eitaa logo
مهرآفرین ایرانی
293 دنبال‌کننده
13.1هزار عکس
4.1هزار ویدیو
65 فایل
💞به یقین بانوی مهرآفرین ایرانی،لبخند و آرامش زندگی است.💞 کپی مطالب مانعی نداره. لینک کانال https://eitaa.com/joinchat/3833987125C45f3bd3261
مشاهده در ایتا
دانلود
مهرآفرین ایرانی
ما نمیتوانیم مردممان را در این فضا ، بی پناه رها کنیم. مقام معظم رهبری ⚡️ #زندگی_برخط ⚡️ 🟡نهضت آموز
دوستان و همراهان عزیز کانال مهرآفرین لطفا کلیپ های چند ثانیه ای زندگی بر خط رو دنبال کنید.🙏 خصوصا مادران بزرگوار ببینید ان شاءالله که نکات خوب و کاربردی رو یاد میگیرید👌
: 💠 منظور از کمک فقط شستن ظرف و... نیست. البته این‌ها هم کمک است ولی بیشتر کمک است. کمک معنوی و فکری است. 💠مرد باید ضرورت‌های زن را درک کند، احساسات او را بفهمد و نسبت به حال او نباشد. 📕مطلع عشق، صفحه۸۰و۸۱ 🆔 https://eitaa.com/joinchat/3833987125C45f3bd3261
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
لبیک یا خامنه ای: 🌸🍀🌺🌿 🍀🌺🌿 🌺🌿 🌿 🌷﷽🌷 دختر-شینا71 گفتم: «نه، تو جبهه و امام را بیشتر از ما دوست داری.» از دستم کلافه شده بود گفت: «قدم! امروز چرا این طوری شدی؟ چرا سربه سرم می گذاری؟!» یک دفعه از دهانم پرید و گفتم: «چون دوستت دارم.» این اولین باری بود که این حرف را می زدم... دیدم سرش را گذاشت روی زانویش و های های گریه کرد. خودم هم حالم بد شد. رفتم آشپزخانه و نشستم گوشه ای و زارزار گریه کردم. کمی بعد لنگان لنگان آمد بالای سرم. دستش را گذاشت روی شانه ام. گفت: «یک عمر منتظر شنیدن این جمله بودم قدم جان. حالا چرا؟! کاش این دم آخر هم نگفته بودی. دلم را می لرزانی و می فرستی ام دم تیغ. من هم تو را دوست دارم. اما چه کنم؟! تکلیف چیز دیگری است.» کمی مکث کرد. انگار داشت فکر می کرد. بین رفتن و نرفتن مانده بود. اما یک دفعه گفت: «برای دو سه ماهتان پول گذاشته ام روی طاقچه. کمتر غصه بخور. به بچه ها برس. مواظب مهدی باش. او مرد خانه است.» گفت: «اگر واقعاً دوستم داری، نگذار حرفی که به امام زده ام و قولی که داده ام، پس بگیرم. کمکم کن تا آخرین لحظه سر حرفم باشم. اگر فقط یک ذره دوستم داری، قول بده کمکم کنی.» قول دادم و گفتم: «چشم.» از سر راهش کنار رفتم و او با آن پای لنگ رفت. گفته بودم چشم؛ اما از درون داشتم نابود می شدم. نتوانستم تحمل کنم. قرآن جیبی کوچکی داشتیم، آن را برداشتم و دویدم توی کوچه. قرآن را توی جیب پیراهنش گذاشتم. زیر بغلش را گرفتم تا سر خیابان او را بردم. ماشینی برایش گرفتم. وقتی سوار ماشین شد، انگار خیابان و کوچه روی سرم خراب شد. تمام راهِ برگشت را گریه کردم. این اولین باری بود که یک هفته بعد از رفتنش هنوز رشته زندگی دستم نیامده بود. دست و دلم به هیچ کاری نمی رفت. مدام با خودم می گفتم: «قدم! گفتی چشم و باید منتظرِ از این بدترش باشی.» از این گوشه اتاق بلند می شدم و می رفتم آن گوشه می نشستم. فکر می کردم هفته پیش صمد اینجا نشسته بود. این وقت ها داشتیم با هم ناهار می خوردیم. این وقت ها بود فلان حرف را زد. خاطرات خوب لحظه هایی که کنارمان بود، یک آن تنهایم نمی گذاشت. خانه حزن عجیبی گرفته بود. غم و غصه یک لحظه دست از سرم برنمی داشت. همان روزها بود که متوجه شدم باز حامله ام. انگار غصه بزرگ تری از راه رسیده بود. باید چه کار می کردم؛ چهار تا بچه. من فقط بیست و دو سالم بود. 🌹https://eitaa.com/joinchat/3833987125C45f3bd3261
لبیک یا خامنه ای: 🌸🍀🌺🌿 🍀🌺🌿 🌺🌿 🌿 🌷﷽🌷 گفت: «یادم هست. ولی تابستانش که پیش هم بودیم، خیلی خوش گذشت. فکر کنم فقط آن موقع بود که این همه با هم بودیم.» چایش را سر کشید و گفت: «جنگ که تمام بشود. یک ماشین می خرم و دور دنیا می گردانمت. با هم می رویم از این شهر به آن شهر.» به خنده گفتم: «با این همه بچه.» گفت: «نه، فقط من و تو. دوتایی.» گفتم: «پس بچه ها را چه کار کنیم.» گفت: «تا آن وقت بچه ها بزرگ شده اند. می گذاریمشان خانه. یا می گذاریمشان پیش شینا.» سرم را پایین انداختم و گفتم: «طفلی شینا. از این فکرها نکن. حالا حالا ها من و تو دونفری جایی نمی توانیم برویم. مثل اینکه یکی دیگر در راه است.» استکان چای را گذاشت توی سینی و گفت: «چی می گویی؟!» بعد نگاهی به شکمم انداخت و گفت: «کِی؟!» گفتم: «سه ماهه ام.» گفت: «مطمئنی؟!» گفتم: « با خانم آقا ستار رفتیم دکتر. او هم حامله است. دکتر گفت هر دویتان یک روز زایمان می کنید. می دانستم این بار خودش هم خیلی خوشحال نیست. اما می گفت: «خوشحالم. خدا بزرگ است. توی کار خدا دخالت نکن. حتماً صلاح و مصلحتش بوده. بالاخره سنگر آماده شد؛ یک پناهگاه کوچک، یک، در یک و نیم متری. با خوشحالی می گفت: «به جان خودم، بمب هم رویش بخورد طوری اش نمی شود.» دو سه روز بعد رفت، اما وقتی روحیه و حال مرا دید، قول داد زود برگردد. این بار خوش قول بود. بیست روز بعد برگشت. بیشتر از قبل محبت می کرد. هر جا می رفت، مهدی را با خودش می برد. می گفت: «می دانم مهدی بچه پرجنب و جوشی است و تو را اذیت می کند.» یک روز طبق معمول مهدی را بغل کرد و با خودش برد؛ اما هنوز نرفته صدای گریه مهدی را از توی کوچه شنیدم. با هول دویدم توی کوچه. مهدی بغل صمد بود و داشت گریه می کرد. پرسیدم: «چی شده؟! گفت: «ببین پسرت چقدر بلا شده، در داشبورد را باز کرده و می خواهد کنسرو بخورد.» گفتم: «خوب بده بهش؛ بچه است.» مهدی را داد بغلم و گفت: «من که حریفش نمی شوم، تو ساکتش کن.» گفتم: «کنسرو را بده بهش، ساکت می شود.» گفت: «چی می گویی؟! آن کنسرو را منطقه به من داده بودند، بخورم و بجنگم. حالا که به مرخصی آمده ام، خوردنش اشکال دارد.» 🌹https://eitaa.com/joinchat/3833987125C45f3bd3261
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✋🏻 دل، هوایِ روی ماه یار دارد جمعه ها، دل، هوای دیدن دلدار دارد جمعه ها، صبحِ جمعه چشم در راهیم ما ای عاشقان! یار با ما وعده ی دیدار دارد جمعه ها... 💚 🙏🏻 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ https://eitaa.com/joinchat/3833987125C45f3bd3261
✨✨ قرائت دعای عهد ✨✨ 🌹🌹به نیابت از شهید🌹🌹 🌹حاج حسین بصیر🌹 امام صادق علیه السلام می فرمایند: هر کس چهل صبح بعد از نماز صبح دعای عهد را بخواند، از یاوران حضرت مهدی عجل الله محسوب می شود🌼 صبحتون معطر به نگاه شهدا🌹 🌟ان شاءالله هر روز به نیابت از یک شهید دعای عهد رو قرائت میکنیم. ✳️تا پایان چله چهارم دعای عهد فقط👇 ✨✨37 روز مانده✨✨ https://eitaa.com/joinchat/3833987125C45f3bd3261
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🚩🚩چله زیارت عاشورا🚩🚩 🚩🚩🚩🚩🚩🚩🚩🚩🚩🚩 ✨منتظران حضرت مهدی عج الله از امروز ان شاءالله به مدت 40روز نیت میکنیم به نیابت از خانم حضرت نرجس سلام الله علیها زیارت عاشورا رو به نیت سلامتی و فرج آقامون بخونیم. 🙏 🚩🚩🚩🚩🚩🚩🚩🚩🚩🚩 ✳️روز بیست و چهارم ☑️شروع چله از 99/7/9 https://eitaa.com/joinchat/3833987125C45f3bd3261
⚜⚜⚜اعمال روز جمعه⚜⚜⚜ ✳️1. آنکه در نماز صبح این روز، در رکعت اول سوره «جمعه» بخواند و در دوم «توحید». ✳️2. روایت است که:هرکه بعد از نماز ظهر و نماز صبح در روز جمعه و غیر جمعه بگوید، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ نمیرد تا حضرت قائم را دریابد. ✳️3. بعد از نماز صبح، سوره «الرحمن» بخواند. ✳️4. «شیخ طوسی» فرموده که:سنت است بعد از نماز صبح روز جمعه صد مرتبه «توحید» و صد مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد و صد مرتبه استغفار کند و هر یک از این سوره ها را بخواند:«نساء»، «هود»، «کهف»، «صافات» و «الرحمن». ✳️5. سوره «احقاف» و «مؤمنین» را بخواند. ✳️6. غسل جمعه کند، و آن از سنت های مؤکده است و وقت آن بعد از طلوع فجر است تا زوال آفتاب، و هرچه به زوال نزدیک شود، بهتر است. ✳️7. ناخن و شارب بگیرد و در آن حین بخواند:«بَسْمِ اللهِ وَ بِالله، وَ علی سُنَّهِ مُحَمَّدٍ و آل محمد صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ» و در گرفتن ناخن، ابتدا کند به انگشت کوچک دست چپ، و ختم کند به انگشت کوچک دست راست، و همچنین کند در گرفتن ناخن های پای خود. ✳️8. بوی خوش به کار برد. ✳️9.صدقه بدهد. ✳️10. آنکه برای اهل و عیال، چیز نیکوی تازه از میوه و گوشت بخرد، تا شاد شوند به آمدن جمعه. ✳️11. هنگامی که ناشتاست، انار بخورد. ✳️12. خود را از کارهای دنیا فارغ سازد و مشغول به آموختن مسائل دین خود شود، نه آنکه روز جمعه را صرف کند به سیر و گشت و تفرج در باغ ها و مزارع مردمان و مصاحبت با اراذل و بیماران و خوانندگی و مسخره گی و عیب گویی مردمان و خنده های قهقهه و خواندن اشعار و خوض در باطل و امثال اینها که مفاسدش زیاده از آن است که ذکر شود. ✳️13. به زیارت اموات و زیارت قبر پدر و مادر، یا یکی از ایشان برود که فضیلت دارد. ✳️14. در وقت صبح دعای «ندبه» را که از اعمال اعیاد اربعه است، بخواند. ✳️15. نماز ظهر جمعه را به «جمعه» و «منافقین»، و عصر را به «جمعه» و «توحید» بخواند. ✳️16. بعد از عصر، هفتاد مرتبه بگوید:«اَسْتَغْفِرُاللهَ وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ». ✳️17. بعد از عصر صد مرتبه سوره «قدر» بخواند و اگر نتواند ده مرتبه را ترک نکند، و خواندن ده مرتبه «قدر» بعد از عصر در هر روزی مستحب است و فضیلت بسیار دارد. ✳️18. در ساعت آخر روز جمعه، دعای «سمات» را بخواند. https://eitaa.com/joinchat/3833987125C45f3bd3261
✅بهترین نوع انار؟ ✍بهترین نوع انار، اناریست که کاملاً رسیده باشد، دانه‌های آن بزرگ و آبدار باشد و هسته وسط دانه نرم و نسبتاً کوچک باشد. بهتر است دانه‌های انار را با کمی‌از پره‌ها و پیه میان دانه‌ها بخوریم تا موجب ضعف معده نشود. https://eitaa.com/joinchat/3833987125C45f3bd3261