یه سال تابستون رفتم خونه عموم تهران، با پسرعموم که میرفتم بیرون میگفت: امیر اینجا شمال تهرانه، سعی کن آروم صحبت کنی وگرنه لهجه شهرستانیت رو میفهمن بد نگاهمون میکنن.
عوضی انگار تو منهتن داشت منو میگردوند.
*پشه خسته*
🎩 @Social_Twitter
امسال واسه بچههای فامیل اسباببازیهای باحال خریدم و بجای پول بهشون عیدی دادم، قیافهٔ والدینشون دیدنی بود وقتی میدیدن نمیتونن عیدی بچه رو تصاحب کنن، دلم خنک شد
》مَهرو《
🎩 @Social_Twitter
پسر شمال به طرز عجیبی بوق رو جدی میگیرن،
پشت یه نیسان تو آمل بوق زدم ده دقیقه دنبالم بود بزنتم
*Farbod*
🎩 @Social_Twitter
با مامانم اسنپ سوار شدیم آقائه به مامانم میگه: خانم شما رو صورتتون عمل جراحی انجام دادین؟
مامانم میگه خداروشکر تا این سن رسیدم ازین کارا نکردم!
میگه پوست کشی؟ جراحی بینی؟
مامانم: وای نه هرگز
آقائه یه نگاه به من کرد با تأسف سرشو تکون دادو گفت ولی شما اصلن به مامانتون نرفتین🤦♀️😂
》SPRING《
🎩 @Social_Twitter
جدی جدی دیگه واقعا فهمیدم حریم خصوصی ندارم
همین الان تو اتاق خواب بودم عمه بابام پتو رو از صورتم کنار زد گفت پاشو ما اومدیم خونتون
بدون اجازه اومد تو اتاق😐😐😐😐😐😐😐
》گاماماگا《
🎩 @Social_Twitter
عمه و زن عموم اومدن خونمون، برقم رفته، هوا ام ابرییه به قیافشون که نگاه میکنم تو این تاریکی احساس میکنم محفل جادوگراست.
》ایشمیش《
🎩 @Social_Twitter
همسایه آشنامون ۲ تا سنگ بری داره و درآمد میلیاردی
کارگر آورده بود باغشو بیل بزنه
و طرف ۲ ساعت کار کرد و تمام جونش پر از خاک و گل شد
و آخر کار ۱۰۰ تومن خواست مزد بگیره
این یارو ۲۰ هزارتومن باهاش چونه زد ۸۰ تومن بهش داد
انگار این حرص زدن برای پول یه نوع بیماری روانیه.
》Chandler《
🎩 @Social_Twitter
زندایی شوهر عمم تا الان بیشتر از بیست دفعه پرسیده چقدر حقوق میگیری.کاش واقعا میدونستم چه مبلغی مد نظرشه بگم بلکه دست از سرم برداره.
• یاور غالباً مومن •
🎩 @Social_Twitter
پسرم رو بردم دکتر، وقتی دکتر اومد سمتش که معاینهش کنه انگشت منو انقده سفت گرفت که میخواستم بشینم زمین گریه کنم.
》Mohamad Mahdi《
🎩 @Social_Twitter