-
زندگی برای تایم اوونز همیشه سخت بوده است. از یک طرف برادر کوچکش سرطان دارد و ممکن است بمیرد و از طرفِ دیگر به خاطر اینکه احتمال درمانِ برادرش وجود دارد مجبورند به نیویورک، شهرِ دلگیری که تایم اصلا آنرا دوست ندارد مهاجرت کنند.
-
-
تایم که درکِ این رخدادها برایش بسیار سخت و دردناک است، دلش برای خانه و دوستانش تنگ شده. او که مجبور است با زندگی در نیویورک کنار بیاید زمانهایی که صرف کمک به خانواده و خانه میکند را جمع و یادداشت میکند تا شاید سرانجام با جمع شدن زمانها بتواند به خانه بازگردد.
-
-
اما زمانها چگونه میتوانند معجزه کنند و زندگیِ تایم را به سابق بازگردانند؟! آیا برادرِ تایم بهبود مییابد و آنها به خانهشان بازمیگردند؟! شاید گاهی بهترین روش برای درمان دلتنگی، کنار آمدن با شرایط باشد.
-