یک سال پیش در چنین روزی، مشکالیس متولد شد.
نهالی سبز که در دل کویری داغ بنا شد، کمکم رشد کرد و میوه داد؛ کتابهایی با مزههای مختلف. یک میوهی سبز با مزهی زندگی، یک موز آبی با طعم تخیل و فانتزی، و یک سیب سرخ فام که بوی ادبیات میداد. بعدش درختهای بیشتری با این رنگوبو شکل گرفتند و کویری که خالی از هر میوهای بود، پر شد از درختانی با میوههای مختلف. حالا که یک سال از آن روز گذشته، شما طرفداران کتابهای رنگارنگ و خوشبو، اینحا جمع شدید و میخوانید. امید میرود بیشتر بخوانیم و بفهمیم و درختمان کهنهتر شود.🌳✨
- از طرف مشکات و مآلیس