حداقلش اینه که وقتی امام زمان ظهور کرد و ازم پرسید چیکار کردی؟
میگم شبی که میخواستن یه سری حرومی جسارت کنن با این سرزمین مقدس، دو ساعت و نیم علم داری کردم و زیر بارون خیس شدم🇮🇷✨
عروج
حداقلش اینه که وقتی امام زمان ظهور کرد و ازم پرسید چیکار کردی؟ میگم شبی که میخواستن یه سری حرومی جس
فدا یه تار موی امام زمانم
سحر امشب هم گذشت...
میدونی چقد منتظرت بودم بیای؟
دلم بدجوری شکست..
هر کاری کردم نشد که بیای..
آقا جونم..
من خیلی امشب منتظرت بودم.. بیشتر از قبل..
چرا نیومدی؟ چرا؟.. مگه نمیبینی که انقدی دوستت دارم..
باشه قبول.. تو نیومدی.. ولی من میام پیشت..
عروج
سحر امشب هم گذشت... میدونی چقد منتظرت بودم بیای؟ دلم بدجوری شکست.. هر کاری کردم نشد که بیای.. آق
واقعا نیومدی؟ داری شوخی میکنی یا چی؟...
بیا و بگو شوخیه... آقا جون ببین من منتظرم..
کلی عکس گرفتم میخوام بهت نشون بدم..
کلی جا نرفتم که میخوام با شما برم..
کلی حفظ عقب افتاده دارم میخوام کنار شما حفظ کنم..
شماره ات چند بود راستی؟..
به چه شماره ای زنگ بزنم بگم گوشی رو بده به شما
بعد تا نفس دارم گریه کنم.. قربون صدقه ات برم.. التماست کنم برگردی..
نه نه! اصلا چرا باید حرف بزنم؟ من باید لال بشم اون لحظه تا فقط شما حرف بزنی.. چون دلم برا صدات تنگ شده.. من دلم تنگ شده برات.. بیا.. خواهش میکنم.. برگرد..
نمیدونم چرا هر چی بیشتر میگذره بیشتر منتظر میشم..
بعد همش برام غیر قابل باوره که تا الان نیومدی..
بعد همش با خودم میگم شاید امشب صیحه اسمانی رو من نشنیدم.. شاید گوشای من مشکل داره.. شاید من لایق شنیدن نبودم.. وگرنه شما اومدی..
نمیتونم باور کنم که ظهور نکردی...
میدونی چیه؟ بدون شما تو یه برزخ گیر کردم..
نه میتونم بمیرم و نه میتونم با این چشمای خاکی ببینمت..
نمیتونم بمیرم چون باید وایستم و انتقام بگیرم و تو دنیا یه تغییر ایجاد کنم.. نمیتونم ببینمت چون لیاقت ندارم..