🏴 زخم کهنه
ای غصهدار شیعه، چرا پس غمت نبرد؟
ای زخم، زخم کهنه! چرا مرهمت نبرد؟
ای اُشتر دوساله! چرا لال ماندهای؟
وجدان چرا به شکل بنیآدمت نبرد؟
آتش زدن به مسجد و قرآن و خانهها
نزدیک "ماجرای در و هیزم"ت نبرد؟!
چادر کشیدن از سرِ ناموس شیعیان
آیا به کوچههای بنیهاشمت نبرد؟!
رسوایی دلاربگیران و قاتلان
یک لحظه هم به یاد "رِی و گندم"ت نبرد؟!
آن نوجوان، میان سگان و درندگان
هرگز به دست و پا زدنِ قاسمت نبرد؟!
مردم که پا به پای شهیدان گریستند
این سیل غم چرا بسوی مردمت نبرد؟
◽️
ای غربت همیشهی تاریخ ای حسین
گویا دوباره مدّعیان را غمت نبرد
ما اهل کوفهایم وگرنه چرا کسی
آبی برای تشنگی مُسلمت نبرد
#مهدی_جهاندار
#اعتراض
@mehdi_jahandar
May 11
#هیهات
"ألا وَ إنّ الدعیّ ابنَ الدعیّ
قد رَکزَ بین اثنتَین
بَین السّلّةِ و الذّلّة
وَ هیهات من الذّلّة"
"سیّد الأحرار"
@mehdi_jahandar
15.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚩 شهرها میدان مین بودند و میدانگاه جنگ
گر میانداری نمیکردند میداندارها
#نماهنگ
@mehdi_jahandar
📚 نامزدهای بخش شعر بزرگسال (گروه شعر کلاسیک):
🔹 «دقایق» اثر سعید تاجمحمدی از انتشارات شهرستان ادب
🔹 «زیر ساعت حرم» اثر مریم سقلاطونی از انتشارات سوره مهر
🔹 «شعر نان نمیشود!» اثر مهدی میرزا رسولزاده از انتشارات کتاب بهار
🔹 «مرتد» اثر مهدی جهاندار از انتشارات شهرستان ادب
🔹 «یاربست» اثر سیدضیاء موسوی از انتشارات شانی
#خانه_کتاب_و_ادبیات_ایران
#هفدهمین_جشنواره_بین_المللی_شعر_فجر
@khaneh_ketab_adabiat
...نکتۀ دیگری که در بررسی اجمالی #کتاب_مرتد و در خوانش نخست غزلهای جهاندار مشاهده میشود، این است که او از تلمیحهای متعدّدی بهره برده است. اکثر این تلمیحها در دایرۀ مذهب و مستخرج از آیات و روایات است که شاعر استفادههای بجایی از آنها کرده است. از این جملهاند:
«دلا! تو از کافری گذشتی، تو از سر سامری گذشتی
کنون که بر ساحران رسیدی، عصا بینداز و مار بشکن» (غزل بیگناه، صفحۀ ۱۷)
«به کشتی بیا عشق بیجفت مانده
که همراه پیغمبر قصّه باشی
دوباره کسی در رکوع است، ای دل!
کجایی که انگشتر قصّه باشی؟» (غزل بازیگر، صفحۀ ۲۴)
«تا بپیچد در جهان آوازهایت هایهای
گریههای بیصدای هر شب داوود باش» (غزل درویش، صفحۀ ۲۷)
«آتشم را سرد کردی، سینهام را گرم کن
بار دیگر باید اسماعیل را قربان کنم
من ته چاه و برادر گرگ و دنیا تاجرند
ریسمان خلق پوسیدهست، اطمینان کنم؟
آه، ای داوود! بس کن قصّۀ پیغمبری
نی بزن تا گلّهها را عاشق چوپان کنم» (غزل عاشق، صفحۀ ۳۳)
«عشق رسواست ولی کوچه و بازاری نیست
که به لیلا برسم یا به زلیخا برسم» (غزل رسوا، صفحۀ ۳۵)
«فرعونها زیاد شدند، ای فلک! چرا
موسای دیگری متولّد نمیشود؟» (غزل زاهد، صفحۀ ۵۹)
«مگر زلیخا بیاید و سکّههاش هموزن عشق باشد
که یوسفم را دگر به هر خسته کاروانی نمیفروشم» (غزل غریق، صفحۀ ۶۱)
«کم یوسف ما را به تمسخر بنشینید
وقتی که به دست همهتان چاقوی تیزیست
درماندگی حال من خسته که داند؟
یعقوب مرا یوسف گمکرده عزیزیست» (غزل منتظر، صفحۀ ۶۳)
«حر میشوم و مست به سوی تو میآیم
بگذارد اگر گندم ری، ساقی مجلس!» (غزل ساقی، صفحۀ ۷۶)...
🔹 متن کامل این نوشته که به قلم شاعر خوب زنجانی "امیر سلیمانی" به نگارش درآمده است را میتوانید از طریق نشانی زیر مطالعه نمایید:
👉 https://shahrestanadab.com/Content/ID/12136/%DA%A9%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D8%B7%D9%84%D9%88%D8%A8-%D9%86%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1
هدایت شده از «آمین» آثار میلاد عرفان پور
🔸 * نشست ششم محفل سینمایی آرمان*
📌 نقد و برسی فیلم سرهنگ ثریا
⚜ با موضوع: امید و ناامیدی در پرداختن به تاریخ در سینما و ادبیات
✅ باحضور:
استاد محمد رضا کائینی
استاد میلاد عرفان پور
⏳ سه شنبه ۱۸ بهمن ساعت ۱۸:۳۰
📍 فرهنگسرای اندیشه
_________________________________
🇮🇷 *محفل سینمایی آرمان*
🌀 * آغازی بر پایان سینمای ضد آرمان... *
@erfanpoor
🎥@cinema_arman