رمان : دو راهی
تا اینکه صدامون زدن
رفتیم نشستیم همه دست میزدن شاد بودن
یهو امیر و دیدم جلو در وایساده بود بهم اشاره کرد تروخدا خوب فکر کن
به بهونه دستشویی رفتم بیرون که با امیر حرف بزنم
آوا: ببین من تصمیم و گرفتم
عقد و بهم میزنم
امیر: باشه خیالت راهت
من رفتم نشستم و بعد چند دقیقه عاقد برای بار سوم ازم پرسید
آیا بنده وکیلم؟
آوا: __________
.
.
.
نه
پارسا: نه... یعنی چی
اوا: م...من،، پشیمون شدم
من کسی دیگه رو دوست دارم
پارسا : اوا من کل آیندم و با تو چیدم کل زندگیم تویی بدون تو من چیکار کنم 🥺
آوا: تروخدا کار و سخت نکن اینطوری برای هر دو مون سخت تره
پارسا: همین؟ فقط اومدی عاشقم کنی و بری!
من دوست دارم
یهو بابای پارسا و بابام اومدن سمتم بابام یه سیلی زد بهم داشت دعوا راه میوفتاد
یهو امیر اومد
امیر: بسه دیگه آوا بیا اینجا
منم رفتم پیشش
پارسا: چی زر زدی تو تو بیخود میکنی آوا رو به اسم کوچیک صدا میکنی
امیر: من و اوا هم دیگه رو دوست داریم
الان من باید بگم که شما بیخود میکنی به اسم کوچیک صدا میکنی
پارسا: ببند دهنت و اوا بیا اینور
..داد زد
بهت گفتم بیا اینور
آوا: بسه دیگه من امیر و دوست دارم انتخابم و کردم
نظرمم هیچ جوره عوض نمیشه
بابا مامان ببخشید منو
پارسا،،،، حلالم کن
فقط دیدم که پارسا خشکش زده بود
امیر: اوا.. بیا بریم
باهم راه افتادیم رفتیم هی تو خیابونا چرخ میزدیم
آوا: الان کجا میریم تکلیف مون چی میشه
امیر: میریم خونه من حالا برای بعدشم یه فکری میکنیم
رسیدیم سمت خونه هر چی گشتیم جای پارت پیدا نکردیم
پارت 2
هدایت شده از ❁•𝑨𝑫𝑰𝑻 𝐴𝑀𝐴𝑇𝐼𝑆:)°❁
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#آمـــوزش_ادیـــٺ✨
ســاده امــا کاربـردی😍
ڪپی؟😁
فـقـط اسـتـفاده شخصـی!❤️☘
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°
چـنلـ اصـلی💜🦄:
@Pardis_Cutee✨
چـنلـ ادیـٺ🧡🦊:
@amatis14nazaninpardis✨
دانلود با لینک مستقیم بی مادر
https://cdn.moviezland.ir/movies/irani/1400/Madari-720p.mkv