رویای بچگیم داشتن یه انجمن بود که باهم مردم رو اذیت میکنیم، زبان جدید اختراع میکنیم و کارهای متفاوت میکنیم
خاطرات خاک خورده
رویای بچگیم داشتن یه انجمن بود که باهم مردم رو اذیت میکنیم، زبان جدید اختراع میکنیم و کارهای متفاوت
منو خواهرم و پسر خالهم یه خط جدید اختراع کردیم😮
خاطرات خاک خورده
I'm sick and I'm tired too
I can admit, I am not fireproof
I feel it burning me
هدایت شده از گلپونه ها|به وقت شعر
سبز گَشتم زِ نو جوانه زدم
با تو گُل کردم و بهار شدم
هر رَگَم جوی خونِ هستی شد
پر شدم،پر ز انتظار شدم