eitaa logo
رزنـارنـجـی🫰
1.5هزار دنبال‌کننده
12.2هزار عکس
7.5هزار ویدیو
63 فایل
تولد‌کانال -۱۴۰۰/۱۰/۱۳- فن‌پیج«امیر‌مقاره‌و‌پردیس‌پور‌عابدینی» مـو‌کـه‌طـاقـتـش‌نــداروم تـورو‌پــیشـوم‌نـبـینــوم🫆 جآنم؟ @ap_maghare کپی‌ممنوع🫨
مشاهده در ایتا
دانلود
رزنـارنـجـی🫰
-تلخ‌مثل‌من- #پارت‌‌پونزده🍃🤍 رسیدم‌به‌کافه‌که‌کاوه‌جلوتر‌رفت‌و‌درُ‌باز‌کرد تا‌من‌برم‌داخل وقتی‌ام‌ر
-تلخ‌مثل‌من- 🍃🤍 _متاسفام‌واقعا‌‌الان‌که‌میگزره‌‌‌و‌بیشتر‌‌ میشناسمت‌‌بهت‌حق‌میدم‌‌‌‌به‌این‌روز کشیده‌بشی‌‌‌ _آره‌‌‌‌.. _‌بگزریم.. الان‌ازت‌فقط‌یه‌جواب‌میخوام میای‌با‌من‌بریم‌کمپ؟ به‌روح‌مادرم‌قول‌شرف‌میدم‌‌خوشبختت‌کنم‌من‌دوست‌دارم‌نازنین! _میام‌..ولی‌‌‌بهم‌قولل‌بده قول‌بده‌تنهام‌نزاری‌من‌اگه‌یه‌ذره‌انگیزه‌دارم واسه‌ترک‌اون‌تویی _مرسی‌که‌اون‌انگیزه‌منم..پشیمونت‌نمیکنم *خلاصه‌بعد‌قبول‌کردن‌من‌نصف‌روز‌ مشغول‌گشتن‌یه‌کمپ‌خوب‌بودیم یه‌جا‌من‌راضی‌نبودم‌یه‌جا‌ام‌که‌راضی‌بودم کاوه‌ایراد‌در‌میورد بلاخرههه‌هشتمین‌کمپ‌به‌دلمون‌نشست و‌رفتیم‌داخل‌‌اما‌قبل‌ورود‌باید‌گوشی‌‌رو‌ تحویل‌می‌دادیم _کاوه‌میخوام‌گوشی‌دست‌تو‌باشه امانت‌بمونه‌دستت‌تا‌برگردم _رو‌چشمام‌هر‌چی‌لازم‌داشتی‌دریغ‌نکن _خداحافط‌مراقب‌خودت‌باش‌ چون‌یکی‌اینجا‌منتظرته.. *با‌لبخند‌ی‌که‌زدم‌از‌اون‌لحظه‌دل‌کندم‌و‌رفتم داخل‌همون‌ثانیه‌ی‌اول‌حس‌کردم‌دلم‌براش تنگ‌شد‌یه‌حسی‌بهم‌دست‌داد‌که‌تاحالا‌تجربه نکردم..‌قطره‌اشکی‌که‌روی‌گونم‌نشست و‌پس‌زدم‌و‌به‌راه‌‌وادامه‌دادم‌ به‌قلم‌:هستی ادامه‌دارد..
-تلخ‌مثل‌من- 🍃🤍 -۳ماه‌بعد- خسته‌‌تر‌از‌قبل‌از‌خیریه‌برگشتم‌سمت‌خونه کلید‌انداختم‌که‌صدای‌زنگ‌موبایل‌ نازنین‌تو‌کل‌خونه‌پیچیده‌بود تا‌برسم‌بهش‌قطع‌شد‌۱۵‌تماس‌بی‌پاسخ از‌یه‌خط‌ناشناس‌پس‌نمیتونست‌اشتباه‌ گرفته‌باشه‌تا‌خواستم‌زنگ‌بزنم‌دوباره خودش‌زنگ‌خورد‌ _بله؟ _سلام‌من‌با‌خط‌نازنین‌رسا‌‌‌تماس‌گرفتم؟ _بله‌درسته _ببخشید‌شما‌کی‌باشین؟ _شما‌تماس‌گرفتین‌من‌معرفی‌کنم؟ _من‌برادرشم‌نکیسا! _عه‌حالتون‌خوبه؟خوشحال‌‌باهاتون‌صحبت میکنم‌ _دارم‌بهت‌میگم‌تو‌کی‌هستی‌تلفن‌خواهر‌منو جواب‌دادی؟خودش‌کجاست من‌اومدم‌ایران‌میخوام‌ببینمش _به‌سلامتی‌خوش‌اومدید خب‌راستش‌قضیه‌مفصله‌بهتره حضوری‌همو‌ببینیم‌‌من‌همچی‌رو‌بهتون میگم‌کامل _آدرس‌بفرست!‌همین‌الان‌راه‌میوفتم _الان؟ _مشکلی‌داری‌شما؟ _نه‌نه‌چشم‌الان‌میفرستم به‌قلم‌:هستی ادامه‌دارد..
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❨ ❩ ‹ما ادامه داریم🎈 دلم نیومد ازین موزیک خفن بگذرم ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ : @1mr.max : @amirmaghare_official @amirtatalooixi @hayede_music_ @realshadmehr ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ › تو‌روستاے‌בلم‌تک‌ساقـہ‌این‌شالیزارے ⃟🧡𝑰'𝒎 𝒄𝒐𝒎𝒎𝒍𝒕𝒕𝒆𝒅 𝒕𝒐 𝑰𝒍𝒌𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒇𝒐𝒓𝒆𝒗𝒆𝒓 𝐉𝐨𝐢𝐧:🎻 ╔═🫶🥹════════╗ https://eitaa.com/joinchat/839712929C55692081a9 ╚════════🫶🥹═╝ 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 𝑴𝒆𝒈𝒂 𝒔𝒕𝒂𝒓
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
استوری‌امیر🤣 تو‌روستاے‌בلم‌تک‌ساقـہ‌این‌شالیزارے ⃟🧡𝑰'𝒎 𝒄𝒐𝒎𝒎𝒍𝒕𝒕𝒆𝒅 𝒕𝒐 𝑰𝒍𝒌𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒇𝒐𝒓𝒆𝒗𝒆𝒓 𝐉𝐨𝐢𝐧:🎻 ╔═🫶🥹════════╗ https://eitaa.com/joinchat/839712929C55692081a9 ╚════════🫶🥹═╝ 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 𝑴𝒆𝒈𝒂 𝒔𝒕𝒂𝒓
استوری تو‌روستاے‌בلم‌تک‌ساقـہ‌این‌شالیزارے ⃟🧡𝑰'𝒎 𝒄𝒐𝒎𝒎𝒍𝒕𝒕𝒆𝒅 𝒕𝒐 𝑰𝒍𝒌𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒇𝒐𝒓𝒆𝒗𝒆𝒓 𝐉𝐨𝐢𝐧:🎻 ╔═🫶🥹════════╗ https://eitaa.com/joinchat/839712929C55692081a9 ╚════════🫶🥹═╝ 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 𝑴𝒆𝒈𝒂 𝒔𝒕𝒂𝒓
بریم‌چنتا‌پارت‌بزاریم؟✍🏼
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ربیعی تو‌روستاے‌בلم‌تک‌ساقـہ‌این‌شالیزارے ⃟🧡𝑰'𝒎 𝒄𝒐𝒎𝒎𝒍𝒕𝒕𝒆𝒅 𝒕𝒐 𝑰𝒍𝒌𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒇𝒐𝒓𝒆𝒗𝒆𝒓 𝐉𝐨𝐢𝐧:🎻 ╔═🫶🥹════════╗ https://eitaa.com/joinchat/839712929C55692081a9 ╚════════🫶🥹═╝ 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 𝑴𝒆𝒈𝒂 𝒔𝒕𝒂𝒓
رزنـارنـجـی🫰
-تلخ‌مثل‌من- #پارت‌هفده🍃🤍 -۳ماه‌بعد- خسته‌‌تر‌از‌قبل‌از‌خیریه‌برگشتم‌سمت‌خونه کلید‌انداختم‌که‌صدای‌
-تلخ‌مثل‌من- 🍃🤍 با‌استرسی‌که‌داشتم‌نفسم‌به‌راحتی‌بالا نمیومد‌‌نمیدونم‌دلشوره‌عجیبی‌داشتم تا‌الان‌باید‌میرسید‌ولی.. با‌‌صدای‌موبایل‌فکرم‌نصفه‌رها‌شد _بله؟ _من‌رسیدم‌کجایی؟ _من‌کنار‌میدون‌وایسادم‌یه‌لباس‌مشکی ام‌تنمه _آها‌دیدمت‌ *از‌تاکسی‌پیاده‌شد‌و‌پولشو‌حساب‌کرد که‌راننده‌رفت‌اومد‌سمتم‌که‌دستمودراز‌کرد _سلام.. *بدون‌اینکه‌‌بهم‌دست‌بده‌بی‌اهمیت‌ازم گذر‌کرد‌من‌اومدم‌اینجا‌خواهرمو‌ببینم کجاست؟گوشیش‌دست‌تو‌چیکار‌میکنه؟ _‌میخواین‌بشینیم؟ *با‌این‌حرفم‌عصبی‌برگشت‌سمتم‌و‌یقمو گرفت‌چسبوند‌م‌بیخ‌دیوار‌ _عوضی!‌یهت‌میگه‌خواهرمم‌کجاست من‌اعصاب‌ندارم‌میزنم‌اینجا‌لهت‌میکنم _خواهرتون‌کمپه! _مضخرف‌نگووو! _مضخرف‌‌وجود‌توعه!‌۶‌سال‌کجا‌بودی که‌از‌خواهرت‌بی‌خبری؟ بعد‌اینکه‌تشریفتو‌بردی‌المان‌خواهرت‌ معتاد‌شددد‌‌تو‌فهمیدی‌اصن؟ الان‌من‌بردمش‌کمپ‌داره‌ترک‌میکنه *با‌پریشونی‌و‌بغض‌صداش‌پرسید: _چند‌وقته؟ _۳ماه‌‌خداروشکر‌سراغ‌‌چیزای‌خطرناک نرفته‌مصرفش‌تر/یاک‌بوده چند‌روز‌دیگم‌دورش‌تموم‌میشه _میخوام‌ببینمش‌منو‌ببر‌اونجا _اون‌‌بعد‌۶‌سال‌‌اصلا‌‌میلی‌به‌دیدار‌تو‌نداره _اونش‌به‌خودم‌مربوطه‌۶‌سال‌نبودم ولی‌الان‌هستم‌نمیزارم‌هر‌کس‌و‌ناکسی خواهرمو‌بدبخت‌کنه‌ همین‌الان‌منوببر‌اونجا به‌قلم‌:هستی ادامه‌دارد..
-تلخ‌مثل‌من- 🍃🤍 رسیدیم‌‌که‌نکیسا‌جلوجلو‌رفت‌تو‌ یه‌جوری‌رفتار‌میکرد‌انگار‌من‌نوکرشم‌ الانم‌وظیفمو‌انجام‌دادم‌ با‌چشم‌غره‌ای‌از‌پشت‌سر‌بهش‌رفتم راه‌افتادم‌‌داخل‌که‌داشت‌با‌یکی‌بحث‌میکرد _من‌میخوام‌نازنین‌رسا‌رو‌ببینم _بهتون‌عرض‌کردم‌نمیشهه‌الان‌‌۱ساعته ملاقات‌تموم‌شده _من‌این‌چیزا‌حالیم‌نیست‌باید‌ببینمش _بفرما‌بیرون‌آقا‌صداتو‌بیار‌پایین‌ اصلا‌شما‌کی‌هستی‌چه‌نسبتی‌داری‌با‌خانم رسا؟ *وقتی‌دیدم‌دعوا‌داره‌اوج‌میگیره‌نکیسا‌رو کشیدم‌عقب‌‌و‌بهش‌گفتم‌وایسه‌تا‌خبرش‌ کنم _آقای‌صدری‌من‌معذرت‌میخوام‌ _آقای‌رسام‌این‌کیه‌برداشتی‌اوردی؟ حرف‌حساب‌سرش‌نمیشه _بله‌حق‌با‌شماست‌ولی‌اون‌برادر‌خانم‌رسا هستش _اونم‌چه‌برادری‌‌تو‌این‌۳‌ماه‌یاد‌خواهرش‌ نبود؟ _خارج‌بود.تازه‌اومده‌ایران‌و‌از‌اعتیاد‌ خواهرش‌با‌خبر‌شده! خواهش‌میکنم‌به‌خاطر‌من‌اجازه‌بدید فقط‌برای‌چند‌دیقه‌همو‌ببینن‌بعد‌۶‌سال _آقای‌رسام‌شما‌دیگه‌چرا‌من‌مسئولیت‌دارم نمیتونمم _شما‌بخواین‌میشه‌،‌فقط‌چند‌دیقه‌ ما‌یکی‌دو‌هفته‌بیشتر‌مهمونتون‌نیستیم _خیلی‌خب‌باشه.‌ولی‌برای‌اولین‌و‌آخرین‌ بارمه‌هر‌اتفاقی‌ام‌افتاد‌گردن‌شما! _باشه‌گردن‌من‌شما‌فقط‌بگین‌بیاد *تو‌همین‌لحظه‌رو‌به‌خانم‌ظریف‌کرد‌و ازش‌خواست‌تا‌نازنین‌و‌بیاره منم‌نکیسا‌رو‌صدا‌زدم‌که‌بیاد‌بشینه و‌منتظر‌خواهرش‌باشه به‌قلم‌:هستی ادامه‌دارد..