ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﺳﻌﺖ ﺣﺴﺮﺕ ﺩﯾﺪﻧﺖ #ﺩﻭﺳﺖ_ﺩﺍﺭﻡ
ﺑﺎ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺩﯾﺪﻧﺖ ، ﻧﺪﯾﺪﻧﺖ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﻣﯿﮑﻨﻢ🫀
♬Don't Kopy♬
♬Pardis pour abedini♬
♬Nazanin bayati♬
【فوروارد آزاد】
【پردیس کیوت】
❚❚@pardis_cutee❚❚
ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﺳﻌﺖ ﺣﺴﺮﺕ ﺩﯾﺪﻧﺖ #ﺩﻭﺳﺖ_ﺩﺍﺭﻡ
ﺑﺎ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺩﯾﺪﻧﺖ ، ﻧﺪﯾﺪﻧﺖ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﻣﯿﮑﻨﻢ🫀
♬Don't Kopy♬
♬Pardis pour abedini♬
♬Nazanin bayati♬
【فوروارد آزاد】
【پردیس کیوت】
❚❚@pardis_cutee❚❚
ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﺳﻌﺖ ﺣﺴﺮﺕ ﺩﯾﺪﻧﺖ #ﺩﻭﺳﺖ_ﺩﺍﺭﻡ
ﺑﺎ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺩﯾﺪﻧﺖ ، ﻧﺪﯾﺪﻧﺖ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﻣﯿﮑﻨﻢ🫀
♬Don't Kopy♬
♬Pardis pour abedini♬
♬Nazanin bayati♬
【فوروارد آزاد】
【پردیس کیوت】
❚❚@pardis_cutee❚❚
ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﺳﻌﺖ ﺣﺴﺮﺕ ﺩﯾﺪﻧﺖ #ﺩﻭﺳﺖ_ﺩﺍﺭﻡ
ﺑﺎ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺩﯾﺪﻧﺖ ، ﻧﺪﯾﺪﻧﺖ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﻣﯿﮑﻨﻢ🫀
♬Don't Kopy♬
♬Pardis pour abedini♬
♬Nazanin bayati♬
【فوروارد آزاد】
【پردیس کیوت】
❚❚@pardis_cutee❚❚
12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﺳﻌﺖ ﺣﺴﺮﺕ ﺩﯾﺪﻧﺖ #ﺩﻭﺳﺖ_ﺩﺍﺭﻡ
ﺑﺎ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺩﯾﺪﻧﺖ ، ﻧﺪﯾﺪﻧﺖ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﻣﯿﮑﻨﻢ🫀
♬Don't Kopy♬
♬Pardis pour abedini♬
♬Nazanin bayati♬
【فوروارد آزاد】
【پردیس کیوت】
❚❚@pardis_cutee❚❚
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﺳﻌﺖ ﺣﺴﺮﺕ ﺩﯾﺪﻧﺖ #ﺩﻭﺳﺖ_ﺩﺍﺭﻡ
ﺑﺎ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺩﯾﺪﻧﺖ ، ﻧﺪﯾﺪﻧﺖ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﻣﯿﮑﻨﻢ🫀
♬Don't Kopy♬
♬Pardis pour abedini♬
♬Nazanin bayati♬
【فوروارد آزاد】
【پردیس کیوت】
❚❚@pardis_cutee❚❚
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ابزار و ایده الماس ادیت
ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﺳﻌﺖ ﺣﺴﺮﺕ ﺩﯾﺪﻧﺖ #ﺩﻭﺳﺖ_ﺩﺍﺭﻡ
ﺑﺎ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺩﯾﺪﻧﺖ ، ﻧﺪﯾﺪﻧﺖ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﻣﯿﮑﻨﻢ🫀
♬Don't Kopy♬
♬Pardis pour abedini♬
♬Nazanin bayati♬
【فوروارد آزاد】
【پردیس کیوت】
❚❚@pardis_cutee❚❚
رمان شعله های عشق
معرفی اشخاص
ارشیا حدود چند ماهی میشه که درسش تموم شده ارشیا خیلی پسر سر به راه و مهربونیه حالا عاشق شده
عاشق دختر عموش آرزو
آرزو داره ادامه تحصیل میده و به فکر ازدواج نیست کلا با ازدواج مخالف و خیلی یک دنده اس
آرزو یه خاطر ناتنی به اسم رستا داره
رستا خودخواهه و عاشق..
ارشیا!
اما از طرفی امیر علی که دوست ارشیاست عاشق رستا شده
اما رستا بهش توجهی نداره
از طرفی فاطمه دختر خاله امیرعلی عاشق امیرعلی شده
و همه گرفتار داستان پر ماجرایی میشن که حل کردنش خیلی پیچیده هست
تو این قصه ممکنه یکی به عشقش برسه و دیگری نرسه!!
پارت اول
جهت نظر درباره رمان
https://harfeto.timefriend.net/16812063701673
رمان
شعله های عشق
از اونجایی که ارشیا یکم خجالتیه
نمیتونه حرفشو به ارزو بزنه
اما بلاخره تصمیم میگیره ترسش رو کنار بزاره و میره دم در دانشگاه تا ارزو بیاد
#ارشیا: ارزو ..ارزو سلام خوبی؟
#آرزو: سلام اره خوبم تو خوبی؟ اینجا چیکار میکنی؟
#ارشیا: بیا سوار شو کارت دارم
#آرزو: چیزی شده اخه بی خبر!نگران شدم
#ارشیا: نه...یعنی چرا یه حرفایی هست که خیلی وقته میخوام بگم ولی نشد که بگم
#ارزو:بگو
#ارشیا: ببین ..چطور بگم ،،
من 😥 ارزو من ...دوست دارم
#آرزو: چی؟😓
#ارشیا: احساسی که من بهت دارم هیچکس درک نمیکنه خیلی وقته پیش باید میگفتم اما...
#آرزو: هیچی نگو... ارشیا تو همیشه به جای برادر بزرگ تر من بودی من قصد ازدواج ندارم..
و حرف اول و اخرمه..
#ارشیا: ارزو چی داری میگی خواهش میکنم من خیلی دوست دارم نشکون دلمو! بزار من با مامان و بابام صحبت کنم
#آرزو : گفتم که حرف آخرمه دیگه نمیخوام هیچ حرفی راجب اش بزنم
من همیشه به تو به عنوان برادر نگاه کردم و میکنم...!
#ارشیا:ولی
#آرزو: خداحافظ
پارت 2
جهت نظر درباره رمان
https://harfeto.timefriend.net/16812063701673