ساعت چهار صبح از خواب بیدار میشوی که کجا را بگیری؟ فتح قلههای نشخوار فکری؟ بخواب، جانم، بخواب. خبری نیست. نبوده.
*Pochino*
🎩 @Social_Twitter
این عکس بدون هیچ افکتی امروز ساعت ۵صبح گرفته شده و تا اینجا زیباترین منظره سال ۴۰۳بوده برام
*هالوپینو*
🎩 @Social_Twitter
اصلا برام باورپذیر نیست که بعضیا نزدیکترین افراد زندگیشون رو دکتر و مهندس صدا میزنن!
خانوادهس یا هیئت علمی؟
*رضا خانزاده*
🎩 @Social_Twitter
میدونین امشب یاد چی افتادم؟ یه سال شاید سه چهار روز مونده به عید، ساعتای ده اینای صبح من داشتم حموم و دستشویی رو میشستم. فرشا قالیشویی بود، خونه کاملا بینظم و کلا خیلی کار مونده بود. احتمالا دعوایی هم کرده بودیم. اومد تقتق زد به در حموم که واسه ناهار داداشم اینا رو دعوت کردم.
•Brunette•
🎩 @Social_Twitter
فقط یه ایرانی میتونه خودش مهمون دعوت کنه بعد هی تو دلش بگه ای وای چرا اینا نمیرن :))
• بهنیا •
🎩 @Social_Twitter
در آخرین ماههای ۳۳ سالگی به این فکر میکنم که چی شد که روابط دوستیم رو از دست دادم. کجای راه رو اشتباه رفتم؟ با اینکه در اعماق وجودم میدونم که تا اونجایی که زورم میرسیده تلاش کردم ولی عمیقا غمگینم. اون آدمها بخش مهمی از احساس خوشبختی و معنای زندگیم بودن.
*ریگان*
🎩 @Social_Twitter
دوباره اون سؤال فلسفیم برام ایجاد شده که وقتی میریم مهمونی، تا بارِ چندم که میزبان میپرسه «چای میل دارید؟»، مُجازیم بگیم بله لطفا؟
نمیشه هر نیم ساعت به صورت خودجوش چای بیارید؟ اینقدر مهمون رو خفت ندید🫠
• S_H_I_N •
🎩 @Social_Twitter
میدونین امشب یاد چی افتادم؟ یه سال شاید سه چهار روز مونده به عید، ساعتای ده اینای صبح من داشتم حموم و دستشویی رو میشستم. فرشا قالیشویی بود، خونه کاملا بینظم و کلا خیلی کار مونده بود. احتمالا دعوایی هم کرده بودیم. اومد تقتق زد به در حموم که واسه ناهار داداشم اینا رو دعوت کردم.
•Brunette•
🎩 @Social_Twitter
شهرستان چرا به مشتری اهمیت نمیدن=)))زنگ زدم گفتم آقا غذایی که فرستادید خیلی تنده با خنده گفت آدم گشنه باشه سنگم میخوره و قطع کرد=))))
»Sadieadler«
🎩 @Social_Twitter
جدی من یه عالمه پتانسیل عشق ورزیدن، مراقبت کردن، حرفای رمانتیک زدن و کنار هم زندگی ساختن درونم انباشته شده، که مخاطب لایقی براش پیدا نمیکنم.
میترسم تا ابد هم پیدا نکنم و همه اینا بمونه تو روحم و بپوسه.
»سهشنبه«
🎩 @Social_Twitter