تو مهمونی پسرم کنار من نشسته بود خودشو ولو کرده بود رو من گفتم یا صاف بشین یا برو دراز بکش! مادر شوهرم دستشو کشید گفت پسرم بیا پیش خودم به من تکیه بده من تپلم جات نرم تره! پسرم خودشو کشید کنار گفت ولی بوی مامانمو که نمیدی!
من؟ذوق؟نه!!!!!!
》مامانی که من باشم《
🎩 @Social_Twitter
ظهر یک صحنه دیدم، دلم کباب شد!
پیک موتوری جلویم میرفت و بربری گاز میزد. مقابل یک کبابی، دود و بوی غذا پیچید داخل خیابان. موتوری سرعتش را کم کرد، نفس عمیقی کشید، نان را گاز زد و دوباره گاز داد.
》محمد کلهر《
🎩 @Social_Twitter
حافظه ی بویایی چیز عجیبیه، گاهی یه عطر خاصی رو استشمام میکنی که میدونی آشناست ولی دقیق یادت نیست کجا و مال کی بود.
•شمارهءهفت•
🎩 @Social_Twitter
و چه آدمای خفنی رو به خاطر نصیحت اون دوست احمقتون از دست دادین بدبختا.
•Mazyar•
🎩 @Social_Twitter
خطاب به تمام خستگان جهان :
باشد که اشک بعدی شما، اشک شوق باشد
•Mehrad•
🎩 @Social_Twitter
به جای اینکه از خودت بپرسی چرا تنبلی، از خودت بپرس چی باعث میشه که انقدر نیاز به استراحت پیدا کنی؟!
+ جواب این سوال خیلی مهم تره !
🎩 @Social_Twitter
«ما دهه شصتی ها انقد خسته بودیم که وقتی ٢٠ سالمون بود تقریبا ٣٠ سالمون شد!»
دهه شصتی ها موافقن؟
»نامُتِمَركز«
🎩 @Social_Twitter
هیچ وقت با پیتزا ایتالیایی کنار نیومدم.
خب اینو چطوری بخوریم؟😂
»فرهنگ«
🎩 @Social_Twitter