eitaa logo
مِشکالیس
3.8هزار دنبال‌کننده
3.9هزار عکس
700 ویدیو
0 فایل
"همهٔ کسایی که کتاب می‌خونن زیبا هستن." ارتباط: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_rw2y92h&btn=مالیس مشکات:https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_t8r14ii&bt پستچی: https://eitaa.com/nmeshcalis کپی از محتوای کانال ممنوعه. ¹⁴⁰³'⁵'²⁵
مشاهده در ایتا
دانلود
:)
-به زودی از نشر آذرباد منتشر می‌شود.🕯
پیش به سوی ایشون!💆🏻 -مالیس
-
مِشکالیس
-
- من طرفدارِ جدیِ فیلم‌های مارول نیستم، اما به نوبه‌ی خودم علاقه دارم و دوست دارم در کنار فیلم کتاب‌هاش رو هم بخونم. لوکی یک تجربه‌ی متفاوت بود برام. نه کاملا راضی بودم، نه کاملا ناراضی. یک تجربه‌ی متوسط که دوستش دارم. - به‌نظر من خیلی بهتره قبل از مطالعه‌ی این کتاب، با دنیای آزگارد و فیلم‌های مارول آشنایی داشته باشید. چون نویسنده بر اساس اون‌ها کتاب رو نوشته و فضای آزگارد رو توضیح نداده، برای من خیلی مبهم بود. مثلا خیلی بهتر می‌شد اگه از لوکی و ثور بیشتر توضیح می‌دیدم، نویسنده بر حسب اینکه همه فیلم رو دیدن کمتر درموردشون توضیح داده. - از کتابی که زیرژانرش جناییه، توقع داشتم قاتل و مقتولی وجود داشته باشه و غافلگیری‌های جدی داشته باشیم، اما خورد تو ذوقم. غافلگیری‌ها رو حدس زده بودم و فقط یکیش جالب بود. به‌نظرم روند داستان واقعا کند بود و فقط سی صفحه‌ی آخر هیجان و پیچیدگی پیدا کرد. - فضاسازی خیلی خوب بود و حال و هوای تیره و جذابی داشت. به‌نظرم شخصیت‌پردازی ضعیف بود و واقعا با هیچ شخصیتی ارتباط نگرفتم. فقط از شخصیت تئو خوشم اومد و تقریبا برام قابل لمس بود. گفت‌و‌گوها کم بود و این شخصیت‌ها رو یکم غیرقابل‌باور می‌کنه. به‌نظرم توی بد نشون دادن شخصیت ثور و اودین یکم زیاده‌روی شده ولی به هر حال ازشون خوشم نمیاد. - به‌نظرم خود داستان قابلیت تبدیل شدن به یک اثر هیجان‌انگیزِ خفن‌تر رو داشت، اما همون‌طور که گفتم از حالت جنایی بودن در اومده بود. و خب هیجانش خیلی کم بود. به‌نظرم طنزِ ریز داستان هم قشنگ بود و دوستش داشتم. - تا ابد برای پایان این کتاب گریه می‌کنم. چرا پایان باز؟ چرا تئو انقدر بدبخته؟ من واقعا توقع داشتم بهتر تموم شه، اما به صورت دردناکی دلم می‌خواست با پایانش فریاد بزنم. - من از این کتاب خیلی برداشت‌های مفهومیِ زیادی کردم. شخصیت لوکی فقط کسی بود که می‌خواست به موفقیت برسه، اما یک پیشگویی باعث شد همه به چشم بد نگاهش کنن. اینکه ثور بدون هیچ کاری بهترین پسر محسوب می‌شد و لوکی همیشه باید سرزنش می‌شد. همه‌ی این‌ها باعث می‌شن لوکی دقیقا همون چیزی بشه که نباید، در حالی که اگه این شکلی باهاش برخورد نمی‌شد یا فقط به خاطر یک پیشگویی اون رو بد جلوه نمی دادن، شاید هیچ‌وقت شرور نبود! این به این معنیه که والدین اگه به بچشون درست توجه نکنن و همیشه سرزنشش کنن فاجعه به بار میاد. چند تا برداشت دیگه هم از محتوای کتاب دارم، مثلاً این‌که هر عشقی قابل اعتماد نیست یا اعتماد به احساس همیشه درست نیست. - در نهایت این کتاب رو دوست دارم ولی می‌تونست خیلی بهتر باشه. و البته به خاطر پایان پیچیده و جذابش، نیم ستاره بیشتر می‌دم. بیشتر توصیه می‌کنم اول فیلم رو ببینید و بعد کتاب رو بخونید، چون بعضی جاها یک سری چیزها هست که با دیدن فیلم بهتر می‌فهمید. - پی‌نوشت¹: من طراحی جلد کتاب رو خیلی دوست دارم و کیفیت نشر باژ هم عالی بود، اما کادر صفحات خیلی بزرگ بود و فونت ریز و البته این نقطه ضعف نیست، اما کادر خیلی به نقطه‌ی اتصال صفحات نزدیک بود و باعث می‌شد سخت متن رو بخونم. امیدوارم توی چاپ‌های بد تصحیح بشه. - پی‌نوشت²: امیدوارم اگر شخصیت ثور هم کتابی داره، انتشارات باژ با طراحی جلد کریس همسورث منتشرش کنه. (= - پی‌نوشت³: داخل این کتاب اشاره‌ی مستقیم به شخصیت‌های همج*نسگرا شده، پس لطفا اگه با این قضیه مشکل دارید کتاب رو نخونید و الکی نقطه ضعف محسوبش نکنید. -
-