نگهبان امشب یهو گفت ایرانیاید؟ گفتم آره
گفت من تو جنگ ایران با عراق برای ایران ضد صدام حسین جنگیدم بعدم عکساشو نشون داد =))
چرا هی داره عجیبتر میشه همه چی
*کیان*
🎩 @Social_Twitter
زندگی کارمندی اینجوریه که به محض اینکه دست از کار کردن برای یکی دیگه بکشی، میفهمی هیچی نیستی و از خودت هیچی نداری.
کاش عقل الانم رو ده سال پیش داشتم و هیچوقت خودم رو آلوده کارمندی نمیکردم.
*نگار*
🎩 @Social_Twitter
خواهرم کیک درست کرد که مادر بگرید. نه چیزه واقعا مادر گریست چون خواهرم قالب کیک رو پیدا نکرده گذاشته تو اون قابلمه خوبه ی مامان و اونم دسته اش آب شده.
*ناکاما*
🎩 @Social_Twitter
ما یزد زندگی میکنیم
اینجا علاوه بر چشامون
دیوارامون هم سگ داره
*Sepideh*
🎩 @Social_Twitter
دامپزشکی خراسان رضوی: از ۱۹ اسفند تا یک فروردین، ۴ مرکز به دلیل عرضه گوشت حیوانات تکسمی [خر/اسب] در مشهد و طرقبه-شاندیز پلمب شدهاند!
*آرش هاشمی، خبرنگار محلی*
🎩 @Social_Twitter
ساعت چهار صبح از خواب بیدار میشوی که کجا را بگیری؟ فتح قلههای نشخوار فکری؟ بخواب، جانم، بخواب. خبری نیست. نبوده.
*Pochino*
🎩 @Social_Twitter
این عکس بدون هیچ افکتی امروز ساعت ۵صبح گرفته شده و تا اینجا زیباترین منظره سال ۴۰۳بوده برام
*هالوپینو*
🎩 @Social_Twitter
اصلا برام باورپذیر نیست که بعضیا نزدیکترین افراد زندگیشون رو دکتر و مهندس صدا میزنن!
خانوادهس یا هیئت علمی؟
*رضا خانزاده*
🎩 @Social_Twitter
میدونین امشب یاد چی افتادم؟ یه سال شاید سه چهار روز مونده به عید، ساعتای ده اینای صبح من داشتم حموم و دستشویی رو میشستم. فرشا قالیشویی بود، خونه کاملا بینظم و کلا خیلی کار مونده بود. احتمالا دعوایی هم کرده بودیم. اومد تقتق زد به در حموم که واسه ناهار داداشم اینا رو دعوت کردم.
•Brunette•
🎩 @Social_Twitter
فقط یه ایرانی میتونه خودش مهمون دعوت کنه بعد هی تو دلش بگه ای وای چرا اینا نمیرن :))
• بهنیا •
🎩 @Social_Twitter
در آخرین ماههای ۳۳ سالگی به این فکر میکنم که چی شد که روابط دوستیم رو از دست دادم. کجای راه رو اشتباه رفتم؟ با اینکه در اعماق وجودم میدونم که تا اونجایی که زورم میرسیده تلاش کردم ولی عمیقا غمگینم. اون آدمها بخش مهمی از احساس خوشبختی و معنای زندگیم بودن.
*ریگان*
🎩 @Social_Twitter