این چرخه بیاعتماد به نفسی من هم تمومی نداره. هعی خودم رو به زور میکشم بیرون، باز دو روز بعد یکی بهم یه چی میگه میبینم افتادم توش.
»Mobina«
🎩 @Social_Twitter
چهار تا عود روشن کردم گوشه به گوشه خونه، مامانم درو باز کرده میگه دو تا دونه سیگار کشیدی دیگه خونه رو کردی معبد شائولین خاموش کن چوب سوخته ها رو.
»پرند«
🎩 @Social_Twitter
آقای حدود چهل و چند سالهای، قرار بود برای همسر کاری انجام بده، من از شوهرم پرسیدم: پسره، اومد؟ همسر چپ چپی نگاه کرد و گفت: ۴۶ سالشه...
بعد فکر کردم چرا لفظ پسره اومده تو ذهنم؟
چون اسمش میثم بود. میثم ۴۶ ساله داریم واقعا؟
»فرانی هميشگی«
🎩 @Social_Twitter
داشت خرابکاری میکرد که من رسیدم 😂
ببین از خجالت کجا رفته قایم شده 😅😅
نباید بمیرم برای این خواهر زاده ؟!!!😍😍
»Mohsen«
🎩 @Social_Twitter
این عسل طبیعی سبلان چرا اینجوریه؟!
من آینه فروشی هم دیدم که عسل طبیعی سبلان بفروشه
ممکنه حتی شما بری خواستگاری و رو دیوار ببینی کاغذ چسبوندن عسل طبیعی سبلان موجود است.
»اسکپچوآل«
🎩 @Social_Twitter
بدبختی اینجاست که شما در ارتباط با آدمهای سالم تازه متوجه میشید با چه آدمهای سمیای در ارتباط بودید، که شاید واسه بعضی اصلا اتفاق نیوفته و متوجه نشن.
»Mobina«
🎩 @Social_Twitter
تو جمع میگی و میخندی، خداحافظی میکنی، همه چی خوبه، میای خونه میری تو اتاقت و تو یه لحظه میشی غمگین ترین آدم دنیا، ذهنت پر از پراکندگیه که چرا، الان که خوب بودم، به نتیجه ای نمیرسی و از خودت بدت میاد.
*اُرنج اِلف*
🎩 @Social_Twitter
«آدمها باز به زندگیات میآیند و میروند، همانطور که تا حالا آمدهاند و رفتهاند، و تو باز هم رنج خواهی کشید. درستش هم همین است.»
- دوستش داشتم؛ آنا گاوالدا.
*آن*
🎩 @Social_Twitter