واقعا متوجه نمیشم
بخدا دیگه خسته شدم هر روز داریم کمتر میشیم
از 480 اومدیم این آمار
اخه مگه چی کم میزارم
بقیه هی بیشتر میشن
ما کمتر
چرااا!!
#فورر
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
𝓛𝓲𝓯𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓸𝓸 𝓼𝓱𝓸𝓻𝓽 𝓯𝓸𝓻 𝓪𝓻𝓰𝓾𝓶𝓮𝓷𝓽𝓼. 𝓙𝓾𝓼𝓽 𝓼𝓪 𝓸𝓷♥️
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
(Nazanin_bayaty👸🏼)
(pardis_pour_abedini👸🏻)
روزی به دلبری نظری کرد چشم من
زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
𝒈𝒐𝒊𝒏": @pardis_cutee 🎼🎻
بزرگ ترین چنل نازنین بیاتی و پرديس پور عابدینی در ایتا~
اصکی نرو جانا✖️
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
𝓛𝓲𝓯𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓸𝓸 𝓼𝓱𝓸𝓻𝓽 𝓯𝓸𝓻 𝓪𝓻𝓰𝓾𝓶𝓮𝓷𝓽𝓼. 𝓙𝓾𝓼𝓽 𝓼𝓪 𝓸𝓷♥️
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
(Nazanin_bayaty👸🏼)
(pardis_pour_abedini👸🏻)
روزی به دلبری نظری کرد چشم من
زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
𝒈𝒐𝒊𝒏": @pardis_cutee 🎼🎻
بزرگ ترین چنل نازنین بیاتی و پرديس پور عابدینی در ایتا~
اصکی نرو جانا✖️
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
𝓛𝓲𝓯𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓸𝓸 𝓼𝓱𝓸𝓻𝓽 𝓯𝓸𝓻 𝓪𝓻𝓰𝓾𝓶𝓮𝓷𝓽𝓼. 𝓙𝓾𝓼𝓽 𝓼𝓪 𝓸𝓷♥️
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
(Nazanin_bayaty👸🏼)
(pardis_pour_abedini👸🏻)
روزی به دلبری نظری کرد چشم من
زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
𝒈𝒐𝒊𝒏": @pardis_cutee 🎼🎻
بزرگ ترین چنل نازنین بیاتی و پرديس پور عابدینی در ایتا~
اصکی نرو جانا✖️
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
𝓛𝓲𝓯𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓸𝓸 𝓼𝓱𝓸𝓻𝓽 𝓯𝓸𝓻 𝓪𝓻𝓰𝓾𝓶𝓮𝓷𝓽𝓼. 𝓙𝓾𝓼𝓽 𝓼𝓪 𝓸𝓷♥️
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
(Nazanin_bayaty👸🏼)
(pardis_pour_abedini👸🏻)
روزی به دلبری نظری کرد چشم من
زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
𝒈𝒐𝒊𝒏": @pardis_cutee 🎼🎻
بزرگ ترین چنل نازنین بیاتی و پرديس پور عابدینی در ایتا~
اصکی نرو جانا✖️
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
𝓛𝓲𝓯𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓸𝓸 𝓼𝓱𝓸𝓻𝓽 𝓯𝓸𝓻 𝓪𝓻𝓰𝓾𝓶𝓮𝓷𝓽𝓼. 𝓙𝓾𝓼𝓽 𝓼𝓪 𝓸𝓷♥️
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
(Nazanin_bayaty👸🏼)
(pardis_pour_abedini👸🏻)
روزی به دلبری نظری کرد چشم من
زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
𝒈𝒐𝒊𝒏": @pardis_cutee 🎼🎻
بزرگ ترین چنل نازنین بیاتی و پرديس پور عابدینی در ایتا~
اصکی نرو جانا✖️
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
𝓛𝓲𝓯𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓸𝓸 𝓼𝓱𝓸𝓻𝓽 𝓯𝓸𝓻 𝓪𝓻𝓰𝓾𝓶𝓮𝓷𝓽𝓼. 𝓙𝓾𝓼𝓽 𝓼𝓪 𝓸𝓷♥️
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
(Nazanin_bayaty👸🏼)
(pardis_pour_abedini👸🏻)
روزی به دلبری نظری کرد چشم من
زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
𝒈𝒐𝒊𝒏": @pardis_cutee 🎼🎻
بزرگ ترین چنل نازنین بیاتی و پرديس پور عابدینی در ایتا~
اصکی نرو جانا✖️
رمان دو راهی
رفتیم تو دادگاه تا نوبتمون شه
یهو امیرم اومد از جلومون رد شد و نشست چند تا صندلی اونور تر روبه روی من و امیر
همینطور تا نگاهی خشن و ترسناک بهم زل زده بود
یهو صدامون زدم و رفتیم نشستیم
بعد حرف های قاضی بحث شروع شد
آوا: آقای قاضی ایشون زن داره قبل من با چندین نفر بوده بدون اینکه بهم بگه من میخوام از ایشون جدا شم
امیر: آقای قاضی مهم الانه که من زنم و دوست دارم میخوام زندگی کنم؟؟
آوا: تو میتونستی بگی بهم من شوهر زن دار نمیخوام ؟؟
امیر: من نمیدونم من طلاق نمیدم
آوا: زنتم یا اسیرت؟!!!
من دیگه با این آقا حرفی ندارم من میخوام جدا بشم و نظرم هم به هیچ عنوان عوض نمیشه
من حوصله دادگاه اومدن ندارم بهتره از اول توافقی جدا شیم بی دردسر
=هیچی نگفت فقط رفت جلو میز قاضی و گفت :
امیر: کجا رو باید امضا کنم ؟
=امضا کرد منم همینطور دیگه خلاص شدم
موقع برگشت جلومون و گرفت و روبه پارسا کرد و گفت
امیر: برمیگردممم
=من خیلی ترسیدم ازش
با پارسا رفتیم خونه ما
بعد به مامان و بابام همه چیو تعریف کردیم
و بعد رفتیم خونه پدر و مادر پارسا و به اونا هم گفتیم
تونستیم با هزار بدبختی قانعشون کنیم
تا اینکه یه روز
من و پارسا رفتیم بیرون یه جایی بود حالت بیابون داشت خلوت بود اما خیلی جای آرام بخش و جالبی بود همینطور قدم میزدیم و حرف میزدیم
تا اینکه ....😭😭
پارت 11