مَها .
نوشته بود که :
تقصیر تو نیست ،
هرچه هست زیر سر پاییز است
که به نسیمی عقل را می رباید ؛
تا دل بی اگر و امایی تنگ تو شود .
مَها .
و شاید عشق ، ترکش کنار یک نخاع باشد .
و شاید عشق ،
جدال ِاعصاب و روان یک کهنه سرباز .
مَها .
میگفت که : داشتم همرو با سید خطاب میکردم ، گلوله خلاصم کرد .
هیچ دِگر ؛
تیکه کام ِی شهید والا مقام بود خلاصه ☕️ .