eitaa logo
- ℒ𝗂𝗅ι𝗍𝗁, 𝓡𝖾𝖽 𝖫𝗂ℓi𝖾𝘀 & 𝗗𝖾є𝗋𝗌 !
76 دنبال‌کننده
679 عکس
349 ویدیو
28 فایل
⏝︶ׅ︶ ‌𝖳𝖾܏𝖺𝗋𝗌 𝗈๋𝖿 𝖺 𝗅۪𝗂𝗍𝗍𝗅๋𝖾 𝖽𝖾𝖾۪𝗋 ⏝︶ׅ︶ 𝑀𝑒 :: @FallenLily 𖤓 ꔫ ثبـــٮ݂ شدۀ دࢪ لیـــست دلي ( @stolitzkiss ) دیلي هآی فعآل 3:
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 𝖫𝗈𝗏𝗂𝗒𝖺/فورندید
ایگنورا، دلیل نمیشه‌ها.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داستان‌نویسیم گل کرد ، رفتم داستان مزخرف نوشتم🌺
سلام ، از اونجایی که فکر کنم خودتون هم میدونید ، لکسی آروایسه و خب کسی که گرایش آروایس داره عاشق نمیشه ، خلاصه تصمیم گرفتم یه همدم کوچولو برای لکسی درست کنم- به اسم سرافینا ، و همچنین تصمیم گرفتم یه داستان آشنایی هم واسشون درست کنم . . . - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - مثل همیشه یه اجرای دیگه رو تموم کردم ، تعظیم کردم و از همراهی‌شون تشکر کردم ، اما نمیدونستم اون روز قراره یه دوست کوچولو پیدا کنم . . لکسی : یه روز دیگه با چندتا اجرا تموم شد . سرافینا : مامان . . ؟ لکسی : چی ؟ ، دختر کوچولو تو با من بودی ؟ سرافینا : اوم . . آره با شما بودم- لکسی : دختر کوچولو من مامان تو نیستم . سرافینا : «یه دفعه بغضش میگیره» ، م..م..میدونم خانم ، فقط شما خ..خ..خیلی شبیه ما..ما..مامانم هستید . . . *گریه لکسی : اوه خدای من ، اگه توی دنیا دوتا چیز باشه که ازشون متنفرم ، یکی خیانت و دروغه و اون یکی گریه بچه های کوچیک ! ، به نفع‌ته دیگه گریه نکنی دختر کوچولو . سرافینا : اوم ، ب.. ببخشید *گریه لکسی : اوه باشه باشه ، کافیه دیگه لکسی آروم سرافینا بغل میکنه و تصمیم میگیره یکم بیشتر با این دختر کوچولو آشنا بشه . . لکسی : به هرحال ، اسمت چیه دختر ؟ سرافینا : ام ، ام من سرافینام لکسی : سرافینا ؟ ، تو اهل این طرفایی دختر ؟ سرافینا : من اهل خونمم- لکسی : خیل خب ، سرافینا چرا فکر کردی من مادرتم ؟ سرافینا : ام ، خب مامانم مثل شما صدای قشنگی داشت و موهایی به رنگ آبی آسمونی ، عاشق وقتی بودم که مامانم برام لالایی میخوند . .‌ لکسی کمی به فکر فرو رفت ، مادر سرافینا بنظر آدم آشنایی می‌اومد ، اما نه . . ، سرافینا فقط بخاطر موهای آبی او را اشتباه گرفته بود . لکسی : خب ، سرافینا خونت کجاست ؟ سرافینا : نمی..نمیدونم لکسی : چی ، چطور نمیدونی ؟ سرافینا : خب من فقط خسته شده بودم که تو خونه تنها باشم ، میخواستم از خونه برم بیرون و اینکارو کردم . لکسی : پس پدر و مادرت چی ؟ سرافینا : مامانم ، خب اون بخاطر نمی‌دونم ، اسم سختی داشت ، سر..سر.. لکسی : سرطان ؟ سرافینا : آره همون ، مامانم بخاطر اون مجبور شد موهای قشنگشو از ته بزنه ، وقتی ازش پرسیدم چرا گفت موقتیه ، ولی بازم برام لالایی میخوند ، ولی یه روز دکتر گفت که باید ع..ع.. نمیدونم بشه و بعد از اون مامانم به هوش نیومد و فوت کرد . . لکسی : اوه خدای من ، پس پدرت چی ؟ سرافینا : نمیدونم ، مامانم میگفت تصادف کرده لکسی درحالی که شوکه شده بود و بدجور برای سرافینا ناراحت شده بود تصمیم گرفت سرافینا رو به همراه خودش به خونه‌اش ببره . . لکسی : اوم ، سرافینا میخوای همراه من زندگی کنی ؟ ، از اونجایی که آدرس خونت نداری و کسی مراقبت نیست ؟ سرافینا : وای خدای من ، جدییی ؟ ، من میتونم با یکی از بهترین خواننده های اینجا یعنی شما یجا زندگی کنمممم ؟ لکسی : *خندیدن ، آره میتونی سرا سرافینا : آخجون هوراااا - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - لکسی : خب اینجا خونه منه سرافینا : وای خدای من ، اینجا چقدر قشنگههه ، دقیقا شبیه یه قصره ! لکسی : اوم شاید ، بیا بریم تو لکسی به سرافینا یه اتاق با تم سفید و سبز داد و بعد از اون باهم غذا خوردن و سرافینا با لکسی نقاشی کشید و بازی کرد و موقع خواب سرافینا شد . . سرافینا : اوم ، خانم ؟ لکسی : لازم نیست منو خانم صدا کنی ، منو لیانا صدا کن ، ولی وقتی که فقط من و تو هستیم مثل الان منو لیانا صدا کن ، تو بقیه جاها که کلی آدم هست منو لکسی صدا بزن ، قبوله ؟ سرافینا : قبول لیانا :> ، اوم لیانا ؟ لکسی : بله ؟ سرافینا : من مامانم همیشه قبل خواب برام لالایی میخوند ، میتونی برام لالایی بخونی ؟ لکسی از این خواسته سرافینا تعجب کرده بود ، ولی خب دلش نمیخواست درخواستش رد کنه . . لکسی : اوم باشه ، برات میخونم سرافینا : هورا ، تو خیلی مهربونی لیانا لکسی : ولی تو مهربون‌تری سرا لکسی برای سرافینا لالایی خوند و سرافینا خوابش برد ، لکسی از اتاق بیرون اومد و لبخند ریزی زد ، چون بلاخره یه دوست کوچولو پیدا کرده بود و دیگه تنها نبود . . . - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
البته بماند که کسی نمیخونه ولی خب-
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا