eitaa logo
میقات (محمدحسین رشیدی)
618 دنبال‌کننده
902 عکس
1.1هزار ویدیو
6 فایل
خاک پای شُعرا و مداحان انقلابی و دغدغه مند. در ایام جنگ ... اولویت کانال پرداختن به مسائل مربوط به جنگه...
مشاهده در ایتا
دانلود
آه، از دوری ات ای ماه، به تنگ آمده ام من کجا و تو کجا؟ آه، به تنگ آمده ام مثل چاهی که شد آیینه اش ارزانی خاک سخت در حسرتت ای ماه، به تنگ آمده ام بس که بین «من» و «تو» فاصله انداخته ام دیگر از این «من» خودخواه، به تنگ آمده ام با فراز سفر عشق، چه سازم که چنین در سرازیری این راه به تنگ آمده ام خواستم کوه غمت را بکشم بر دوشم دیدم از بار پر کاه، به تنگ آمده ام مانده ام تا مدد از بخت بلندم برسد من که از همّت کوتاه، به تنگ آمده ام «شهسوارا من افتاده ز پا را دریاب» که در این مهلکه واللّه، به تنگ آمده ام «محمدحسین رشیدی» http://eitaa.com/joinchat/1537867798Cb4afe113b7
دل را به محیط غم زد از شّدت شوق شد غرق بلای بی حد از شدّت شوق بادوست، قرار او "دهم" بود امّا "دوّم" سر وعده آمد از شدّت شوق «محمدحسین رشیدی» http://eitaa.com/joinchat/1537867798Cb4afe113b7
در قحطی احساس، چه بی حوصله خواند بی عاطفه بین موجی از هلهله خواند از نوع تکان تکانِ خود، حس کردم «لالاییِ آخر مرا» حرمله خواند «محمد حسین رشیدی» http://eitaa.com/joinchat/1537867798Cb4afe113b7
قسمت این بود که قاسم «علی اکبر» بشود علی اکبر «علی اصغر،‌ علی اصغر» بشود «محمدحسین رشیدی» http://eitaa.com/joinchat/1537867798Cb4afe113b7
آنقدر سخن ز حیدر آمد که نگو آنقدر شمیم مادر آمد که نگو یک اکبر از این طایفه کم شد، امّا آنقدر علی اصغر آمد که نگو «محمدحسین رشیدی» http://eitaa.com/joinchat/1537867798Cb4afe113b7
چند بیت زبان حال عمه سادات سلام الله علیها «گودال قتلگاه»: ای سینه شکسته در چه حالی؟ جنگاور خسته در چه حالی؟ ای یوسف بی گناه تشنه ای بین هزار گرگ گشنه «دیدم لگد از قفا زدن را افتادن و دست و پا زدن را» «آن لحظه پشت و‌ رو‌ شدن را سد نفس گلو‌ شدن را» دیدم ضربات بی عدد را ابروی شکسته از لگد را گودال و مقطعات تن را سرنیزه ی رفته در دهن را شمر و روش دریدنش را کیفیت سر بریدنش را دیدم که چگونه می کشید و با خنجر کند می برید و می کرد نثار نور عینم هی نسبت بد به والدینم مظلوم غیور، در چه حالی؟ مقتول صبور، در چه حالی؟ قربان محاسن خضیب ت خونریزی گونه ی تَریب ت قربان تو و دل کبابت خشکیده لب نخورده آبت ای آینه ی هزار تکّه ای کشته ی بردگان سکّه انگشتر مرتضایی ات کو عمٌامه ی مصطفایی ات کو کو پیرهنت عزیز خواهر کو‌ هدیه ی اشک‌باف مادر بردند مرا، خدا نگهدار ای خون خدا، خدا نگهدار «محمدحسین رشیدی» http://eitaa.com/joinchat/1537867798Cb4afe113b7 پ ن: مداحان عزیز لطفاً این اشعار فقط در روز عاشورا خوانده شود
با آنکه عزیز آسمان ها بودی بر روی زمین چقدر، تنها بودی! تنها سببش گمانم این است، حسین دردانه ی مرتضی و زهرا بودی «محمدحسین رشیدی» http://eitaa.com/joinchat/1537867798Cb4afe113b7
گفتی که انابن مصطفی، نشنیدند گفتی که انابن مرتضی، خندیدند گفتی که انابن فاطمه، طاقتشان سر رفت تن تو را ز هم پاشیدند «محمدحسین رشیدی» http://eitaa.com/joinchat/1537867798Cb4afe113b7
هم قامت «عدل» را خمیدند آنروز هم قلب «معاد» را دریدند آنروز «توحید» و «نبوت» و «امامت» را نیز با خنجر کُند، سر بریدند آنروز «محمدحسین رشیدی» http://eitaa.com/joinchat/1537867798Cb4afe113b7