اومدم باز به دویدنم ادامه بدم یهو یکی از پشت سر بهم لگد زد خوردم زمین، دوباره پاشدم، دوباره لگد زد بهم خوردم زمین
گرفتم تو بغل کلی گریه کرد و التماس میکرد میگفت عمو ببخشید غلط کردم دست روت بلند کردم ببخشید عمو داشتم نقش بازی میکردم ببخش منو💔
زجه میزد و اینا رو میگفت