هدایت شده از mesaghمیثاق
✨﷽✨
✅دعای امام سجاد (ع) برای مرزداران
مرحوم استاد فاطمی نیا (ره):
یکی از دعاهای امام سجاد علیه السّلام برای مرزداران است. این نظر بلندی و جامعیّت امامت را نشان میدهد.
آن دید بلند امامت میآید که این نیست که ما فقط با هم بنشینیم و از اخلاق بگوییم؛ نه در جاهای خیلی دور هستید، عدّهای که در خطر نشستند، باید به فکر آنها هم باشیم. فقط این نیست که به ما چه ارتباطی دارد –خدایی ناکرده- هر چه میخواهد بشود، بشود. نه، این حرفها نیست.
مولایمان حضرت سجاد علیه السلام میفرمایند:
"اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ حَصِّنْ ثُغُورَ الْمُسْلِمِینَ بِعِزَّتِکَ"
خدایا بر پیغمبر و آل ایشان صلوات بفرست و به قدرت خود مرزهای مسلمین را محکم بکن.
"وَ أَیِّدْ حُمَاتَهَا بِقُوَّتِکَ"
خدایا این حامیان مسلمین آن مرزداران را با قوّت خود تأیید بکن.
"اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ کَثِّرْ عِدَّتَهُمْ"
خدایا بر پیغمبر و آل ایشان درود بفرست و عدّهی اینها را زیاد بکن.
یعنی واقعاً یک عدّه به هوش بیایند، بروند و به اینها ملحق بشوند، اینها را غریب نگذارند زیاد باشند.
"وَ امْنَعْ حَوْمَتَهُمْ"
یعنی آن موارد حسّاس اینها را در آن منطقهها؛ در جنگ یک مواردی است که حساس است دشمن از آنجا نفوذ میکند. آن موارد حساس را میگوید: منع بکن.
در منع دو تا شرح کردند.
یک : این را منع بکن که دشمن نیاید.
دوم: حومهی اینها را منیع بکن. این را رفیع بکن، بلند بکن. یعنی طوری بکن که دشمن به اینها نرسد انگار در جای بلندی هستند .
"وَ الطُّفَ لَهُم فِی المَکر"
این دو تفسیر شده است یکی این است که میگوید: آن ظرائف و لطایف مکر را به اینها هم یاد بده. به این مرزداران هم یاد بده. اگر دشمن بخواهد مکر بکند، اینها بالاتر از آن باشند. بعضیها تفسیر کردند که این را میگوید که لطف بکن اینها از مکر آنها در امان باشند و بازی نخورند
در نگاه امامت ، اسلام این نیست که فقط به فکر خودمان باشیم، اسلام به فکر همه است.
خیلی سر بسته عرض میکنم اسلام و مسلمین یک عنوانی است.
مسلمان را بکشند؛ آدم بنشیند نگاه بکند که نمیشود. اینجا اوّلاً اسم مسلمین، آبروی اسلام مطرح است.
ثانیا یک عدّه بچّهی کوچک چه کاره بودند؟! یک عدّه نوزاد چه کاره بودند؟! یک عدّه پیرزن و پیرمرد چه کاره بودند؟ یک عدّه مردم بیگناه چه بودند؟ کاسبی خود را میکردند، با کسی کار نداشتند، اینها نباید حفظ بشوند؟
نگاه امامت بسیار بلند و جامع است و ما باید درس بگیریم.
📚 برگرفته از جلسه ۹۴ سیری در صحیفه سجادیه ، ایراد شده در سال ۹۷
هدایت شده از mesaghمیثاق
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
با این #ترفند همیشه نون تازه در اختیارته
هدایت شده از mesaghمیثاق
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
کرگدن نشون داد با هیچکی شوخی نداره
هدایت شده از mesaghمیثاق
9.51M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سختکوشی چینی ها غیر قابل تصوره
ببینید چطور تو همچین منطقه صعب العبوری کانال آب درست کردن 😳
هدایت شده از mesaghمیثاق
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
عبور موفق از چاله چوله با این #ترفند رانندگی
هدایت شده از mesaghمیثاق
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
وقتی با قرآن مأنوس باشی همچین اتفاقی میافته
هدایت شده از mesaghمیثاق
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
وقتی زنم میگه نمیخواد کارگر بگیری خودم میام کمکت 😂
هدایت شده از mesaghمیثاق
بعد از شصت سال پادویی و زحمت، تو این دنیا چهار دهنه مغازه دارم و یک باب آپارتمان
با همسرم تنها زندگی میکنم
و چهار فرزندم زندگی تشکیل دادهاند دوتا عروس دارم و دو تا داماد و چند تا هم نوهٔ شیرین زبان
یکی از مغازهها را خودم میچرخانم و بقیه را اجاره دادهام، اوایل شروع کرونا همسرم خیلی اصرار داشت که این روزها مغازه را تعطیل کنم چون با مشتریهای زیادی سر و کار دارم
نکند کرونا بگیرم، اما من گوش نکردم
همسرم برای اینکه مرا متقاعد کنه
همهٔ بچهها را شام دعوت کرده بود
و کلی تدارک دیده بود
من اطلاع نداشتم و دَم عید مشتری زیاد بود و دیر وقت رسیدم خونه، دیدم همسرم خیلی گرفته و غمگین نشسته و کلی غذا و میوه و...
پرسیدم چی شده مهمان داریم؟
چرا ناراحتی؟
گفت بشین خستگی رفع کن
فعلا شام بخور برات تعریف میکنم
بعد از شام گفت: امروز زنگ زدم به بچهها گفتم پدرتون حرف منو گوش نمیکنه میره در مغازه با این همه آدم سروکار داره میترسم کرونا بگیره من نگرانش هستم، امشب همتون بیائید شام خونه ما ببینیم راضیش میکنیم نره مغازه
اما همشون به بهانههای مختلف زنگ زدن و گفتن نمیتونیم بیایم
گفتم اینکه ناراحتی نداره حتماً کار داشتند
گفت چه کاری، اونا از ترس اینکه تو کرونا نگرفته باشی نیومدن!
راستش خودم هم حالم گرفته شد
و چند تا لعنت و نفرین کردم به کرونا
و این وضع که پیش اومده و ...
به خاطر نگرانی همسرم، مغازه را تعطیل کردم و بدون اطلاع بچهها رفتیم کیش
بعد از چند روز یکی از پسرها زنگ زد که بگه مادربزرگ زنش چشم عمل کرده که بریم بهش سر بزنیم ولی همسرم حرفشو قطع کرد و از روی دق و دلی و با ناراحتی بهش گفت:
تو به فکر مادربزرگ زنت هستی، نمیپرسی بابات کجاست و حالش چطوره؟
پسره گفت چطور مگه
همسرم گفت راستش بابات کرونا گرفته الان چند روزه آوردمش بیمارستان حالش وخیمه و احتمالاً یکی دو روز دیگه هم زنده نیست
پسره مثلاً ناراحت شد و گفت نمیشه که ما بیایم بهش سر بزنیم باید چکار کنیم؟
همسرم گفت هیچی اگه فوت کرد خودشون دفنش میکنند و مراسم هم که ممنوعه
من هم کلی خندیم و گفتم خوب فکری کردی که اینطوری بهشون گفتی، ببینیم چه کار میکنند
ما حدود یه هفته تو کیش موندیم و برگشتیم البته تو این مدت بچهها باز هم زنگ زدند و احوال منو از مادرشون پرسیدن و ایشون هم روز آخر گفت که من فوت کردم و مشغول کارهای قانویش برا دفن هست
آخرین باری که بچهها به مادرشون زنگ زدند همه میگفتند احتمالاً تو هم گرفتی، آزمایش دادی؟ ایشون هم گفت نه، ممکنه، چون همش پیش باباتون بودم
به همین خاطر اصلاً نیامدن که به مادرشون هم سر بزنند تا اینکه یه روز بهشون گفت: نترسید آزمایش دادم من ندارم، اومدن خونه رو هم ضد عفونی کردن
گفتن پس شب میآئیم پیشت، قرار گذاشتیم من تو اتاق پنهان بشم و بازی را ادامه بدیم
وقتی بچهها اومدن، پس از کمی ناراحتی و پخش یه جعبه خرمایی که یکیشون آورده بود و...
یکی از عروسا گفت: خدا بیامرزه، عمر خودشو کرده بود خوب شد بچهها نیومدن که بگیرن
یکی از دامادها گفت: خدا رحمت کنه
حمید دیر وقته اون برگهها را نشون مامان بدید، یکی از دخترا ناراحت شد و گفت
حالا چه وقت این کاره و ...
هر چهارتاشون رفته بودند دنبال انحصار وراثت و بین خودشون مغازهها را تقسیم کرده و آپارتمان را برای مادرشون در نظر گرفته بودند و کاغذی بین خودشون امضاء کرده بودند و حالا سراغ سندها را میگرفتند
همسرم گفت بذارید کفنش خشک بشه و ... از اتاق اومدم بیرون و کلی سرشون دادم زدم و ...
وقتی دیدم به جای چهار تا فرزند
«چهارتا کرونا» بزرگ کردم
همانجا تصمیم گرفتم مغازهها و آپارتمان را بفروشم و پولشو برای کمک به بیماران کرونایی اهداء کنم و با همسرم به دیاری دیگر کوچ کنیم، دیاری روستایی و عشایری که چند تا گوسفند بگیریم و تا پایان عمر با احشام و حیوانات زندگی کنیم که «چوپانی گوسفندان» به مراتب از بزرگ کردن این گونه فرزندان بهتر و پر بارتره
داستان واقعی منتسب به یک نیکوکار کازرونی
هدایت شده از mesaghمیثاق
6.43M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شیوه رنگ آمیزی متفاوت ظروف و وسایل مختلف
هدایت شده از mesaghمیثاق
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
وسیله کاربردی برای انتقال وسایل بزرگ و سنگین مثل یخچال به طبقات بالای ساختمان
هدایت شده از mesaghمیثاق
5.91M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏃♂ خیلی از مشکلات جسمی و روحیت با این کار ساده برطرف میشن!