مِشکالیس
-
- من طرفدارِ جدیِ فیلمهای مارول نیستم، اما به نوبهی خودم علاقه دارم و دوست دارم در کنار فیلم کتابهاش رو هم بخونم. لوکی یک تجربهی متفاوت بود برام. نه کاملا راضی بودم، نه کاملا ناراضی. یک تجربهی متوسط که دوستش دارم.
- بهنظر من خیلی بهتره قبل از مطالعهی این کتاب، با دنیای آزگارد و فیلمهای مارول آشنایی داشته باشید. چون نویسنده بر اساس اونها کتاب رو نوشته و فضای آزگارد رو توضیح نداده، برای من خیلی مبهم بود. مثلا خیلی بهتر میشد اگه از لوکی و ثور بیشتر توضیح میدیدم، نویسنده بر حسب اینکه همه فیلم رو دیدن کمتر درموردشون توضیح داده.
- از کتابی که زیرژانرش جناییه، توقع داشتم قاتل و مقتولی وجود داشته باشه و غافلگیریهای جدی داشته باشیم، اما خورد تو ذوقم. غافلگیریها رو حدس زده بودم و فقط یکیش جالب بود. بهنظرم روند داستان واقعا کند بود و فقط سی صفحهی آخر هیجان و پیچیدگی پیدا کرد.
- فضاسازی خیلی خوب بود و حال و هوای تیره و جذابی داشت. بهنظرم شخصیتپردازی ضعیف بود و واقعا با هیچ شخصیتی ارتباط نگرفتم. فقط از شخصیت تئو خوشم اومد و تقریبا برام قابل لمس بود. گفتوگوها کم بود و این شخصیتها رو یکم غیرقابلباور میکنه. بهنظرم توی بد نشون دادن شخصیت ثور و اودین یکم زیادهروی شده ولی به هر حال ازشون خوشم نمیاد.
- بهنظرم خود داستان قابلیت تبدیل شدن به یک اثر هیجانانگیزِ خفنتر رو داشت، اما همونطور که گفتم از حالت جنایی بودن در اومده بود. و خب هیجانش خیلی کم بود. بهنظرم طنزِ ریز داستان هم قشنگ بود و دوستش داشتم.
- تا ابد برای پایان این کتاب گریه میکنم. چرا پایان باز؟ چرا تئو انقدر بدبخته؟ من واقعا توقع داشتم بهتر تموم شه، اما به صورت دردناکی دلم میخواست با پایانش فریاد بزنم.
- من از این کتاب خیلی برداشتهای مفهومیِ زیادی کردم. شخصیت لوکی فقط کسی بود که میخواست به موفقیت برسه، اما یک پیشگویی باعث شد همه به چشم بد نگاهش کنن. اینکه ثور بدون هیچ کاری بهترین پسر محسوب میشد و لوکی همیشه باید سرزنش میشد. همهی اینها باعث میشن لوکی دقیقا همون چیزی بشه که نباید، در حالی که اگه این شکلی باهاش برخورد نمیشد یا فقط به خاطر یک پیشگویی اون رو بد جلوه نمی دادن، شاید هیچوقت شرور نبود! این به این معنیه که والدین اگه به بچشون درست توجه نکنن و همیشه سرزنشش کنن فاجعه به بار میاد. چند تا برداشت دیگه هم از محتوای کتاب دارم، مثلاً اینکه هر عشقی قابل اعتماد نیست یا اعتماد به احساس همیشه درست نیست.
- در نهایت این کتاب رو دوست دارم ولی میتونست خیلی بهتر باشه. و البته به خاطر پایان پیچیده و جذابش، نیم ستاره بیشتر میدم. بیشتر توصیه میکنم اول فیلم رو ببینید و بعد کتاب رو بخونید، چون بعضی جاها یک سری چیزها هست که با دیدن فیلم بهتر میفهمید.
- پینوشت¹: من طراحی جلد کتاب رو خیلی دوست دارم و کیفیت نشر باژ هم عالی بود، اما کادر صفحات خیلی بزرگ بود و فونت ریز و البته این نقطه ضعف نیست، اما کادر خیلی به نقطهی اتصال صفحات نزدیک بود و باعث میشد سخت متن رو بخونم. امیدوارم توی چاپهای بد تصحیح بشه.
- پینوشت²: امیدوارم اگر شخصیت ثور هم کتابی داره، انتشارات باژ با طراحی جلد کریس همسورث منتشرش کنه. (=
- پینوشت³: داخل این کتاب اشارهی مستقیم به شخصیتهای همج*نسگرا شده، پس لطفا اگه با این قضیه مشکل دارید کتاب رو نخونید و الکی نقطه ضعف محسوبش نکنید.
#ادمینمآلیس - #نظرات
مِشکالیس
-
- مادام پیلینسکا و راز شوپن، کاوشی در جهان موسیقیه. رمانی با حجم کم ولی مفهوم زیاد در مورد موسیقی. من همیشه شیفتهی موسیقی بودم. وقتی پنج ساله بودم کلاس موسیقی میرفتم ولی نشد ادامه بدم. هنوز هم جریان نتهای موسیقی، برای من نقطهی امیدی بین همهی تاریکیهاست.
- این کتاب شاید کتابی نباشه که خیلی شیفتهی اون بشم، اما هر چیزی که در مورد معنای حقیقی موسیقی باشه، برای من جذابه! یک اثر ملایم که معنای واقعی موسیقی رو گوشزد میکنه قلب مخاطب رو لمس میکنه.
- موسیقی در واقع چه معنایی داره؟ فقط نواختن نتهای پیانوئه یا یک هدف مهمتر پشت این شاهکاره؟ در تکتک جملات کتاب، ما با راز موسیقی روبهرو میشیم، اسم اون راز عشقه. در واقع اگر با نهایت عشق و احساس، شروع به نواختن موسیقی نکنی، چیزی جز صدا به وجود نمیاد. ولی اگر پشت موسیقیای که مینوازی عشق نهفته باشه، اون موسیقی تبدیل میشه به روحی که به پرواز در اومده.
- موسیقی چیزی بیشتر از صداست. موسیقی ممکنه نماد آزادی یک کشور باشه، فریاد مردمی که زجر میکشن. موسیقی ممکنه حاصل رسیدن عاشق به معشوق باشه. موسیقی ممکنه از نهایت تنهایی نشات گرفته باشه. و در نهایت، موسیقی ممکنه خود زندگی باشه!
- من این کتاب رو دوست دارم، چون معنای واقعی موسیقی رو به خواننده یادآوری میکنه. نویسنده با قلم شاعرانه و زیبایی که داره، شما رو به اعماق دنیای موسیقی میکشونه؛ جایی که عشق حرف اول رو برای نواختن نتها میزنه. بهتون پیشنهاد میکنم این کتاب کوتاه رو بخونید، و در دنیای موسیقی قدم بزنید.
- پینوشت: من این کتاب رو به صورت صوتی مطالعه کردم و چون معمولا وقتی کتابی رو صوتی گوش میکنم تمرکز ندارم، امیدوارم بعدا به صورت فیزیکی هم مطالعهاش کنم و لذت بیشتری ازش ببرم.
#ادمینمآلیس - #نظرات