اوایل آشناییمون مامانم به همسرم گفت که فاطمه، کار خونه رو دوست نداره و تا به حال انجام نداده،در حد ظرف شستن فقط، همسر هم گفتن که برام مهم نیست
بعد ها همین مورد شد مایه اختلاف، چرا
چون فکر می کرد می تونه منو عوض کنه
با این نیت که طرفو تغییر میدم ازدواج نکنید
*Fatemeh*
🎩 @Social_Twitter
اگه با این حقیقت که «همه قرار نیست تا آخر عمر دوست ما باشن و هرکسی یه دورهای داره» کنار بیاین زندگی راحتتری خواهید داشت
*pew*
🎩 @Social_Twitter
راستش واسه من اینکه میگن «این نیز بگذرد» آرامشبخش نیست. چون نگرانی من بابت نگذشتنش نبوده؛ نگرانیم از اینه که وقتی گذشت، از من چی باقی مونده.
*وجودگرا*
🎩 @Social_Twitter
راستش واسه من اینکه میگن «این نیز بگذرد» آرامشبخش نیست. چون نگرانی من بابت نگذشتنش نبوده؛ نگرانیم از اینه که وقتی گذشت، از من چی باقی مونده.
*وجودگرا*
🎩 @Social_Twitter
استادمون میخواست یه مبحث و درس بده
گفت فکر کنید توی یه دانشگاهید بعد به میز اشاره کرد گفت این چیه (ندیده بود چی نوشته )
همه یک صدا : جا استادی :))))
》بهم میگن نادیا《
🎩 @Social_Twitter
همسایه بالاییمون یه آقای ۶۵ ساله است
۶ ماه پیش خانومش فوت کرد
امروز وارد پارکینگ که شدم دیدم که با خانم همسایه دو طبقه بالاترمون گل به دست سوار ماشین شدند و رفتند...
الانم خیلی خوشحال برامون شیرینی آورد و گفت ازدواج کردم ولی دخترام خبر ندارند
بعدشم غش غش خندید🤦♀️😂
》بهنیا《
🎩 @Social_Twitter
امروز با تاکسی اومدم خونه. راننده از خاطرات گشتنش تو پاریس و لندن میگفت. فکر کردم خالی میبنده. گوشیش رو داد عکسهارو نگاه کردم و پشمام ریخت. پرسیدم: آقا تو اینقدر پولداری وسط گرما و ترافیک چرا تو ملاصدرا مسافر میزنی؟ گفت: خونه بمونم با زنم دعوام میشه:)))))))
》پشه خسته《
🎩 @Social_Twitter
من در حال گوگل كردنِ "چرا گردنم درد ميكند؟":
•واریانتِ ژولی•
🎩 @Social_Twitter