کسے قدم به حرم ، بى مدد نخواهدزد
بدون واسطه دَم ازخدا نخواهد زد
گداى کوى رضا شو ، که آن امام رئوف
به سینه احدى دست رد نخواهد زد...
💚صلوات خاص امام رضا علیه السلام
به نیت خشنودی آن حضرت و برآورده شدن حاجات شما مهرآفرینان عزیز💚
⚜اللهّمَ صَلّ عَلی عَلی بنْ موسَی الرّضا المرتَضی⚜ الامامِ التّقی النّقی ⚜ و حُجَّّتکَ عَلی مَنْ فَوقَ الارْضَ⚜ و مَن تَحتَ الثری⚜ الصّدّیق الشَّهید ⚜صَلَوةَ کثیرَةً تامَةً⚜ زاکیَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه⚜ کافْضَلِ ما صَلّیَتَعَلیاَحَدٍ مِنْ اوْلیائِک⚜
https://eitaa.com/joinchat/3833987125C45f3bd3261
🔴 #مسئولیت_در_قبال_همسران_دیگر
💠 روزی پسر حاج آقا وحید بهبهانی برای همسرش #لباس زیبا و گران قیمتی خرید. آیت الله بهبهانی با این کار پسرش مخالفت کرد. پسر که قصد لجاجت یا اهانت به پدر را نداشت، در پاسخ اعتراض وی آیه ۳۲ سوره اعراف را تلاوت کرد: «بگو چه کسی زینتها و رزقها و غذاهای پاکیزه را که خداوند برای بندگانش آفریده، حرام کرده است؟» سپس افزود: «پدر جان! مگر پوشیدن لباس های زیبا برای زنان #حرام است که میگویید چرا این لباس را برای زنم خریدهام؟» آیتالله بهبهانی با لحنی آرام به پسرش گفت: «اینها #حرام نیست، ولی من مرجع تقلید مردم هستم. از این رو، #مسئولیت بزرگی بر عهده دارم. شما نیز به عنوان فرزندانم مسئولید. در جامعهی ما، افراد #فقیر و نیازمندِ بسیاری وجود دارند. وقتی توانایی مالی نداریم آنها را از نظر مالی هم سطح خود کنیم، باید به گونهای رفتار کنیم که برای آنان #قوّت_قلب باشیم تا اگر زنی از شوهر فقیرش لباس گران قیمتی خواست و مرد قدرت خریدش را نداشت، بتواند بگوید مگر زن یا عروس وحید بهبهانی این گونه لباس میپوشند که تو نیز بپوشی؟»
📙قصص العلماء، ص ۲۰۳
🆔 https://eitaa.com/joinchat/3833987125C45f3bd3261
لبیک یا خامنه ای:
🌸🍀🌺🌿
🍀🌺🌿
🌺🌿
🌿
🌷﷽🌷
#دختر_شینا36
گفت: «دخترم را بده ببینم.»
گفتم: «من حالم خوب نیست. خودت بردار.
گفت: «نه.. اگر زحمتی نیست، خودت بگذارش بغلم. بچه را از تو بگیرم، یک لذت دیگری دارد.»
هنوز شکم و کمرم درد می کرد، با این حال به سختی خم شدم و بچه را از توی گهواره برداشتم و گذاشتم توی بغلش.
بچه را بوسید و گفت: «خدایا صد هزار مرتبه شکر. چه بچه خوشگل و نازی.»
همان شب صمد مهمانی گرفت و پدرم اسم اولین بچه مان را گذاشت، خدیجه.
بعد از مهمانی، که آب ها از آسیاب افتاد، پرسیدم: «چند روز می مانی؟!»
گفت: «تا دلت بخواهد، ده پانزده روز.»
گفتم: «پس کارت چی؟!»
گفت: «ساختمان را تحویل دادیم. تمام شد. دو سه هفته دیگر می روم دنبال کار جدید.»
اسمش این بود که آمده بود پیش ما. نبود، یا همدان بود یا رزن، یا دمق.
من سرم به بچه داری و خانه داری گرم بود. یک شب سفره را انداخته بودم، داشتم بشقاب ها را توی سفره می چیدم.
صمد هم مثل همیشه رادیویش را روشن کرده بود و چسبانده بود به گوشش.
قابلمه غذا را آوردم. گفتم: «آن را ولش کن بیا شام بخوریم، خیلی گرسنه ام.»
نیامد. نشستم و نگاهش کردم. دیدم یک دفعه رادیو را گذاشت زمین و بلند شد. بشکنی توی هوا زد و دور اتاق چرخید.
بعد رفت سراغ خدیجه او را از توی گهواره برداشت. بغلش کرد و بوسید. و روی یک دست بلندش کرد.
به هول از جا بلند شدم و بچه را گرفتم و گفتم: «صمد چه خبر شده. بچه را چه کار داری. این بچه هنوز یک ماهش هم نشده. چلّه گی دارد. دیوانه اش می کنی!»
می خندید و می چرخید و می گفت: «خدایا شکرت. خدایا شکرت!»
خدیجه را توی گهواره گذاشتم. آمد و شانه هایم را گرفت و تکانم داد. بعد سرم را بوسید و گفت: «قدم! امام دارد می آید. امام دارد می آید.
الهی قربان تو و بچه ات بروم که این قدر خوش قدمید.
بعد کتش را از روی جالباسی برداشت.
ماتم برده بود. گفتم: «کجا؟!»
گفت: «می روم بچه ها را خبر کنم. امام دارد می آید!»
این ها را با خنده می گفت و روی پایش بند نبود. خدیجه از سر و صدای صمد خواب زده شده بود. گفتم: «پس شام چی؟! من گرسنه ام.»
برگشت و تیز نگاهم کرد و گفت: «امام دارد می آید. آن وقت تو گرسنه ای. به جان خودم من اشتهایم کور شد. سیر سیرم.»
https://eitaa.com/joinchat/3833987125C45f3bd3261
لبیک یا خامنه ای:
🌸🍀🌺🌿
🍀🌺🌿
🌺🌿
🌿
🌷﷽🌷
#دختر_شینا37
به بهانه اینکه سردش شده بود آمد توی اتاق. زیر کرسی نشست. دستش را گذاشت زیر لحاف تا گرم شود.
کمی بعد گرمِ تعریف شد. از کارش گفت، از دوستانش، از اتفاقاتی که توی هفته برایش افتاده بود. خدیجه را خوابانده بودم سمت راستم، و بچه هم طرف دیگرم بود.
گاهی به این شیر می دادم و گاهی دستمال خیس روی پیشانی خدیجه می گذاشتم.
یک دفعه ساکت شد و رفت توی فکر و گفت: «خیلی اذیتت کردم. من را حلال کن. از وقتی با من ازدواج کردی، یک آب خوش از گلویت پایین نرفته. اگر مرا نبخشی، آن دنیا جواب خدا را چطور بدهم.»
اشک توی چشم هایم جمع شد. گفتم: «چه حرف ها می زنی!»
گفت: «اگر تو مرا نبخشی، فردای قیامت روسیاهِ روسیاهم.»
گفتم: «چرا نبخشم؟!»
دستش را از زیر لحاف دراز کرد و دستم را گرفت. دست هایش هنوز سرد بود.
گفت: «تو الان به کمک من احتیاج داری. اما می بینی نمی توانم پیشت باشم.
انقلاب تازه پیروز شده. اوضاع مملکت درست و حسابی سر و سامان نگرفته. کلی کار هست که باید انجام بدهیم.
اگر بمانم پیش تو، کسی نیست کارها را به سرانجام برساند. اگر هم بروم، دلم پیش تو می ماند.»
گفتم: «ناراحت من نباش. اینجا کلی دوست و آشنا، و خواهر و برادر دارم که کمکم کنند.
خدا شیرین جان را از ما نگیرد. اگر او نبود، خیلی وقت پیش از پا درآمده بودم.
تو آن طور که دوست داری به کارت برس و خدمت کن.»
دستم را فشار داد. سرش را که بالا گرفت، دیدم چشم هایش سرخ شده. هر وقت خیلی ناراحت می شد، چشم هایش این طور می شد.
هر چند این حالتش را دوست داشتم، اما هیچ دلم نمی خواست ناراحتی اش را ببینم.
من هم دستش را فشار دادم و گفتم: «دیگر خوب نیست. بلند شو برو. الان همه فکر می کنند با هم دعوایمان شده.»
خواهرم پشت پنجره ایستاده بود. به شیشه اتاق زد. صمد هول شد. زود دستم را رها کرد.
خجالت کشید. سرخ شد. خواهرم هم خجالت کشید، سرش را پایین انداخت و گفت: «آقا صمد شیرین جان می خواهد برنج دم کند. می آیید سر دیگ را بگیریم؟»
بلند شد برود. جلوی در که رسید، برگشت و نگاهم کرد و گفت:
«حرف هایت از صمیم دل بود؟»
خندیدم و گفتم: «آره، خیالت راحت.»
ظهر شده بود. اتاق کوچک مان پر از مهمان بود. یکی سفره می انداخت و آن یکی نان و ماست و ترشی وسط سفره می گذاشت.
https://eitaa.com/joinchat/3833987125C45f3bd3261
🚩سوالات مسابقه کتابخوانی شماره🚩
🚩🚩🚩 بیست و سه🚩🚩🚩
۱-امویها بعد از قتل عثمان به چه چیزهایی دست یافتند؟چه چیزی را کسر داشتند؟
۲-چه کسانی سبب فساد در دستگاه عثمان شدند؟
۳-چه چیز به وسیله امویان در عهد عثمان سبب نارضایتی عمومی شد؟
۴-سه کاری که معاویه لعنت الله علیه برای مبارزه با فکر حضرت علی علیه السلام کرد چه بود؟
۵-بعد از مرگ معاویه چه سنت های بدی به جا ماند فقط ذکر شود نیازی به توضیح نیست...
✅برای پاسخگویی به سوالات از صفحه ۱۱ تا۲۰ کتاب حماسه حسینی جلد دوم شهید مطهری رو مطالعه کنید.
⏳لطفا جواب ها رو تا فرداشب به آیدی زیر همراه با نام و نام خانوادگی ارسال کنید 👇
@YaMahdiAdreknie313
✳️ان شاءالله هرشب سوال ها رو در کانال سنجاق میکنیم👌پس در اینجا ما رو دنبال کنید.
🔴لطفا جواب ها رو هرشب همراه با نام و نام خانوادگی برای ما ارسال کنید. 🔴
https://eitaa.com/joinchat/3833987125C45f3bd3261
🔴🔴🔴🔔🔔🔔🔔🔴🔴🔴
لطفا توجه کنید دوستانی که در مسابقه کتابخوانی حماسی حسینی شرکت میکنند
چون کانال مخصوص بانوان هست لذا فقط بانوان میتونن در این مسابقه شرکت کنن🙏🙏
آرزو میکنم در این صبح زیبا
نسیم مهر، زلف خاطرتان را بیاراید
تپش عشق، حیات را در وجودتان گل افشانی کند
و شور زندگی درجانتان متلاطم گردد
سلام؛
صبح زیباتان بخیر🌺
https://eitaa.com/joinchat/3833987125C45f3bd3261
✨✨ قرائت دعای عهد ✨✨
🌹🌹به نیابت از شهید🌹🌹
🌹مصطفی پیران🌹
امام صادق علیه السلام
می فرمایند:
هر کس چهل صبح بعد از نماز صبح دعای عهد را بخواند، از یاوران حضرت مهدی عجل الله محسوب می شود🌼
صبحتون معطر به نگاه شهدا🌹
🌟ان شاءالله هر روز به نیابت از یک شهید دعای عهد رو قرائت میکنیم.
✳️تا پایان چله سوم دعای عهد فقط👇
✨✨34 روز مانده✨✨
https://eitaa.com/joinchat/3833987125C45f3bd3261