بچهام گفت مامان بریم «مگازه» پاستیل بخریم؟ گفتم مامان به خدا جون ندارم رو پاهام وایستم.
رفت بیرون اتاق، برگشت گفت:«میدونی دفترنقاشیم کجاست؟ میخوام عسک اون موقع رو بکشم که دختربچهی شادی بودم»
• فاطمه •
🎩 @Social_Twitter
دوستان من دیگه قطع امید کردم، میشم همون خاله مجرد بچه های رفیقام
• معلم زبان ترکی🦦 •
🎩 @Social_Twitter
بچهام گفت مامان بریم «مگازه» پاستیل بخریم؟ گفتم مامان به خدا جون ندارم رو پاهام وایستم.
رفت بیرون اتاق، برگشت گفت:«میدونی دفترنقاشیم کجاست؟ میخوام عسک اون موقع رو بکشم که دختربچهی شادی بودم»
• فاطمه •
🎩 @Social_Twitter
دوستان من دیگه قطع امید کردم، میشم همون خاله مجرد بچه های رفیقام
• معلم زبان ترکی🦦 •
🎩 @Social_Twitter
بعضیا حقشون نیست دوست داشته بشن حقشونه فراموش بشن جوری که حتی زنده و مرده بودنشونم مهم نباشه برات..
*آرش*
🎩 @Social_Twitter
مادر یکی از قربانیهای بیجه (قاتل سریالی دهه هشتاد شمسی) گفته ما با ۱۲-۱۳تا بچهم رو زمین میخوابیدیم و همیشه جا تنگ بود. دو شب احساس کردم جا بازتر شده.
از اینجا بعد از دو روز میفهمه بچهش گم شده!
• Milad Nouri •
🎩 @Social_Twitter
گربهم از دیشب یه چیز نامرئی رو توی تختم میبینه و به شدت ازش میترسه. برخلاف هر شب، دیشب نیومد توی تخت و بیرون اتاق خوابید. الان آوردمش توی تخت، بازم از یه چیز نامرئی به شدت ترسید و دوید توی هال. میتلسم.
•فرداف•
🎩 @Social_Twitter
نمیدونم کی کجا و چجوری ولی یکی گل منو اذیت کرده میتونم حسش کنم
•🌶 •
🎩 @Social_Twitter