تا رسیدم به فرات تا بنشستم لب آب یادم امد ز کبودی لب طفل رباب.... نبود صبر قرارم... گره افتاده به کارم...
میدونی چیه؟
نمیدونم چرا امروز یاد دو نفر از ذهنم نمیره... حاج قاسم... سردار حاجی زاده...
علمدار.... بی دست... تکیه گاه اهل حرم.. آه.. ای اهل حرم میر و علمدار نیامد😭😭😭
آه ای اهل حرم سپه سالار نیامد..
آه ای اهل حرم دست ها جدا شد...
آه ای اهل حرم، حرم بی سقا شد...
آه ای اهل حرم، مشک بی آب شد...
آه ای اهل حرم، ز صدای العطش گوش عالم کر شد..
آه ای اهل حرم زینب بی تاب شد...
آه ای اهل حرم .. ابالفضلم شهید شد..