eitaa logo
- 𝐿𝘪𝘭𝘪𝘵𝘩, 𝑅𝘦𝘥 𝐷𝘦𝘦𝘳 ❀ -
82 دنبال‌کننده
403 عکس
129 ویدیو
2 فایل
ثبـــٮ݂ شدۀ دࢪ لیـــست دلي ( @stolitzkiss ) دیلي هآی فعآل 3: 𖤓 𝐷𝑖𝑑 𝑦𝑜𝑢 𝑔𝑒𝑡 𝑒𝑛𝑜𝑢𝑔𝒉 𝑙𝑜𝑣𝑒, 𝑀𝑦 𝑙𝑖𝑡𝑡𝑙𝑒 𝑑𝑜𝑣𝑒?, 𝑊𝒉𝑦 𝑑𝑖𝑑 𝑦𝑜𝑢 𝑐𝑟𝑦?.. 𖤓 𝑀𝑒 : @FallenLilith
مشاهده در ایتا
دانلود
الان وقت آشنایی با اوسی جدیدمه☝️🏻✨
اینم از سپرین خانم✨
- 𝐿𝘪𝘭𝘪𝘵𝘩, 𝑅𝘦𝘥 𝐷𝘦𝘦𝘳 ❀ -
اینم از سپرین خانم✨
اسم :: سپرین « Sapphire » فامیلی :: لاولاست « Lovelust » سن :: ۲۹۳ « بیست و سه سالگی » تاریخ تولد :: ۳۰ سپتامبر ۱۹۳۰ «انسان» جنسیت :: زن گرایش :: آسکشوال / دمی‌سکشوال تایپ :: Entp نژاد :: فرشته سقوط‌کرده / شیطان / یه رگه آهویی ملیت :: فرانسوی علایق :: کتاب‌خوندن ، ویولن زدن ، خندیدن ، کادوهای دست‌ساز ، گل های رز سرخ و لیلیوم ، خون ، عدالت تنفرات :: خیانت ، دروغ‌گفتن ، از پشت بهش خنجر بزنن ، بی‌عدالتی ، حشرات دلیل مرگ :: زمانی که درحال برگشت از کلاس ویولنی بود که برای بچه‌ها تشکیل داده بود ، با تفنگ سه بار به سپرین شلیک میکنن و بخاطر خون‌ریزی شدید از دنیا میره قدرت/موهبت :: قدرت های تاریک و سیاه ، سفر کردن به بعد های مختلف ، متوقف کردن زمان عنصر :: آتش / تاریکی سلاح :: شمشیر ، عصای تاریکی شغل :: نوازنده ویولن « از خانواده های سرشناس درموقع خودش بودن » · · ────── ·𖥸· ────── · · خانواده :: مادر :: آوا « مادر سپرین دختر سرشناس فرشته های بالامقام بوده و در این پس سپرین هم از فرشته های بالامقام شناخته می‌شده ، آوا رابطه خیلی قشنگی با سپرین داشته و همیشه داستان میخوندن ، ویولن میزدن و گل می‌کاشتن و خلاصه سپرین خیلی به مادرش نزدیک بوده » پدر :: نوآه « سپرین و نوآه زیاد رابطه نزدیکی نداشتن ، ولی خب نوآه همیشه برای سپرین کتاب های مختلف میخوند و علاقه سپرین به خوندن کتاب از پدرش میاد » برادر :: نیکولای « سپرین و نیکولای همیشه باهم بودن ، بازی های مختلف میکردن ، نقاشی می‌کشیدن ، به هم میخندین و خیلی بهم وابسته بودن ، و زمانی که سپرین به جهنم تبعید میشه نیکولای بیشتر از همه برای سپرین گریه می‌کنه » دوست صمیمی :: آوریل « بهترین دوست سپرین زمانی که بهشت بود ، آوریل هست که همیشه باهم بودن ، برای هم کادو درست میکردن ، آهنگ میساختن ، گل برای هم میچیدن و خلاصه کلی باهم خوش میگذروندن ، و وقتی که سپرین به جهنم تبعید میشه ، آوریل خیلی دلتنگش میشه و هنوزم هست » · · ────── ·𖥸· ────── · · - دلیل تبعید شدن سپرین به جهنم :: زمانی که درحال ویولن زدن بود چشمش به یه خون طلایی می‌افته ، و میبینه یکی از دوستای قدیمیش ، اِوِلین درحال جون دادنه ، و وقتی که درحال کمک کردن به اولینه ، سپرین به عنوان کسی که این بلا رو سر اولین آورده میبینن ، پس تبعیدش میکنن و بال‌هایش رو میبرن و میفرستن به جهنم و از اون موقع تا الان دیگه نتونست خانواده‌اش رو ببینه. ‌✿ - دلیل اینکه سپرین تو جهنم ، به یکی از قدرتمندترین شخصیت ها شناخته میشه :: زمانی که به جهنم میره ، برای چندروز اول نه جایی رو می‌شناسه نه کسی رو ، و یهویی با رزی آشنا میشه ، و وقتی میبینه رزی میتونه بهش قدرت بیشتر بده و بال هاشو برگردونه باهاش یه معامله انجام میده ، و یکی از شرط های معامله لبخند زدن همیشگی سپرین‌عه ، یعنی توی هرشرایطی باید لبخند بزنه ، و از اونجایی که چاره‌ای برای سپرین نمونده بود قبول کرد و تبدیل به یکی از شخصیت های قدرتمند جهنم شد.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فکت مهم: دقت کردین لیلی همش تقدیمی بهمون میده و نوبت ماست که بهش تقدیمی بدیم:)