزنن ، گفت باشه ولی من موتور برق منظورم بود 😂😂
》سُرخ پوست《
🎩 @Social_Twitter
خلاصه مکالمهی منو بابام طی قریب سی سال زندگیم : بزن اخبار
*خلافکار*
🎩 @Social_Twitter
واسه گربه ی توو کوچه غذا ریختم ، پیرمرد همسایه گفت به اینا غذا ندید ، اومدن گلدون منو شکستن به گربه گفتم تو گلدون شکستی گفت میو گفتم حاج آقا این نبوده
زد زیر خنده :))
*نیکی کاظمی*
🎩 @Social_Twitter
خونه ما بهقدری رو ریختن نوشابه تو لیوان حساسن که اگه یکم با شتاب بریزی و گازش کم بشه دیگه اونو نمیخورن،
استدلالشون هم اینه که اگه میخواستن نوشابه بدون گاز بخورن ساندیس میخریدن
》کـالامـٰاری《
🎩 @Social_Twitter
ما دهه شصتیا اون موقع که فاز شیطنت داشتیم محدود بودیم الان که آزادیم و شرایطشو داریم دل و دماغشو نداریم:/
*خسته از مردم شهر*
🎩 @Social_Twitter
وقتی قرارم با دوستام کنسل میشه؛
عهههه کنسل شد؟ ولی من حاضر شده بودم که بریم
من همون لحظه😌
*Baharche*
🎩 @Social_Twitter
یکسال پیش تصمیم گرفتم تا کتابی را نخوندم کتاب دیگری نخرم!
نتیجه خیرهکننده بود: نه کتاب میخونم نه کتاب میخرم.
*Mahin*
🎩 @Social_Twitter