eitaa logo
توییتر مدیا
22.3هزار دنبال‌کننده
15.3هزار عکس
2.1هزار ویدیو
6 فایل
گلچینی از بهترین مطالب توییتر و ویراستی ارتباط با ادمین: @abozar_zaman تبلیغات👇 http://eitaa.com/joinchat/2123169822Cc0f10b760f
مشاهده در ایتا
دانلود
مادر گفت: تنها میتونم با شما صحبت کنم؟ گفتم: بفرمایید صندلی کنارم نشست و باشرم و آرام گفت: میتونیدکاری کنید پسرم بمیره؟ تنها جاییکه در روانپزشکی این را ازمادران میشنوم مربوط به فرزندان ضداجتماعی با سوابق متعدد قانونی است. آبرو درایران، جاییست که مادران هم از فرزندانشان دست میشورند. *روح الله صدیق* 🎩 @Social_Twitter
«حلزون» اثر پاتریک داریر سنگ تراش عقیق برزیلی!! *Hirkan* 🎩 @Social_Twitter
۲ماه پیش آقا سکته کرده یک طرف بدن کلا فلج شده قدرت تکلم بلع و فهمش رو بشدت از دست داده.خانمش رو دیدم گفت سخته. خواستم دلداری بدم گفتم نگهداری ازش سخته گفت نگهداری از شوهرم سخت نیست، پذیرایی از مهمونهایی که شب و روز به بهونه عیادت خونمون هستن سخته و این مهمونداری خسته‌م کرده »fariba« 🎩 @Social_Twitter
یکی از نشانه های بارز شعور ، فهم ، مدنیّت، رشد ، کمال عقلانیت ، آگاهی، ادراک، بینش، خرد، دانایی ، حکمت و فراست اینه که اگر تماسی گرفته شد و یکی گفت call waiting تماس رو قطع کنیم. *mstavasoli* 🎩 @Social_Twitter
این حجم از کیوتی رو دیگه nmt🥺🥺🥺 *لـورا نایت* 🎩 @Social_Twitter
درسته بچه های اول خانواده ها معمولا اذیت میشن، اما بچه هاشون عاقبت به خیرن نوه های اول خیلی دوست داشتنی ان بین خانواده... *Mohammad karimi* 🎩 @Social_Twitter
از وقتی بخاریا رو جمع کردیم بابام جوراباشو اینجوری خشک میکنه :|| *لی لی الی* 🎩 @Social_Twitter
غمگین کننده ترین چیزی که بهش فکر میکنم اینه که تو مراسم ختمم دوستام به این فکر میکنن که نوشابه مشکی بخورن یا زرد جدی دیگه فکر کردن نداره کوکاکولا خوشمزه تره *اشکان مدیری* 🎩 @Social_Twitter
یکی از کوتاهترین و غمگین ترین داستانهای دنیا اینه: دو نفر در حال گفتگوی عاشقانه بودند، تنها یکی از آن دو این را میدانست *دیکتاتور حانیه* 🎩 @Social_Twitter
پدربزرگم داشت قربون صدقه نوه جدیدش می‌رفت؛ مادر بزرگم یهو شاکی شد گفت: تو که از این حرفا بلد نبودی! =)))))) 》سروش《 🎩 @Social_Twitter
ظهر یک صحنه دیدم، دلم کباب شد! پیک موتوری جلویم می‌رفت و بربری گاز می‌زد. مقابل یک کبابی، دود و بوی غذا پیچید داخل خیابان. موتوری سرعتش را کم کرد، نفس عمیقی کشید، نان را گاز زد و دوباره گاز داد. 》محمد کلهر《 🎩 @Social_Twitter