کسے قدم به حرم ، بى مدد نخواهدزد
بدون واسطه دَم ازخدا نخواهد زد
گداى کوى رضا شو ، که آن امام رئوف
به سینه احدى دست رد نخواهد زد...
💚صلوات خاص امام رضا علیه السلام
به نیت خشنودی آن حضرت و برآورده شدن حاجات شما مهرآفرینان عزیز💚
⚜اللهّمَ صَلّ عَلی عَلی بنْ موسَی الرّضا المرتَضی⚜ الامامِ التّقی النّقی ⚜ و حُجَّّتکَ عَلی مَنْ فَوقَ الارْضَ⚜ و مَن تَحتَ الثری⚜ الصّدّیق الشَّهید ⚜صَلَوةَ کثیرَةً تامَةً⚜ زاکیَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه⚜ کافْضَلِ ما صَلّیَتَعَلیاَحَدٍ مِنْ اوْلیائِک⚜
https://eitaa.com/joinchat/3833987125C45f3bd3261
لبیک یا خامنه ای:
🌸🍀🌺🌿
🍀🌺🌿
🌺🌿
🌿
🌷﷽🌷
#دختر_شینا14
مردم صلوات می فرستادند. یکی از مردهای فامیل، که صدای خوبی داشت، تصنیف های قشنگی درباره حضرت محمد(ص) می خواند و همه صلوات می فرستادند.
صمد رفته بود روی پشت بام و به همراه ساقدوش هایش انار و قند و نبات توی کوچه پرت می کرد.
هر لحظه منتظر بودم نبات یا اناری روی سرم بیفتد، اما صمد دلش نیامده بود به طرفم چیزی پرتاب کند.
مراسم عروسی با ناهار دادن به مهمان ها ادامه پیدا کرد. عصر مهمان ها به خانه هایشان برگشتند. نزدیکان ماندند و مشغول تهیه شام شدند.
دو روز اول، من و صمد از خجالت از اتاق بیرون نیامدیم. مادر صمد صبحانه و ناهار و شام را توی سینی می گذاشت. صمد را صدا می زد و می گفت: «غذا پشت در است.»
ما کشیک می دادیم، وقتی مطمئن می شدیم کسی آن طرف ها نیست، سینی را برمی داشتیم و غذا را می خوردیم.
رسم بود شب دوم، خانواده داماد به دیدن خانواده عروس می رفتند. از عصر آن روز آرام و قرار نداشتم. لباس هایم را پوشیده بودم و گوشه اتاق آماده نشسته بودم.
می خواستم همه بدانند چقدر دلم برای پدر و مادرم تنگ شده و این قدر طولش ندهند. بالاخره شام را خوردیم و آماده رفتن شدیم.
داشتم بال درمی آوردم. دلم می خواست تندتر از همه بدوم تا زودتر برسم.
به همین خاطر هی جلو می افتادم. صمد دنبالم می آمد و چادرم را می کشید.
وقتی به خانه پدرم رسیدیم، سر پایم بند نبودم.
پدرم را که دیدم، خودم را توی بغلش انداختم و مثل همیشه شروع کردم به بوسیدنش.
اول چشم راست، بعد چشم چپ، گونه راست و چپش، نوک بینی اش، حتی گوش هایش را هم بوسیدم.
شیرین جان گوشه ای ایستاده بود و اشک می ریخت و زیر لب می گفت: «الهی خدا امیدت را ناامید نکند، دختر قشنگم.»
خانواده صمد با تعجب نگاهم می کردند. آخر توی قایش هیچ دختری روی این را نداشت این طور جلوی همه پدرش را ببوسد.
چند ساعت که در خانه پدرم بودم، احساس دیگری داشتم. حس می کردم تازه به دنیا آمده ام. کمی پیشِ پدرم می نشستم.
دست هایش را می گرفتم و آن ها را یا روی چشمم می گذاشتم، یا می بوسیدم.
گاهی می رفتم و کنار شیرین جان می نشستم. او را بغل می کردم و قربان صدقه اش می رفتم.
عاقبت وقت رفتن فرا رسید. دل کندن از پدر و مادرم خیلی سخت بود. تا جلوی در، ده بار رفتم و برگشتم.
مرتب پدرم را می بوسیدم و به مادرم سفارشش را می کردم: «شیرین جان! مواظب حاج آقایم باش. حاج آقایم را به تو سپردم. اول خدا، بعد تو و حاج آقا.»
توی راه برعکس موقع آمدن آهسته راه می رفتم. ریزریز قدم برمی داشتم و فاصله ام با بقیه زیاد شده بود.
دور از چشم دیگران گریه می کردم.
https://eitaa.com/joinchat/3833987125C45f3bd3261
🔴 #سیاستهای_زنانه
💠 لباس آشپزی را براي شوهر و لباس تميز و گرانقيمت را برای مهمانی اختصاص ندهيد!
💠 بلكه بهترين و تميزترين لباس را برای شوهر خود بپوشيد! و از نتایج آن لذت ببرید!
🆔 https://eitaa.com/joinchat/3833987125C45f3bd3261
#شب_پنجم_محرم
#روضه_اطفال_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
متن روضه 1
🔸دید زینب چون به دشت کربلا
🔸گشته بی یاور حسینش از جفا
تا خانم زینب کبری سلام الله علیها دید برادر تنها مونده...
صدای غربتش بلنده...
حسینش دیگه یاری نداره...
بچه هاش رو اماده کرد...
🔸کرد بهر یاری آن ممتحن
🔸هر دوطفل خویش را در بر کفن
صدا زد... عزیزانم...
ببینید آقاتون حسین غریب و تنها شده...
دیگه یاری نداره...
عزیزانم... من شما رو برا مثل یه همچین روزی تربیت کردم...
برید جانتون رو فدای آقاتون کنید...
قربان معرفتت بی بی جانم.. زینب...
🔸بوسه زد از مهربانی رویشان
🔸زد گلاب و شانه بر گیسویشان
خدا میدونه خیلی سخته برای یه مادر...
میدونی بالاترین لذت دنیا چیه...
بالاترین لذت دنیا اینه که خدا بهت فرزندی بده...
مقابل چشمات قد بکشه...
بزرگ بشه...
جوون بشه...
جلوت راه بره...
به قد و بالاش نگاه کنی...
اگه جوون داری بهتر میفهمی چی ميگم...
اما خدا نکنه کسی داغ جوونش رو ببینه...
الهی جوون مرده تو مجلسمون نباشه...
خدایا خیلی سخته برای زینب...
صدا زد... عزیزان من...
برید از آقاتون ابی عبدالله اذن میدان بگیرید...
بچه ها اومدن کنار ابی عبدالله...
آقا جان اذن میدان بده...
هر کاری میکنن ابی عبدالله قبول نمیکنه...
اصرار کردن...
آقا... ما طاقت نداریم زنده باشیم عطش بچه ها رو ببینیم...
طاقت نداریم اسارت اهل حرم رو ببینیم...
طاقت نداریم تازیانه خوردن مادرمون رو ببینیم...
ما طاقت نداریم صدای غربت شما رو بشنویم...
آقا بزار جانمون رو فدات کنیم حسین
🔸مکن نا مهربانی ای برادر
حالا حرف دل زینب...
🔸مکن نا مهربانی ای برادر
🔸مسوزان این چنین تو قلب خواهر
خودم و بچه هام فدای تو حسین...
🔸پسرهای مرا از خود مرنجان
🔸غلام اکبرند و عبد اصغر
انقدر اصرار کردن بلاخره...
هر طوری بود اقا اجازه داد...
گلهای زینب رفتن میدان...
جنگ نمایانی کردند...
خیلی از این نانجیب ها رو به درک واصل کردند...
اما... امان از اون لحظه ای که صداشون به ناله بلند شد...
یا حسین...
آقا به دادمون برس...
ابی عبدالله سریع خودش رو رسوند...
کنار بدن پاره پاره گلهای زینب...
اومد بچه ها رو در آغوش گرفت...
لحظات آخره...
وقتی آقا زاده ها نگاه کردند...
دیدند ابی عبدالله اومده بالاسرشون...
آماده ای بگم یا نه...
اما ساعتی بعد...
گودی قتلگاه...
وقتی ابی عبدالله چشم ها رو باز کرد... ببینه...
والشمر جالس علی صدره...
شمر رو سینه اش نشسته...😭
از سویدای دلت صدا بزن یا حسین
🔸دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نشد
🔸آری آن جلوه که فانی نشود نور خداست
الا لعنت الله علی القوم الظالمین
https://eitaa.com/joinchat/3833987125C45f3bd3261
🚩سوالات مسابقه کتابخوانی شماره🚩
🚩🚩🚩🚩🚩 چهار🚩🚩🚩🚩🚩
1-در تحریفاتی که آمده امام حسین علیه السلام چه کسی رو میخواسته در کربلا داماد کند؟
2-چه قضیه ای در تاریخ معتبرترین سند را دارد؟به چه دلیل؟
3-در شب عاشورا امام حسین علیه السلام یاران خود را در چه خیمه ای جمع کرد؟
4-دشمن در چه چیزی نتوانسته تحریفی ایجاد کند؟
5-پیشوایان دین از زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه اطهار دستور چه چیزی را دادند؟
✅برای پاسخگویی به سوالات از صفحه67تا82رو مطالعه کنید.
⏳لطفا جواب ها رو تا فرداشب به آیدی زیر ارسال کنید 👇
@YaMahdiAdreknie313
✳️ان شاءالله هرشب سوال ها رو در کانال سنجاق میکنیم👌پس در اینجا ما رو دنبال کنید.
https://eitaa.com/joinchat/3833987125C45f3bd3261
شکوه صبح زیبایتان
آکنده ازشادیهای بیپایان
عمرتان جاویدان
امیدوارم امروز
زیباترین لبخندها بر لبانتان
بالاترین دستها نگهبانتان
قشنگترین چشمها
بدرقه راهتان باشد
سلام صبحتون زیبا
https://eitaa.com/joinchat/3833987125C45f3bd3261
✨✨ قرائت دعای عهد ✨✨
🌹🌹به نیابت از شهید🌹🌹
🌹محمدعلی معصومی🌹
امام صادق علیه السلام
می فرمایند:
هر کس چهل صبح بعد از نماز صبح دعای عهد را بخواند، از یاوران حضرت مهدی عجل الله محسوب می شود🌼
صبحتون معطر به نگاه شهدا🌹
🌟ان شاءالله هر روز به نیابت از یک شهید دعای عهد رو قرائت میکنیم.
✳️تا پایان چله دوم دعای عهد فقط👇
✨✨16 روز مانده✨✨
https://eitaa.com/joinchat/3833987125C45f3bd3261
🚩🚩چله زیارت عاشورا🚩🚩
🏴منتظران مهدی فاطمه سلام الله از امروز ان شاءالله به مدت 40روز نیت میکنیم به نیابت از آقا ابا عبدالله الحسین علیه السلام و شهدای کربلا زیارت عاشورا رو به نیت فرج امام زمان عج الله بخونیم. 🙏 🙏 🙏
🚩🚩🚩🚩🚩🚩🚩🚩🚩🚩
🏴روز پنجم
☑️شروع چله از 99/5/31
🚩محرم99
https://eitaa.com/joinchat/3833987125C45f3bd3261