میگوید تردید نکن که نوری هست، شاید چندان نباشد که گفته اند، اما آنقدر هست که از پس تاریکی ات برآید.
-چارلز بوکوفسکی-
گفت: چشمهای زیبایی داری،
کاش هیچگاه ردِ اشک را به خودشان نبینند.
گفتم: «چشمهای زیبا، غمهایِ زیبایی هم
دارند.»
« لم يكن رجلاً حادًا، هم كانوا يقتربون من جهته المكسورة. »
+او تند خو نبود آنها از سمت شكسته اش به او
نزدیک می شدند...
مِرلین؛
-مرلین مونرو
نیچه در یک نامه برای خواهرش نوشته بود: آیا هنوز قادر به خندیدن هستی؟! میترسم خندیدن را کاملا فراموش کنی.
میترسم که خندیدن را در میان این مردمان تلخ کاملاً فراموش کنی...