هدایت شده از
برای : Memories .
داستان تو شبیه به ورق زدن یک دفتر خاطرات خاکگرفته توی یک زیرشیروانیه . تو تویه این انیمه کسی هستی که همیشه حقیقت رو پشت نوشته ها و نقاشی هاش پنهان میکنه . برخلاف ظاهر آروم و پایه بودنت ذهن تو مدام در حال روایت کردن سناریوهای مختلفه .
در اخر هم داستان تو با یک سکوت سنگین تموم نمیشه بلکه با یک پردهبرداری ظریف تموم میشه 😝 در آخرین سکانس وقتی همه فکر میکنن ماجرا به پایان رسیده ، تو در حالی که داری یکی از دفترهات رو میسوزونی یا دفن میکنی به دوربین لبخند میزنی . انیمه با این صحنه تموم میشه که تو بدون هیچ ردی در حالی که یه لبخند خیلی محو روی لباته درِ یک دنیای جدید رو باز میکنی .
ولی بیخیال اون یکم زیادی عجیبه که تو این موقعیتی که دارم همچین حسی داشته باشم(بیخیال ازش لذت میبرم*)