بچگیام خیلی غیرتی بودم، یبار که واسه خواهرم خواستگار اومده بود به مامانم گفتم اینا کین؟ گفت اومدن خواهرتو بگیرن، با عصبانیت رفتم جلو خواهرم وایسادم رو به پسره گفتم اگه مَردی اول بیا منو بگیر، بعد دوییدم رفتم بیرون ...
》سیانور《
🎩 @Social_Twitter
سر میز غذا وقتی به پسر کوچولوم میگم به چیزی دست نزن😂
》پرنسس بی اعصاب《
🎩 @Social_Twitter
بعضی پدرها تو جلسه خواستگاری یسری انتظارات از داماد دارن که باهمون انتظارات پدرزنشون باید بیاد طلاق دخترشونو بگیره بره :)
》حامین《
🎩 @Social_Twitter
یه خانمی میگفت خداروشکر!
داماد خوبی دارم.
دخترم هرچی بخواد براش ميخره.
تا ظهر میخوابه عصرشم میره خرید، شبم دامادم غذا میخره میاره!
ولی هرچی از داماد شانس آوردم از عروس نه!
زن نیست که!!!
تا لنگ ظهر میخوابه، نه زندگی میفهمه نه آشپزی میکنه. دنبال ولگردی و ولخرجیه
بیچاره پسرم...
جالبه نه؟!
》دایی امینم《
🎩 @Social_Twitter
مادرم هر روز صبح آفتاب نزده كوچه باريك بن بست را جارو مى كرد و آب مى زد. ما فقير بوديم، اما شكوه عزتى كه از منش مادرم به ياد دارم؛ در واقع معناى زندگى ما همان نگاه مهربان و صداى آرام و مكث او در سخن گفتن است. او خداى كوچك خانه ما بود. به همان سادگى و نزديكى. يادش گرامى و عزيز
》مهاجرانی《
🎩 @Social_Twitter
امروز پشت چراغ قرمز چند تا از این دختر بچه های کار گل به دست زیر بارون شونه هاشونو بهم چسبونده بودن که گرمشون بشه
یکی از این ماشین مدل بالاها صداشون زد در عقبو وا کرد با اشاره دستاش گفت بیاید بشینید تو ماشین گرم شید.
از این حجم انسانیت حقیقتا حظ کردم :))))
》فایتِر《
🎩 @Social_Twitter
چقد این این تیکه رمان ابله قشنگه میگه:
به عقیده من بهتر است آدم تلخکام باشد ولی بداند، تا اینکه خوشحال باشد و فریبخورده.
*عاصی*
🎩 @Social_Twitter
دوستای صمیمی اینجورین که وقتی باهم صحبت میکنن نمیتونی بفهمی اینا دشمن همدیگه ان یا فقط طرز حرف زدنشون این شکلیه.
*اونجلینا جیلی*
🎩 @Social_Twitter
تو مترو یکی اومد ازم کمک خواست گفت یکم بهم پول بده، منم کمک کردم. بعد همزمان باهم از مترو پیاده شدیم. اون تاکسی گرفت رفت، من با اتوبوس برگشتم😂
》ساچی هُوروک《
@OfficialPersianTwitter
خرافات دوران مدرن که هیچ پایه و اساس علمی و آزمایشگاهی ندارند را باید یکبار لیست کرد.
۱- انرژی فرستادن برای هم
۲- قانون جذب
۳- انرژی کهکشانی
۴- تخته آرزوها
》Hooman《
🎩 @Social_Twitter