با آدمایی که دوسشون دارید حرف بزنید؛
وقتی ناراحتن، وقتی خوشحالن، وقتی عاشقن، وقتی دلخورن و نمیتونن ببخشن، وقتی غصه امونشونو بُریده، وقتی اعصابشون خورده...
آدمیزاد اگه حرف نزنه، باید تنهایی بارِ درداشو به دوش بکشه؛
حرفِ دل آدمارو پیر میکنه؛ حرف بزنید..
》کُنجد《
🎩 @Social_Twitter
نام اثر : خود خوری پایه های شما را سست میکند، با خود مهربان باشید، افکار را به روی برگه ها بیاورید تا خالی شوید.
》بنژامین《
🎩 @Social_Twitter
فکتی که همه یجایی بهش پی میبریم: از اهمیت دادن زیاد بیاهمیت میشید، از خوبی کردن زیاد بدی میبینید.از مهربونی کردن زیادم، احمق به حساب میاید! خلاصه که اگه تو احساساتت با آدما تعادل نداشته باشی، حتی اگه دریایی خوبی و مهربونی باشی، یا ازت زده میشن یا سواستفاده میکنن.
》محام《
🎩 @Social_Twitter
دوست دُرسا کوچولو بهش گفته "وای چه بابای چاقالویی داری!!!"
دُرسا هم از شدت ناراحتی زده زیر گریه.
بعد بابای درسا که همکار من باشه، خیلی جدی رژیم گرفته و لب به چیزی نمیزنه!
میگم چرا؟ میگه نمیخوام دیگه دخترم بخاطر من خجالت بکشه ...
این عشق بین پدر و دختر خیلی عجیبه واقعا :)
》رامتین لوزر کینگ《
🎩 @Social_Twitter
بهش گفتم: خسته نمیشی؟
گفت: از چی؟
گفتم: از من، از ما…
از این زندگی که همیشه بار غصه هاش رو دوشته!
از این که همیشه خودت آخری و ما اولویت اولت…
گفت:
هروقت خورشید از تابیدن خسته شد،
هروقت زمین از گرد بودنش خسته شد
یه مادر هم از مادری کردن خسته میشه…
روزت مبارک مامان♥️
》زهی《
🎩 @Social_Twitter
بچگیام خیلی غیرتی بودم، یبار که واسه خواهرم خواستگار اومده بود به مامانم گفتم اینا کین؟ گفت اومدن خواهرتو بگیرن، با عصبانیت رفتم جلو خواهرم وایسادم رو به پسره گفتم اگه مَردی اول بیا منو بگیر، بعد دوییدم رفتم بیرون ...
》سیانور《
🎩 @Social_Twitter
سر میز غذا وقتی به پسر کوچولوم میگم به چیزی دست نزن😂
》پرنسس بی اعصاب《
🎩 @Social_Twitter
بعضی پدرها تو جلسه خواستگاری یسری انتظارات از داماد دارن که باهمون انتظارات پدرزنشون باید بیاد طلاق دخترشونو بگیره بره :)
》حامین《
🎩 @Social_Twitter
یه خانمی میگفت خداروشکر!
داماد خوبی دارم.
دخترم هرچی بخواد براش ميخره.
تا ظهر میخوابه عصرشم میره خرید، شبم دامادم غذا میخره میاره!
ولی هرچی از داماد شانس آوردم از عروس نه!
زن نیست که!!!
تا لنگ ظهر میخوابه، نه زندگی میفهمه نه آشپزی میکنه. دنبال ولگردی و ولخرجیه
بیچاره پسرم...
جالبه نه؟!
》دایی امینم《
🎩 @Social_Twitter
مادرم هر روز صبح آفتاب نزده كوچه باريك بن بست را جارو مى كرد و آب مى زد. ما فقير بوديم، اما شكوه عزتى كه از منش مادرم به ياد دارم؛ در واقع معناى زندگى ما همان نگاه مهربان و صداى آرام و مكث او در سخن گفتن است. او خداى كوچك خانه ما بود. به همان سادگى و نزديكى. يادش گرامى و عزيز
》مهاجرانی《
🎩 @Social_Twitter
امروز پشت چراغ قرمز چند تا از این دختر بچه های کار گل به دست زیر بارون شونه هاشونو بهم چسبونده بودن که گرمشون بشه
یکی از این ماشین مدل بالاها صداشون زد در عقبو وا کرد با اشاره دستاش گفت بیاید بشینید تو ماشین گرم شید.
از این حجم انسانیت حقیقتا حظ کردم :))))
》فایتِر《
🎩 @Social_Twitter