ولی خدایی خوب ویترینو حفظ کردیما، هیچکی شک نمیکنه داریم از تو پاره میشیم.
»دیبا«
🎩 @Social_Twitter
زندگی در روستا(حداقل روستای ما)
اینجوریه که دیشب با اینکه برف میبارید دو خانواده جداگانه تصمیم گرفتن بیان خونه ما مهمونی
وقتی تقریبا همزمان رسیدن در زدن و کسی نبوده
حدس زدن که اون سر روستا خونه خواهرم باشیم پس با هم اومدن اونجا و تا نصف شب داستان گفتیم و شنیدیم
»naseh mohi«
🎩 @Social_Twitter
مردی هر روز راس ساعتی میرفته گوشه یه میدون و کلاهش رو تکون میداده.
یه روز پلیس میره بهش میگه چیکار می کنی هر روز اینجا؟
میگه زرافه ها رو دور می کنم !!🦒🦒
پلیسه میگه اینجا زرافه ای نیست!!!
میگه خب این یعنی من کارمو درست انجام دادم😌
به این مرض میگن: توهم مفید بودن
*Sabam*
🎩 @Social_Twitter
قطعا مسئول سلف درمورد ترکیب این دو تا تو معده ای هیچ فکر نکرده🗿💔
»مومینگ«
🎩 @Social_Twitter
مریض اومد گفت میشه دهن بچمو نگاه کنی
منم نگاه کردم
گفت مزاجش چیه؟
گفتم جان؟
گفت از روی زبونش بگو مزاجش چیه مگه دکتر نیستی؟!!! یعنی همینم بلد نیستی
واقعاً که
دکترای بی سواد
یکی هست از روی بوی ادردد بچه هم مزاجشو تشخیص میده، بعد شما اسمتونو گذاشتید دکتر
بیچاره مردم ایران
»چنگولی«
🎩 @Social_Twitter
من چیزهایی رو درک کردم و بخشیدم،
که اگه من میکردم دیگه تو روم نگاه نمیکردی…
*روانشناسِ روانی*
🎩 @Social_Twitter
باورتون میشه من و خارم هروقت مریض میشیم مامانم کلی سرمون غر میزنه و سرزنشمون میکنه؟
در حدی که من همیشه وقتی مریضم استرس میگیرم میخوام بهش بگم، انگار مثلاً قتلی چیزی کردم. بعد همین استرسم معمولاً باعث میشه دیرتر خوب شم.
کاش آپشن همدلی تو این بشر فقط برای غریبهها کار نمیکرد.
*🍓توتفرنگی🍓*
🎩 @Social_Twitter
چرا اینجوریایم که وقتی به کسی پول قرض میدیم وقتی پول خودمون رو میخوایم خجالت میکشیم و احساس شرمندگی میکنیم؟
حقمونه ولی بازم یه حس شرمساری داریم که اصلا منطقی نیست.
*دیوار کسرا*
🎩 @Social_Twitter
به سازی نمیرقصم. اساساً رقص نمیدانم. تنها گوشهای میایستم و نمایش را تماشا میکنم؛ شاید کفی زدم یا غرغری کردم، اما آنقدر آرام که اثری نگذارد.
*متبدد*
🎩 @Social_Twitter
دسشویی رستوران خیلی شبیه آبخوری مدرسه دوران ابتدایی ما بود (شیر آب های مدرسه ما البته چند درجه زشت تر بود).
*سايو*
🎩 @Social_Twitter