🔴زیباکلام، سفر روسیه و انگشت کوچیکه!
روزنامه کیهان در ستون گفتوشنود خود نوشت:
🔹گفت: آقای زیباکلام توییت کرده و به وزیرخارجه توصیه کرده که سردر «نه شرقی نه غربی» وزارت خارجه را پایین بیاورد و برای حاج حسین به کیهان بفرستد تا در انبار کالای متروکه روزنامه کیهان نگهدارد!
🔸گفتم: مگر تحلیلهای آقای زیباکلام را با شتر از آمریکا برایش میآورند که آرزوی ۴۳ سال قبل غرب امپریالیسم و شرق کمونیسم را حالا مطرح میکند که کمونیسم فروپاشیده و به موزه تاریخ رفته است و روسیه کنونی نه تزاری است و نه مارکسیسم است بلکه یک کشور سکولار مثل بقیه کشورهاست؟
🔹گفت: مشکل آقایان این است که ایران مثل دولت قبلی و موردعلاقه زیباکلام حاضرنیست به آمریکا باج بدهد و به تعامل تجاری با کشورهای دیگر از جمله چین و روسیه روی آورده است.
🔸گفتم: ایشان هنوز نمیداند که اولاً؛ شرق و غرب جغرافیایی با شرق و غرب سیاسی فرق میکند و ثانیاً؛ منظور از نه شرقی، نه غربی عدم وابستگی به شرق و غرب است و نه تعامل با آنها. ثالثاً؛ ما در زمان حضرت امام(ره) هم با شوروی مارکسیست روابط تجاری و سیاسی داشتیم و این روابط به معنای وابستگی نبود کمااینکه با کشورهایی مثل انگلیس و فرانسه و آلمان که غربی بودند هم رابطه بدون وابستگی داشتیم. رابعاً؛ حضرت امام در همان هنگام جواب غربگداهای امروز را داده و پته آنها را روی آب انداخته و میفرمود؛ تفالههای داخلی آمریکا (دقیقاً با همین تعبیر) شوروی را مطرح میکنند که [جنایات آمریکا] فراموش شود.
🔹گفت: این جماعت که وطن اصلی و همهچیزشون آمریکاست! اینجا چیکار میکنند؟
🔸گفتم: از یارو پرسیدند چند تا بچه داری؟ پنجتا انگشتشو نشون داد و گفت؛ چهارتا! گفتند؛ پس چرا پنج تا انگشتتو نشون میدی؟! گفت؛ این انگشت کوچیکه بچه همسایه است، ولی هر روز خونه ماست!
@mersad598
⁉️ چرا زیباکلام عصبانی است؟
✅ ما در جامعه شناسیِ انقلاب اصطلاحی داریم به اسم ترمیدو(Thermidor). ترمیدور به زبان ساده یعنی زمانی که انقلاب خاصیت خودش را از دست داده و به ضد خودش تبدیل می شود. در این دوره انقلابیون از مسند قدرت کنار گذاشته می شوند و افراد غیر انقلابی راس حاکمیت را به دست می گیرند. به زبان ژورنالیست ها این دوره دوره ای است که انقلاب فرزندانِ خودش را می خورد. برینتون نویسنده آمریکایی کشته شدن روبسپیر در فرانسه، سلطنت کرامول در انگلستان، قدرت یابی لنین در روسیه و ... را از جمله دوره های ترمیدور می داند.
🔰 آنچه برخی نیروهای غربگرای داخلی از دهه 70 و به صورت ویژه در دولت قبل و از سال ۹۲ پیگیر بودند سیاست عادی سازی انقلاب یا normalization بود. پیگیری سند ۲۰۳۰، اصرار بر پذیرش یا پیوستن به کوانسیون ها و کارگروههایی مانند پالرمو و fatf، غربگرایی افراطی در حوزه سیاست خارجی و ... از جمله مواردی بود که به شدت از سوی جریان غربگرا پیگیری می شد و می شود. این گروه مرتب در این بوق می دمید که بدون fatf حتی واکسن هم به ما نمی دهند، بدون 2030 از قافله آموزش و توسعه عقب می مانیم و ... .
💠 اما سراب و حباب غربگراها برای شکل گیری ترمیدور یا نرمالیزاسیون، پس از کیاست رهبر معظم انقلاب در مواردی مانند سند ۲۰۳۰، بدعهدی های آمریکایی ها در داستان برجام و روی کارآمدن دولت انقلابی فروپاشیده است. امروز دولت انقلابی نشان داده که نگاهش به دیپلماسی یک نگاه متوازن است؛ با اینکه با غرب مذاکره می کند اما همزمان نگاهش و ارتباطش با شرق و همسایگان را هم پیگیری می کند. در همین زمان کوتاه فرضیه ها و اباطیل جریان غربگرا رو به ابطال گذاشته، نرم واکسیناسیون ملی از بسیاری از بلاد پیشی گرفته، دیگر کسی افزیش توان دفاعی را در مغایرت با دیپلماسی نمی داند و ... .
👌 آنچه امروز زیباکلام، عبدی، حجاریان و امثالهم را می آزارد این است که انقلاب اسلامی برخلاف دیگر انقلاب های دنیا فرزندان خود را نخورده که هیچ، بلکه در حال بازگشت ریل انقلاب به صاحبان و حامیان اصلی خودش است. لذا آنچه زیباکلام و امثالهم می گویند را باید از دریچه این عدم تحقق آرزوهایشان دید، آرزوهایی که در حضور اوبامای مودب، ترامپ تاجر و بایدن خواب آلود فروپاشید.
@mersad598
#بخوانید
مروری بر بیانات رهبر انقلاب در دیدار مداحان اهلبیت علیهمالسلام ۱۴۰۰/۱۱/۳
📣مواردی از عظمت حضرت زهرای اطهر(سلام الله علیها):
✅آمدن مکرر جبرئیل خدمت ایشان پس از رحلت پیامبر
✅نزول سوره «هل أتیٰ»، آیه تطهیر و آیه مباهله درباره ایشان
✅کار برای خدا، اخلاص و خدمت بیمنّت درسهای حضرت زهرا
✅در آیهی مباهله: وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُم؛ «نِساءنا» فقط فاطمهی زهرا است برای مواجههی جبههی حق با جبههی باطل.
✅استفاده از تعبیر «سَيِّدَةُ نِسَاءِ العالَمین» و «سَيِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّة» توسط پیغمبر اکرم در مورد حضرت زهرا
🪴به توفیق الهی، بعد از انقلاب نام مبارک فاطمهی زهرا نسبت به قبل از انقلاب دهها برابر شده، این یعنی جامعه، جامعهی فاطمی است.
📣دربارهی هیئت:
🌴 هیئت یک واحد اجتماعی است، بر محور مودّت اهل بیت و هدایت به سمت اهداف ایشان. ریشهی این پدیده هم مال زمان خود ائمّه است.
🌾بعد از حادثهی کربلا هیئت را اصحاب ائمه تشکیل دادند، امام صادق میفرمایند: من دوست میدارم این مجالس را، امر ما را زنده نگه دارید.
🎯امرَنا در کلمات ائمه زیاد تکرار میشود؛ یعنی مسئلهی ما؛ به آن موضوع اساسی و محوریای که ما بر اساس آن حرکت میکنیم، میگویند امر.
♨️در آن دورهای که امام صادق فرمودند: اَحيوا اَمرَنا، احیای امر اهلبیت جزو سختترین و خطرناکترین کارها بود؛ یک جهاد عظیم بود.
📝 سابقه هیئت در انقلاب اسلامی:
📌حرکت دادن مردم و انقلاب توسط نوحههای امام حسینی
📌نقشآفرینی هیئتها در دوران دفاع مقدس
❇️ هیئت کانون جهاد است. جهاد فیسبیلاللّه، جهاد در راه احیای مکتب اهلبیت، مکتب امام حسین و مکتب شهادت.
🔊 جز معدودی بقیّهی ائمّه با شمشیر نجنگیدند؛ جهادشان «جهاد تبیین» بود.
📝 هیئت محلّ تبیین است، محلّ بیان مهمترین مفاهیم معارف اسلامی و علوی است، محلّ پاسخ به سؤالها است.
☀️ به قول یکی از برادران اهل ذوق، این حرکت دستههای حسینی، در واقع نماد حرکت امام حسین است از مکّه به کربلا که دارد حرکت میکند؛ حرکت برای جهاد، حرکت در راه خدا.
🤛 جهاد یعنی تلاش در مقابلهی با دشمن؛ هر تلاشی جهاد نیست. منطق اسلامی جهاد آن [کاری] است که در مقابل دشمن انجام میگیرد.
💪 شما [اگر] کار اقتصادی بکنید برای مقابلهی با دشمن، میشود جهاد؛ کار علمی و تحقیقی بکنید برای مقابلهی با دشمن، میشود جهاد؛ حرف بزنید، تبیین کنید برای خنثیکردن وسوسهی دشمن، میشود جهاد.
👀مهم این است که ما عرصهی جهاد را تشخیص بدهیم که در هر زمانی در چه عرصهای باید جهاد کرد؛ این خیلی مهم است.
🗣اگر روشنگری بود، همهی این عرصههای گوناگون در وقت خود و جای خود وضعشان روشن خواهد شد و مردان خودشان را پیدا خواهند کرد.
👣وجود جبهه شیطانی با هزاران متخصّص هنر و رسانه و ارتباطات و با پشتیبانی انبوه مالی و امنیّتی برای تضعیف ایمان مردم و برگرداندن افکار مردم.
✍️عناصر اصلی هیئت:
✅منبر، مدّاح، مخاطب
🤝مداحی یک هنر منحصربهفرد است؛ این اشکها از دل برمیخیزد، دل را صفا میدهد. بعد مستمع را به عمق تاریخ میبرد، و حقایق تاریخی را برایش مشخص میکند. بعد به او معرفت دینی و اخلاقی و سیاسی میبخشد.
✏️این کار مداح ــ بردن به عمق تاریخ و جلا دادن و صفا دادن به دلها ــ احتیاج به هنر و هنرنمایی دارد؛ این هنرنمایی در مداحیهای ما صدا است، آهنگ است، هندسهی خوانندگی است؛ این سه چیز را حتماً لازم دارد؛ اینها صورت مداحی است. این صورتها نباید بر محتوا غلبه کند.
🔍یک نکتهی دیگر [اینکه] در مداحی هم مثل همهی کارهای دیگر ابتکار و نوآوری لازم است؛ توجه بکنید که این نوآوری به هنجارشکنی منتهی نشود.
🗓 مداحان در قضایای مهم خوش درخشیدند؛ در دفاع مقدس، در دفاع از حرم، در فتنهی ۸۸ و در قضایای گوناگون.
🔖یکی از اهداف جلسات مداحان ما جذب جوانان است؛ این بسیار کار خوبی است. منتها مواظب باشید جذب جوانها به هر قیمتی نباشد. جذب لازم است، واجب است، مفید است، امّا با حفظ ساختار صحیح.
🔖نکتهی آخر هم مسئلهی حرفهای متقن است. هم در روضهخوانی، هم در مدیحهگویی، هم در مطالبی که بیان میشود، مطالب متقن و مستند را مطرح کنید.
🤲پروردگارا! ما را سربازان جهادِ عظیمِ این روزگار که «#جهاد_تبیین» است، قرار بده.
@mersad598
#حماسه_مردم_آمل
#هزار_سنگر
🔷امام خمینی (ره) در مورد این حماسه تاریخی فرمودند «من از شهرستان آمل و مردم فداکار آن تشکر می کنم. دیدید مردم دلیر و مسلمان آمل چه به روزتان آوردند.»
🔶 هم چنین مقام معظم رهبری در مورد ششم بهمن می فرمایند: «نباید اجازه داد که این خاطره های پرشکوه، این حوادث بی نظیر و تعیین کننده تاریخ انقلاب، در ذهن ها کم رنگ شود. نسل جوان ما باید این خاطره ها را درست بشناسد، بتواند آن ها را تحلیل کند و آن ها را چراغ راه آینده پرماجرای خود و هدف بلند خود قرار بدهد. «شهر هزار سنگر» این تعبیر کمی است؟ حرف کوچکی است؟ قضیه ششم بهمن آنقدر اهمیت داشت که امام بزرگوار ما آن را در وصیتنامه تاریخی خود هم مندرج کردند، آن را یادگار گذاشتند؛ یعنی فراموش نشود. حالا چرا فراموش نشود؟ برای این که حوادث تاریخی، هم درس است، هم عبرت است. قضایای جاری بر یک ملت، قضایائی است که در برهه های مختلف غالباً تکرار می شود».
✅مقابله با انقلاب
🔷پیروزی انقلاب اسلامی آغاز یک راه جدید برای ملت ایران بود که قرن ها زیر یوغ استعمار و استبداد به سر برده بودند و هرازگاهی به رهبری روحانیت قیام هایی در گوشه ای از این سرزمین اتفاق می افتاد، اما با دخالت استعمار این قیام ها سرکوب می شد.
🔶وقوع انقلاب اسلامی که ناشی از آگاهی و عزم ملت ایران برای تعیین سرنوشت خود بود و با رهبری امام خمینی (ره) به سرانجام رسید، دشمنان و ایادی داخلی آن ها را نگران کرد، زیرا تنها وقوع یک انقلاب مطرح نبود، تفکر ضد استکباری این انقلاب برای دشمن نگران کننده بود، لذا از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تلاش برای سرنگونی این نظام نوپا از سوی جریان های منحرفی چون منافقین و کمونیست ها صورت گرفت.
✅حساسیت حادثه
🔷در این میان حادثه 6 بهمن سال 60 اتفاق مهمی در تاریخ انقلاب اسلامی بود که با درایت مردم آمل به سرانجام رسید، در روز 6 بهمن منافقین و کمونیستها تلاش کردند با تسخیر شهر و تثبیت مواضع خود، سایر شهرهای شمالی ایران را محاصره و تسخیر کنند و با حمایت شوروی این بخش ها را از ایران جدا کنند.
🔶در این زمینه منافقین با کمونیست ها یک صدا شدند تا در برابر جمهوری اسلامی بایستند و نظام نوپای اسلامی را با چالشی بزرگ روبه رو سازند، آن ها تلاش می کردند تا با مبارزه در نقاط شمالی کشور به نوعی تلاش رزمندگان اسلام در جبهه ها را تحت الشعاع قرار دهند، منافقین در کردستان نیز آشوب ایجاد کرده بودند و در واقع این توطئه دشمن در آمل برای غافل شدن جمهوری اسلامی از کردستان نیز بود.
✅خیال خام
🔷منافقینی که در آمل دست به سلاح بردند، تصور می کردند در ظرف چند روز می توانند شمال کشور را از ایران جدا کنند و مردم را با خود همراه سازند، این ایده ناشیانه در سال 67 نیز به اجرا درآمد، در روزهایی که منافقین با کمک صدام می خواستند با یک حمله برق آسا تهران را تسخیر کنند، اما در عملیات مرصاد شکست تاریخی متحمل شدند.
منافقین در سخنان خود اعلام می کردند که ما برای رهایی مردم ایران قیام کرده ایم و باید مردم به قیام ما بپیوندند.
✅ قیام مردم
🔷اما در روز 6 بهمن نبرد مسلحانه ای در شهر شکل گرفت که مردم آمل پیشتاز این مبارزه بر علیه منافقین بودند، در روزهایی که به دلیل جنگ تحمیلی جمع زیادی از مردم آمل در جبهه ها حضور داشتند، فرزندان آن ها و زنان آملی مقابل منافقین ایستادند و در یک نبرد نابرابر با اهدای 40 شهید اجازه ندادند، این فتنه منافقین به نتیجه برسد.
🔶این مقاومت مردمی در شهر آمل موجب شد تا منافقین در معادلات خود تجدید نظر کنند، منافقین همیشه تصور می کردند در هر شهری که عملیات مسلحانه انجام دهند مردم به آن ها می
پیوندند، اما مردم شهر آمل نشان دادند که نه تنها مردم این شهر بلکه سایر ملت ایران هیچگاه پذیرای منافقینی که دستشان به خون فرزندان این ملت آغشته است، نخواهند بود و با قدرت در برابر هرگونه فتنه گری دشمنان ایستادگی می کنند.
@mersad598
♦️شرح ماجرای ۸ بهمن ۵۷ به کلام #امامخامنهای(مدظله) :
« قبل از انقلاب، در دوران حرکت عظیم مردمی -حالا ماجراهای هفدهم شهریور و کشتار مردم و این مسائل که خب همه بهوسیلهی دولت دستنشاندهی آمریکا انجام گرفت، به جای خود- در هشتم بهمن، یعنی چند روز قبل از ورود امام به داخل کشور، در همین خیابانهای تهران، همین خیابان انقلاب، مردم اجتماع کرده بودند؛ ژنرال هایزر که فرستادهی آمریکا بود و به ایران آمد برای اینکه شاید بتواند یکجوری از دست انقلاب رژیم را نجات بدهد و حفظ بکند
♦️ او در خاطرات خودش مینویسد -اینها اسناد تاریخی است- و میگوید من به ژنرال قرهباغی گفتم که در مواجههی با مردم لولهی تفنگهایتان را پایین بیاورید؛ یعنی مردم را بکُشید، تیر هوایی بیخودی در نکنید، مردم را قتل عام کنید. اینها هم همین کار را کردند، لولهی تفنگها را پایین آوردند، عدّهای جوان و نوجوان کشته شدند ولی جمعیّت عقب نرفت. هایزر میگوید؛ قرهباغی بعد آمد به من گفت که این تدبیر تو فایدهای نکرد، مردم عقب نرفتند، آنوقت هایزر میگوید من دیدم این ژنرالهای شاه چقدر کودکانه فکر میکنند؛ یعنی باید ادامه میدادند، باید مرتّب میکُشتند.
♦️ ببینید این رژیمِ دستنشانده بود. ژنرال آمریکایی دستور قتلعام هموطنان را به ارتشبد ایرانی میدهد و این به دستور او و به توصیهی او عمل میکند و چون فایدهای ندارد، میرود به او میگوید فایدهای ندارد؛ او هم میگوید اینها بچّهاند، اینها کودکانه فکر میکنند. این، ماحصل و خلاصهی حکومت پهلوی در ایران است.آمریکاییها اینجوری با ما شروع کردند؛ با انقلاب اینجوری شروع کردند. بعد هم در طول این مدّت هرچه توانستند توطئه کردند.»
📚بیانات در دیدار دانشآموزان و دانشجویان، ۱۳۹۴/۰۸/۱۲
@mersad598
#زندگینامه
#شهید_حسن_باقری
در 25 اسفندماه 1334، همزمان با سوم شعبان، میلاد امام حسین(ع) در تهران به دنیا آمد. وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران گذراند و بعد وارد دانشگاه ارومیه شد. حسن باقری پس از سه ترم از دانشگاه اخراج شد و به خدمت سربازی رفت. در همین دوران و با اوجگیری مبارزات مردمی علیه رژیم شاهنشاهی، با فرمان امام خمینی از سربازی فرار کرد و به صف مبارزان علیه رژیم پهلوی پیوست و در تصرف کلانتری 14 و پادگان عشرتآباد در تهران نقش مؤثری داشت.
اما دوران سرنوشتساز زندگی حسن باقری از پس از پیروزی انقلاب شروع میشود. در سال 1358 وی فعالیت خود را در سرویس فرهنگی و سیاسی روزنامه جمهوری اسلامی آغاز کرد و اولین خبرنگاری بود که به الجزایر اعزام شد. پس از آن بنا به دعوت سازمان امل، از طرف این روزنامه سفر 15روزهای به لبنان و اردن انجام داد و طی این سفر، گزارش تحلیلی جامعی از اوضاع نابهسامان مسلمانان در آن منطقه تهیه کرد.
در این دوران شهید باقری با اخذ دیپلم ادبی در امتحان ورودی دانشگاهها شرکت کرد و با رتبه 104 در رشته حقوق قضایی دانشگاه تهران قبول شد.
شهید باقری در روزنامه جمهوری اسلامی
ورود حسن باقری به عرصه خبر موجب شد تا اطلاع دقیقی از اوضاع کشور در عرصههای مختلف به دست آورد. در این زمان گروهکهای ضدانقلاب با اقدامات تروریستی سعی در برهم زدن امنیت کشور داشتند. روزنامه جمهوری اسلامی ارگان رسمی حزب جمهوری اسلامی بود و حسن باقری میدانست اعضای این حزب رابطه نزدیکی با سپاه دارند.
از سوی دیگر در همین زمان محسن رضایی با تحویل گرفتن سه اتاق در ساختمان سابق اداره پنجم ساواک در حال تشکیل اطلاعات سپاه بود و بهدنبال نیرو میگشت. روزی آیتالله خامنهای با محسن رضایی تماس میگیرد و جوانی را برای همکاری با اطلاعات سپاه به او معرفی میکند. این جوان همان حسن باقری است.
پس از آنکه محسن رضایی با حسن باقری صحبت میکند در او استعدادی عجیب میبیند، از همین رو با همکاری در اطلاعات سپاه موافقت میکند و نام حسن باقری را برای او برمیگزیند و از همین جاست که نام غلامحسین افشردی به حسن باقری تغییر میکند.
فعالیت حسن باقری در اطلاعات سپاه ادامه دارد تا اینکه جنگ رسماً آغاز میشود. با شروع جنگ تحمیلی عراق، در روز اول مهرماه 1359، راهی جبهههای جنوب در خوزستان شد. در آن زمان هنوز اطلاع دقیقی از حد پیشروی نیروهای عراقی وجود نداشت. حسن با دستور محسن رضایی به مسئولیت اطلاعات ستاد عملیات جنوب منصوب میشود و از همان آغاز شروع میکند به جمعآوری اطلاعات و شناسایی از تمامی مناطق جبهه جنوب. این اقدام حسن در اصل آغاز تأسیس واحد اطلاعات رزمی در سپاه بود.
رفته رفته حسن باقری با کسب اطلاعات از مناطق مختلف جبهه جنوب، کار بازجویی از اسرای عراقی و شناخت تجهیزات دشمن را در دستور کار خود قرار میدهد. اطلاعاتی که حسن در همان ابتدای امر به فرماندهان ارائه میکند موجب میشود تا اعتمادها به او جلب شود.
حالا دیگر وقتش رسیده بود که اطلاعات حسن باقری در صحنه عملیات هم بهکارگیری شود. اما در ابتدای جنگ فرماندهی کل قوا بهعهده بنیصدر بود و او اجازه کار به نیروهای سپاهی نمیداد. در جلسهای که با حضور بنیصدر و آیتالله خامنهای که در آن زمان نماینده امام در شورای عالی دفاع بود، در اتاق جنگ لشکر 92 زرهی اهواز برگزار میشود حسن باقری هم بر پایه اطلاعاتی که به دست آورده بود، تحلیلی جامع از وضعیت دشمن در آن زمان ارائه میدهد که موجب حیرت بنیصدر و دلگرمی نماینده امام در شورای عالی دفاع میشود.
حسن باقری نشان داد که اعتماد چند سال پیش حضرت آیتالله خامنهای به حسن باقری و معرفی او به محسن رضایی انتخابی دقیق و صحیح بوده است.
با برکناری بنیصدر از فرماندهی کل قوا، راه برای کارکردن نیروهای انقلاب باز میشود. اولین عملیاتی که اجرا میشود، بر پایه اطلاعات به دست آمده توسط حسن باقری انجام میشود و موجب تقویت روحیه رزمندگان ایرانی و تجربه شیوههای جدیدی از نبرد با عراقیها میشود.
شهید باقری در ادامه فعالیت خود با استفاده از همه امکانات به جمعآوری اطلاعات، نقشهها و کالکهای عملیاتی و شناسایی دقیق محورهای عملیات پرداخت و این اسناد را به گزارشهای سازمانیافته تبدیل کرد. در قرارگاه کربلا، اطلاعات کامل و جامعی از موقعیت دشمن، بههمراه عناصر اطلاعاتی، به تحلیل و ارزیابی دشمن پرداخت و نقشههای دقیق مناطق عملیاتی را تهیه کرد. فعالیتهای او در این زمینه با سازماندهی عناصر اطلاعاتی و برگزاری آموزش مختصری برای آنها، منجر به تقویت واحد اطلاعات عملیات در ستاد عملیات جنوب شد.
@mersad598
شهید باقری در دوران دفاع مقدس
دانشجوی 24ساله رشته حقوقی قضایی دانشگاه تهران، با شناخت عمیق از دشمن و چیرگی بر منطقه جغرافیایی جنگ و تغییرات حاصل از آن علاوه بر طراحی و اجرای عملیاتهای مهم، در شکلگیری سازمان رزم، برآورد اطلاعات و تهیه طرح عملیات، کادرسازی و تربیت فرماندهان تأثیرگذار و کارآمد نقشی اساسی ایفا کرد.
چندان که خود نیز در این خصوص چنین نگاشته است: «این جنگ فرصتهای طلایی بسیاری را جهت رشد استعدادها به ما داده است. نیروهای ما با توجه به بعد انقلابیای که دارند و چشموگوش بسته تابع قانونهای ازخارجآمده نیستند، میتوانند از قالبهای پیشساخته خارج شوند و با فکر سازنده خویش، روشهایی را ابداع کنند که دشمن نخواهد توانست بهسادگی به دفاع در مقابل آنها برخیزد».
پس از این دوران حالا ایران میبایست عملیاتهای بزرگتری را طراحی و اجرا میکرد. اولین این عملیاتها شکست حصر آبادان بود. طراحی این عملیات که ماهها بهطول انجامید، منجر به شکست محاصره آبادان و آزادسازی بخش عظیمی از اراضی تحت تصرف عراق شد. در این عملیات، حسن باقری فرماندهی محور عملیاتی دارخوین و ماهشهر را بهعهده داشت.
پس از این عملیات بود که فرماندهان ایرانی تصمیم گرفتند روند عملیاتها را با سرعت بیشتری پیگیری کنند. در همین راستا حسن باقری دست به کار طراحی عملیات دیگری برای آزادسازی بُستان شد. در این عملیات که طریق القدس نام گرفت حسن باقری بهعنوان نماینده فرمانده کل سپاه در قرارگاه مشترک ارتش و سپاه حضور یافت و توان بالای خود برای هدایت عملیات فرماندهی را بهنمایش گذاشت.
پس از پایان هر عملیات، طراحی و شناسایی برای عملیات دیگری آغاز میشد و کار حسن باقری تمامی نداشت. حالا حسن باید کاری بزرگتر از دفعه قبل انجام میداد. عملیات بزرگی که فتح المبین نام گرفت. در این عملیات 4 قرارگاه برای اجرای عملیات پیشبینی شده بود که حسن باقری فرماندهی قرارگاه نصر را بهعهده داشت. این انتخاب بهدلیل حساسیت بالای منطقه عملیاتی بود.
در این عملیات حسن باقری توانست با هدایت صحیح یگانهای تحت امرش و با ابتکاراتی که آنها از خود نشان دادند در همان مرحله اول عملیات، به تمام اهداف از پیش تعیینشده دست پیدا کند و در مرحله دوم هم با تصرف ارتفاعات رادار نقش بزرگی در پیروزی این عملیات بازی کرد.
پس از این عملیات محسن رضایی فرمانده وقت سپاه به حسن باقری دستور داد تا تمام کارهای خود را تعطیل و شناسایی منطقه عملیاتی بیت المقدس را آغاز کند. شاید بتوان این عملیات را که در نتیجه آن خرمشهر آزاد شد سختترین عملیات دوران زندگی حسن باقری دانست. در این عملیات نیز حسن باقری فرماندهی قرارگاه نصر را بهعهده داشت و باز هم سختترین منطقه عملیاتی به این فرمانده جوان سپرده شده بود.
حساسیت منطقه قرارگاه نصر از آن جهت بود که نیروهای حسن باقری میبایست هم از روبهرو و هم از پهلو با دشمن میجنگیدند. در روز دوم عملیات نیروهای تیپ 7 ولیعصر(عج) موفق نمیشوند پیشروی خود را کامل کنند و بین آنها و نیروهای تیپ 27 محمد رسولالله(ص) فاصله میافتد و نیروهای تیپ 27 مجبور میشوند از 3 طرف با دشمن بجنگند.
جبهه قرارگاه نصر شرایط سختی پیدا میکند و تمامی فرماندهان این جبهه را ازدسترفته میپنداشتند. اما حسن باقری آدمی نبود که به این زودیها تسلیم شود. بالاخره بر اثر هدایت و فرماندهی حسن باقری و ایستادگی نیروهای تیپ 27، نیروهای دشمن در خرمشهر محاصره میشوند و خرمشهر آزاد میشود.
پس از آزادسازی خرمشهر حسن باقری به قرارگاه کربلا میرود. در این دوران هم نقش بارزی در طراحی و هدایت عملیاتهای مسلمبن عقیل و محرم ایفا میکند.
بالاخره در روز 9 بهمن ماه سال 61 حسن باقری در محور عملیاتی فکه زمانی که همراه شهید مجید بقایی مشغول شناسایی عملیات والفجر مقدماتی بود در سنگر دیدهبانی بر اثر اصابت خمپاره بهشهادت میرسد.
براساس یادداشتهای روزانه آن فرمانده جوان، وی در هر 24 ساعت 18 ساعت فعالیت میکرد و طی اجرای عملیاتها شبها بیدار میماند تا عملیاتها را بهخوبی هدایت و فرماندهی کند. امام خمینی0ره) پس از شهادت حسن باقری بهروی عکس وی نوشتند: «خداوند شهید شبزندهدار ما را با شهدای صدر اسلام محشور فرماید. اگرچه نمیتوان با اندک اطلاعات بهروی کاغذ، معرف شخصیت حسن باقری بهعنوان یک نخبه، میراث معنوی و سرمایهی ملی بود».
@mersad598
@
#شرح_عملیات
#عملیات_والفجر_مقدماتی
اين عمليات كه ابتدا با نام «والفجر نهايي» طراحي شده بود ، به دليل عدم هماهنگي نيروهاي عمل كننده و همچنين جاسوسي عاملان رژيم عراق با شكست مواجه شد و نام « والفجر مقدماتي» را به خود گرفت .
جايگاه عمليات در استراتژي نظامي ايران
از ديدگاه فرماندهان نظامي ، بغداد و بصره، دو هدف استراتژيك، به شمار مي رفتند؛ در اين ميان بغداد هدف غايي و بلند مدت و بصره، هدف ميان مدت و قابل دسترس محسوب مي شد.
بر اساس همين نگرش، مناطق مورد نظر براي عمليات والفجر مقدماتي، زمينه ساز تصرف بصره انتخاب شدند. به طور كلي در انجام عمليات ، دستيابي به بصره به طور مستقيم مورد توجه قرار داشت و سعي مي شد اين هدف، با انجام دو يا سه عمليات تأمين شود، اما تصرف بغداد با انجام چند عمليات واسط امكان پذير بود و به زمان بيشتر و رشد سازمان رزم و اصلي شدن جنگ در تمام ابعاد نياز داشت. يكي از مناطقي كه امكان انجام عمليات در آن در راستاي هدف تصرف بغداد وجود داشت، منطقه كوت تا عماره بود كه در نگرشي بلند مدت و كلان، مورد توجه تصميم گيرندگان نظامي بود. در سطح خرد نيز، انهدام دشمن، گشودن جبهه جديد و دست يافتن به زمين هاي مهم، دلايل اصلي در انتخاب منطقه فكه براي عمليات والفجر مقدماتي محسوب گرديد. ضمن آنكه، اين منطقه عملياتي، جناح شمالي هور را نيز در بر مي گرفت، جايي كه در سالهاي بعد (1362 و 1363) عمليات هاي بزرگ خيبر و بدر در آن انجام شد.
دلايل انتخاب منطقه عمليات
در جبهه جنوب غربي، منطقه فكه به دليل وجود ارتفاعات حمرين و جاده ارتباطي بصره - عماره به سمت كوت، از اهميت ويژه اي برخوردار بود؛ به ويژه آن كه مركز فرماندهي سپاه چهارم و يگان هاي تابعه آن در شهر عماره قرار داشتند. اين منطقه، پس از آن كه عمليات محرم انجام شد و طي آن رزمندگان توانستند جبال حمرين را تصرف كنند، به همين دليل بيشتر مورد توجه قرار گرفت.
موقعيت منطقه
منطقه داراي دو ارتفاع اصلي يعني « ارتفاعات حمرين» كه طول مرز ايران و عراق، از جنوب شرقي دهلران تا شمال فكه از يك سو، و از سوي ديگر، ارتفاع جبل فوقي كه در جنوب غربي حمرين و در شمال منطقه عملياتي والفجر مقدماتي نيز« ارتفاع ميشداغ» قرار دارد، كه سه تنگه طبيعي مهم با نام 1- تنگه صعد 2- تنگه ذليجان 3- تنگه رقابيه در آن مشاهده مي شود. ارتفاع شمالي - جنوبي رقابيه، عارضه ديگري است كه از جنوب به تنگه رقابيه و از شمال به تنگه برقازه محدود مي شود. مهمترين رود منطقه ، رودخانه مرزي «دويرج» است كه از كوههاي شمال (جاده عين خوش به دهلران) شروع مي شود و تا منطقه غرب فكه ادامه يافته و به «هورالسناف» مي ريزد.
وضعيت دشمن
عراق به دليل حملات پي در پي و موفق ايران در عمليات هاي دوره نخست جنگ، به طور گسترده اي از نيروي جيش الشعبي استفاده كرد و با تشكيل تيپ هاي سه رقمي، سازمان رزم ارتش را بسيار گسترش داد. اين تيپ ها در آرايش نظامي عراق در منطقه عملياتي والفجر مقدماتي، در خط اول قرار داشتند. اين اقدام از يك سو موجب حفظ نيروهاي اصلي ارتش آن كشور مي شد و از سوي ديگر، توان نيروهاي مهاجم را به شدت كاهش مي داد، به گونه اي كه با توجه به درگيري رزمندگان با نيروهاي در خط و موانع گوناگون، يگان هاي اصلي عراق بهتر مي توانستند به دفاع حمله بپردازند.
سپاه چهارم عراق مسئوليت منطقه عملياتي از چيلات تا هورالعظيم را به عهده داشت و داراي چهار لشكر بود:
1- لشكر 14 پياده شامل سه تيپ 421، 422 و 18 و يك گردان تانك به نام« سيف سعد» كه در محور چزابه و شمال هورالهويزه قرار داشت. از سه تيپ اين يگان ، يك تيپ شامل نيروهاي جيش الشعبي و دو تيپ ديگر از نيروهاي اصلي ارتش عراق بودند.
2- لشكر 1 مكانيزه شامل تيپ 108 گارد مرزي، تيپ 501 پياده ، تيپ 1 مكانيزه كه در محور « دويرج» تا پاسگاه پيچ انگيزه مستقر بود. همچنين ، تيپ هاي 92، 93 و 66 احتياط كلي منطقه فكه تا پاسگاه دويرج بودند. افزون بر اين ، تيپ هاي سازماني 34 زرهي، 27 مكانيزه از لشكر 1 در احتياط منطقه عملياتي والفجر مقدماتي قرار داشتند.
3- لشكر 10 زرهي شامل سه تيپ، كه از محور پيچ انگيزه تا جنوب غربي چيلات (دهلران) آرايش داشت.
4- لشكر 3 زرهي (علاوه بر تيپ هايي كه به لشكر 14 مامور كرده بود) با تيپ هاي 16 ، 12 زرهي، 8 مكانيزه و 53 مختلط، در شرق هورالسناف گسترش داشت و در احتياط بود.
يگان هاي ديگري كه جزو سازمان رزم منطقه عملياتي سپاه چهارم عراق بوده و در احتياط قرار داشتند، عبارت بودند از : تيپ 30 زرهي از لشكر 6 ، تيپ 37از لشكر 12 ، تيپ 16 از لشكر 6، تيپ 101 پياده گارد مرزي ، تيپ 10 زرهي وابسته به ستاد كل ، تيپ 49 زرهي از لشكر 11 ، تيپ 18 پياده ، تيپ 48 پياده از لشكر 11 ، تيپ 25 مكانيزه از لشكر 6 ، تيپ 51 مختلط و تيپ گارد جمهوري.
#ادامه👇
@mersad598
گزارش عملیات
با تاريك شدن هوا،يگان ها از نقطه رهايي به سوي مواضع دشمن حركت كردند. اين اقدام به اين دليل بود كه خط خودي با مواضع دشمن چهار تا پنج كيلومتر فاصله داشت. از اين رو، لازم بود نيروها، پياده روي خود را آغاز كنند تا بتوانند در ساعت مقرر به مواضع دشمن يورش برند. با حركت نيروها، در قرارگاه نيز جنب و جوش و اضطراب خاصي به چشم مي خورد و همه براي موفقيت رزمندگان دعا مي كردند، به همين منظور مراسم زيارت عاشورا در سنگر (عمومي) قرارگاه خاتم برگزار شد. از سوي ديگر، به دليل اهميت عمليات، آقاي ميرحسين موسوي؛ نخست وزير وقت، آيت الله موسي اردبيلي؛ رئيس ديوان عالي كشور، آيت الله طاهري خرم آبادي و حجت الاسلام والمسلمين فاكر، نمايندگان حضرت امام در سپاه در سنگر فرماندهي حضور داشتند.
رمز عمليات به شرح زير قرائت شد:
"بسم الله الرحمن الرحيم، و لاحول و لا قوه الا بالله العلي العظيم، اللهم اياك نعبد و اياك نستعين ، قد تري ما انا فيه ففرج عنا يا كريم، يا الله ، يا الله ، يا الله. به مظلوميت علي اصغر و به ذولفقار برنده ولي المومنين و قهاريت رب العالمين به پيش"
گرچه يگان ها ساعاتي قبل حركت كرده بودند، ولي نتوانستند همزمان، عمليات شكستن خط را آغاز كنند، لذا بعضي از نيروها در كمين متوقف شده، برخي هم درگيري را آغاز كردند و گروهي نيز نرسيده هنوز درگير نشده بودند . از اين رو فرماندهان سپاه تلاش زيادي به عمل آوردند تا اين مشكل رفع شود و بالاخره در پي اين تلاش، نيروها توانستند به سختي از برخي موانع عبور كرده و به كانال اول برسند. در اين هنگام، دشمن به نيروهاي در خط خود دستور داد، به پشت جاده آسفالت عقب نشيني كرده و در آنجا خط تشكيل دهند. اين اقدام دشمن ناشي از تجربه قبلي در عمليات هاي گذشته بود. فرماندهان عراقي دريافته بودند كه نبايد در برابر سيل خروشان نيروهاي بسيج مقاومت كرده و تلفات بدهند. آنها نمي خواستند مانع نفوذ نيروهاي ايراني شوند، زيرا قصد داشتند با دور زدن آنها از دو جناح، آنان را منهدم كنند. با وجود اين تدبير دشمن، نيروهاي خودي در برخي محورها پيشروي كردند ، ولي در محورهاي ديگر موفق نشدند از موانع عبور كنند. اين وضع موجب شد آنها زمان را از دست بدهند. بر اين اساس، فرماندهان در تدبيري مناسب، اجازه ندادند يگان هايي كه عمليات شكستن خط را به اتمام رسانده بودند به پيشروي خود ادامه دهند. اين يگان ها موظف شدند در مواضع به دست آمده متوقف شده و با احداث خاكريز، به حفظ آن بپردازند.
ويژگي هاي عمليات
يكي از ويژگي هاي شاخص عمليات والفجر مقدماتي اين بود كه دشمن با توجه به تجربيات قبلي و پس از فتح خرمشهر و در يك مقطعي عقب نشيني با فرصت، موانع سمياري را در جلوي لجمن (خط پدافندي) خودش ايجاد كرد و لذا قبل از نبرد با قواي دشمن، نبرد رزمندگان اسلام با ميدان موانع دشمن بود كه نقش به سزايي در ناكام ماندن عمليات داشت. به گونه اي كه تمام توان نيروها صرف عبور از آنها شد و اين موضوع در عمليات هاي قبلي اين چنين سابقه اي نداشت. زيرا از ابتداي پيشروي نيروهاي خودي، از نقطه رهائي تا رسيدن به خط دوم دشمن، بيش از 16 نوع مانع از سوي دشمن تعبيه و ايجاد شده بود و يا بصورت عارضه طبيعي منطقه، وجود داشت كه به ترتيب و با وجود تعدد و تكرار نوع آن عبارت بودند از:
1- حدود 8 الي 10 كيلومتر رمل
2- يك سري ميادين مين كه از قبل تعبيه شده بود
3- سيم خاردار حلقوي با 6 حلقه در عرض
4- مواضع و سنگرهاي كمين در امتداد موانع
5- سيم خاردار معمولي
6- ميدان مين با عمق زياد
7- سيم خاردار حلقوي
8- كانال به عرض 3 الي 4 متر كه در بعضي جاها تا 9 متر نيز مي رسيد
9- سيم خاردارحلقوي
10- ميدان مين با عمق زياد
11- سيم خاردار حلقوي
12- كانال دوم با مشخصات كانال رديف اول (بند8)
13- سيم خاردار حلقوي
14- ميدان مين
15- خط اول دشمن كه از سنگرهاي متعدد و تعبيه كانال در زمين (مشابه شرق بصره) تشكيل شده بود، بسيار مستحكم بود.
16- خط دوم دشمن (پس از خط دوم) مجددا 3 كانال ديگر وجود داشت. كه اين هم سختي نبرد را تشديد مي كرد.
با اين وجود و به دليل جو خاصي كه ضرورت انجام اين عمليات در كشور ايجاد كرده بود و نيز اميدواري مسئولان سياسي كشور و جنگ رواني دشمن، مرحله دوم عمليات نيز در 19 بهمن 1361 انجام شد. اما اين بار نيز به دليل عدم هماهنگي ميان نيروهاي عمل كننده، هوشياري دشمن و تسلط او بر راهكارهاي خودي و همچنين با توجه به لو رفتن عمليات و وجود استحكامات پيچيده و فراوان دشمن كه موجب عدم كندي پيشروي نيروهاي خودي شده، قرارگاه خاتم الانبياء (ص) را واداشت تا به منظور كاهش تلفات خودي، پايان عمليات را اعلام نمايد. در اين عمليات بيش از 2500 نفر از نيروهاي دشمن كشته و زخمي و 113 نفر اسير گرديدند ، همچنين 501 تن از نيروهاي خودي شهيد، 7313 تن زخمي و 3116 تن مفقود شدند.
@mersad598
🔷مروری اجمالی و دستهبندی شده بر بیانات امروز رهبر معظم انقلاب:
🔻هدفهای انقلاب:
*پیشرفت واقعی و همهجانبه مادی و معنوی
*تحقق عدالت اجتماعی
*اقتدار کشور
*تشکیل جامعه اسلامی و در نهایت شکلگیری تمدن بزرگ و نوین اسلامی.
🔻تاکید محوری رهبر انقلاب بر اقدام "سریع و هوشیارانه" ملت در مسئله تولید واکسن و مقابله با ویروس به عنوان یکی از مصادیق حرکت استمرار بخش:
*در قضیه کرونا جوانان دانشمند بلافاصله نیاز روز را تشخیص دادند و مشغول به کار شدند که نتیجه آن تولید انواع واکسن و بینیاز شدن از دست دراز کردن مقابل دیگران شد
🔻نمونههای بارز دیگر هوشمندیِ ملت:
* دفاع مقدس و سیل جمعیت به سمت میدانهای نبرد با اشاره امام
* دفاع از حرم
*مقابله با ضدانقلاب
*حضور حماسی در ۹ دی سال ۸۸
*حضور خودجوش و تحسینبرانگیز مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال
🔻مصادیق زمینهساز استمرار انقلاب:
*تلاش دانشمندان و پژوهشگران
*تلاش علمای حوزه و دانشگاه
*فعالیت کارآفرین و کارگر
*کوشش جوانِ دانش پژوه در دانشگاه و حوزه
*فعالان عرصه خدمات اجتماعی
*فعالان میدانی کمکهای مؤمنانه
*فعالان حوزه دفاع نظامی
*فعالان جهاد تبیین
*کارکنان خدوم حکومتی
*روشنگریهای روشنگران سیاسی در رسانه های مختلف و فضای مجازی و بویژه در رسانه ملی
*کمک به مراکز مقاومت در منطقه و دنیای اسلام، و کسانی که آماده حضور در میدانهای حوادث گوناگون همچون دفاع از حرم و یا ۹ دی هستند
رهبر انقلاب پس از ترسیم اهداف و مصادیق زمینهساز استمرار انقلاب، تاکید میکنند که "برخی از این تلاشها را مربوط به امروز و برخی را هم مربوط به آینده" است
🔻مصادیق تلاشهای مربوط به آینده:
*«تربیت دانشمند و محقق و تقویت نهضت علمی»
*«فرزندآوری، تکثیر نسل و تأمین عنصر لازم برای پیشرفت کشور یعنی جوانان»
*«انرژی صلحآمیز هستهای»
تذکر رهبر انقلاب: نباید مشکلات نقد بر روی انبوه پیشرفتهای بزرگ غبار بنشاند
🔻موارد مورد انتقاد رهبر انقلاب:
*عدالت اجتماعی
*توزیع عادلانه ثروت
*نابرخورداری طبقات ضعیف
بعضی از غفلتها، کمکاریها و سوءنیتها وجود داشته است که اگر نبود، وضع کشور بهتر بود
مصادیق اقتصادی مورد توجه:
*خودکفایی بسیاری از اقلام
*افزایش اعتماد به نفس تولیدکننده داخلی
👈تذکر و تکلیف رهبر انقلاب برای صداوسیما: رسانه ملی در انعکاس دستاوردهای بخش تولید تکلیف بزرگی دارد که البته آنچنان که باید و شاید به آن عمل نشده است
👈مرز بندی رهبر انقلاب با برخی از اشخاص و جریانهای داخلی: کسانی که زندگی و مشی اشرافی دارند یا دم از تسلیم در مقابل استکبار و آمریکا میزنند، نمیتوانند مدعی پایبندی و دلبستگی به انقلاب باشند
🔻دشمنیها به علت پایداری و وفاداری ملت به اهداف انقلاب است
🔹️دشمن چه میکند؟
*«فشار اقتصادی»
*«عملیات رسانهای»
نقاط هدف و ابزار دشمن:
*افکار عمومی بهویژه فکر و ذهن جوانها
*با هزینه کردن میلیاردها دلار و با طراحیهای مختلف در اتاقهای فکر
🔻راه مقابله:
*تلاش درونی و خنثی کردن تحریمها (از طریق تقویت تولید و تحرک اقتصادی) است البته در کنار آن تلاش دیپلماسی نیز خوب است
*ملت ایران باید در مقابل تهمتزنی و دروغپردازیهای رسانهای و همچنین فشار اقتصادی بایستند
🔻جریان مقاومت و نقش ایران در منطقه:
*مقاومت رو به رشد در منطقه
*مقاومت ابهت استکبار را در هم شکسته
مقاومت زبان ملتها را در مقابل آمریکا گشوده
**مقاومت نه تنها موجب پیشرفت کشور بلکه دارای تأثیرات مهم منطقهای است.
@mersad598
#بخوانید
🔸فتح خيبر به دست امیرالمومنین عليه السلام:
در اين روز در سال 7 ه ق در جنگ خيبر مرحب به دست امیرالمومنین عليه السلام كشته شد و قلعه خيبر به دست آن حضرت فتح گرديد.
(زاد المعاد: ص 35. فيض العلام: ص 317) و در بحار الانوار 27 رجب روز فتح خيبر ذكر شده است. (بحار الانوار: ج 97، ص 168 - 384)
چون پيامبر صلّى الله عليه و آله به جنگ خيبريان رفت و قلعه قموص را محاصره كرد، ابتدا پرچم را براى مبارزه با آنان به ابوبكر دادند. ابوبكر با لشكرى رفت، ولى چون نظر به پهلوانان آنان نمود فرار كرد و لشكريان هم در پى او باز گشتند. روز بعد پيامبر صلّى الله عليه و آله پرچم را به عمر داد و او هم از ترس كشته شدن به ميدان جنگ نرسيده باز گشت.
🔸انتخاب حضرت على عليه السلام براى فتح خيبر:
پيامبر صلّى الله عليه و آله فرمودند: «فردا پرچم را به مردى می دهم كه حمله هايش را تكرار كند، نه اينكه فرار كند. كسى كه خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبرش هم او را دوست دارند، و خداوند خيبر را به دست او فتح می كند». همه اصحاب آرزو كردند كه اين مقام و منزلت به آنان واگذار شود.
فرداى آن روز، پيامبر صلّى الله عليه و آله فرمود: على بن ابى طالب عليه السلام كجاست ؟ گفتند: چشم دردى دارد كه حركت براى آن حضرت مشكل است. خاتم الانبياء صلّى الله عليه و آله فرمود: او را حاضر كنيد. سلمة بن اكوع رفت و آن حضرت را آورد. پيامبر صلّى الله عليه و آله سر آن حضرت را در بر گرفت و از آب دهان مبارك به چشمان نورانى حضرت خاتم الاوصياء على مرتضى عليه السلام ماليد و فرمود: «بار الها، زحمت گرما و سرما را از او بردار». پس از آن روز بر امیرالمومنین عليه السلام درد چشم عارض نشد و از گرما و سرما آزرده نگشت.
پيامبر صلّى الله عليه و آله زره خود را بر او پوشانيد و ذوالفقار را بر كمر او بست و پرچم به آن حضرت سپرد و سوار بر مركبش نموده فرمود: «جبرئيل از سمت راست، ميكائيل از سمت چپ، عزرائيل از پيش رو و اسرافيل از پشت سر، و نصرت خدا بالاى سر، و دعاى من از پشت سر تو است». فرمود: يا على، مسلمانى را بر ايشان عرضه كن.
🔸ميدان جنگ خيبر:
آن حضرت رفت، و پس از موعظه و نصيحت عده اى براى جنگ با او آمدند. آنان دو نفر از مسلمانان را شهيد كردند. امیرالمومنین عليه السلام بر آنها تاخته و آنها را كشتند. آنگاه برادر مرحب با عده اى آمدند. حضرت آنها را هم به درك فرستاد.
مرحب كه شجاع بود به خونخواهى آمد. امیرالمومنین عليه السلام چنان با ذوالفقار بر سرش فرود آورد كه شمشير از حلقش گذشت و او را دو نيم ساخت و به خاك انداخت. صداى تكبير مسلمانان بلند شد. عدهاى از يهود به دفاع آمدند و با مسلمانان به جنگ پرداختند . امیرالمومنین عليه السلام به مبارزه ادامه داد تا عده اى كشته شدند و عده اى به قلعه گريختند.
آن حضرت با دست قدرتمند حيدرى در قلعه را كند و براى مسلمانان معبر قرار داد تا از خندق عبور كنند. حضرت چندين بار مسلمانان را از روى خندق به وسيله ئ آن در عبور داد، با اينكه از سه روز قبل، آن حضرت گرسنه بود.
(المستدرك على الصحيحين: ج 3، ص 37. مجمع الزوائد و منبع الفوائد: ج 9، ص 124. كنز العمّال: ج 5، ص 283. فيض العلام: ص 317 - 321)
@mersad598
#زندگینامه
#شهید_حسین_خرازی
حسین خرازی سال ۱۳۳۶ در اصفهان متولد شد. از همان آغاز، کودکی باهوش و مؤدب بود. در دوران کودکی به دلیل مداومت پدر بر حضور در نماز جماعت و مراسم دینی، او نیز به این مجالس راه پیدا کرد.حسین در زمان فراگیری دانش کلاسیک، به تدریج نسبت به امور سیاسی آشنایی بیشتری پیدا کرد.در سال ۱۳۵۵ پس از اخذ دیپلم طبیعی به سربازی اعزام شد. در مشهد ضمن گذراندن دوران سربازی، فعالانه به تحصیل علوم قرآنی در مجامع مذهبی مبادرت ورزید. طولی نکشید که او را به همراه عدهای دیگر بالاجبار به عملیات سرکوبگرانه «ظفار» (عمان) فرستادند. حسین از این کار فوقالعاده ناراحت بود و با آگاهی و شعور بالای خود، نماز را در آن سفر تمام میخواند. وقتی دوستانش علت را سؤال کردند در جواب گفت: «این سفر، سفر معصیت است و باید نماز را کامل خواند.»
در سال ۱۳۵۷ به دنبال صدور فرمان حضرت امام خمینی(ره) مبنی بر فرار سربازان از پادگان ها و سربازخانهها، او و برادرش هر دو از خدمت سربازی فرار کردند و به خیل عظیم امت اسلامی پیوستند. آنها در این مدت، دائماً در تکاپوی کار انقلاب و تشکل انقلابیون محل بودند.
حسین از همان آغاز پیروزی انقلاب اسلامی، درگیر فعالیت در کمیته انقلاب اسلامی، مبارزه با ضد انقلاب داخلی و جنگهای کردستان بود و لحظهای آرام نداشت. به خاطر روحیه نظامی و استعدادی که در این زمینه داشت، مسئولیتهایی را در اصفهان پذیرفت و با شروع فعالیت ضدانقلابیون در گنبد، مأموریتی در آن خطه داشت. دشمن که هر روز در فکر ایجاد توطئهای علیه انقلاب اسلامی بود، غائله کردستان را آفرید و خرازی در اوج درگیریها، زمانی که به کردستان رفت، بعد از رشادتهایی که همراه شهید علی رضاییان فرمانده قرارگاه تاکتیکی حمزه در زمینه آزاد کردن شهر سنندج از خود نشان داد، در سمت «فرماندهی گردان ضربت» که قوی ترین گردان آن زمان محسوب میشد، وارد عمل شد و در آزادسازی شهرهای دیگر کردستان از قبیل «دیواندره»، «سقز»، «بانه»، «مریوان» و «سردشت» نقش مؤثری را ایفا کرد و با تدابیر نظامی، بیشترین ضربات را به ضدانقلاب وارد آورد.
عملیاتهای «فرمانده کل قوا»، «ثامن الائمه»، «فتح المبین»، «الیبیتالمقدس»، «خیبر»، «بدر»، «والفجر۸» و «کربلا۴و۵»، صحنههای فراوانی از رشادتها، ابتکار، خلاقیت و حسن فرماندهی این سردار رشید اسلام بود، ضمن آنکه وی در عملیات «خیبر» در اسفند ۱۳۶۲ نیز، دستِ راست خود را در راه خدا تقدیم کرد.
سرانجام شهید حسین خرازی این سردار رشید سپاه اسلام در جریان عملیات بزرگ و غرورآفرین کربلای ۵ در حالی که فرماندهی «لشکر ۱۴ امام حسین» را برعهده داشت، در ۸اسفند ۱۳۶۵در اثر اصابت ترکش به قلبش، به فیض عظمای شهادت نائل آمد . پیکر این فرمانده شهید والا مقام پس از تشییع با شکوه، در گلستان شهدای اصفهان (تخت فولاد) آرام گرفت.
@mersad598