eitaa logo
فرزندی مثل مصطفی
1.2هزار دنبال‌کننده
4.9هزار عکس
6.6هزار ویدیو
141 فایل
بسم رب الشهدا والصدیقین این کانال جهت باز نشر خاطرات شهید مصطفی صدرزاده راه اندازی شده است مستقیم زیر نظر خانواده محترم شهید صدرزاده اداره میشه #شهید_مصطفی_صدرزاده
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
لاٰ حَولَ وَلاٰ قُوَّةَ اِلّاٰ بِاللّٰهِ الْعَلیٌِ الْعَظیم 🖼 هر روز خود را با بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ  آغاز کنیم: 📖حدیث امروز: ✳️ امام صادق (علیه السلام) : به آموختن حدیث (معارف دینی) به جوانانتان ، پیش از آن که منحرفین آنان را گمراه سازند ، اقدام نمایید. 📚 تهذیب الأحکام ، ج۸ ، ص۱۱۱ 🪧تقویم امروز: 📌 یکشنبه ☀️ ۲۹ مهر ۱۴۰۳ هجری شمسی 🌙 ۱۶ ربیع‌الثانی ۱۴۴۶ هجری قمری 🎄 20 اکتبر 2024 میلادی 🔖مناسب امروز: 🌐 روز صادرات @meslemostafaa https://eitaa.com/joinchat/2871395004C08509d8ff1
سلام امام زمانم✋🌸 قد کشیده‌ایم به اعتبار تشعشع مهربان تو زنده‌ایم به برکت حیات بخش تو دلخوشیم به یمن نگاه امیدبخش تو همچون گل‌هاے آفتابگردان، روی دل‌هاے منتظر و بیقرار ما؛ به هر سویی که یاد و نام توست می‌چرخد... نگاه تو سوے غزه هست، نگاه‌ِ ما هم ما با تو زنده‌ایم... 🌷أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج🌷 @meslemostafaa https://eitaa.com/joinchat/2871395004C08509d8ff1
گیرم که دنیا برای تو بماند تو برای دنیا نمی‌مانی... امیرالمومنین(ع)
و اگر قرار بود این دنیا به کسی وفا کند حسین بن علی(ع) از همه سزاوارتر بود!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
۱۲۵.mp3
زمان: حجم: 8.4M
[تلاوت صفحه صد و بیست و پنجم قرآن کریم به همراه ترجمه] @rafiq_shahidam96
. 🕊 تلاوت آیات‌ قرآن ڪریم ؛ ۩ بــِہ نـیّـت‌         برادرشھیدم مصطفی صدرزاده 🌿' 📚                              •﴿برادرشهیدم‌ ﴾• آقا مصطفی با صفا🌸
کرامت شهید ابراهیم هادی و ساختن حسينيه به‌ اسم شهید داداش ابراهیم دست ما رو هم بگیر معجزات و کرامات شهدا رو بفرستید برامون 👇 @A_m_381 کانال معجزات و کرامات شهدا 👇 https://eitaa.com/joinchat/3730047588C136ee64b23
🌹خاطره ای به زبان شیرین مشهدی ، نقل از او اوایل که آمده بودوم جای سد ابراهیم ، وختی با هم عیاق رفته بودم،با همی لهجه ی مشدی غیلیظ صحبت مکردوم... میدیدوم که ای اشکا تو چشماش جمع مرفت، بهش گوفتوم یره چی شده سید؟؟؟ اویم گفت هیچی دداش، چیزی نیس... از مو اصرار و از اویم انکار... خلاصه دید مو پیله رفتوم، گفت : از وختی آمدی و همی که میشینم دور هم و صحبت موکنی، یاد یکی از ریفیقای چخچخیم می افتوم... گفتوم کی؟ گفت: داداش حسن گفتوم کدوم حسن؟ گفت: حسن قاسمی مویم انگار مگی برقوم گرفت و شوکه شودوم... عهههههه حسن که بچه محل ما بود.... خلاصه ای شد که شهید حسن رفیق مشترکما شد و از او به بعد، رفاقت بین مو و سید قرص تر... خلاصه مهر سید بدجور تو دلوم افتده بود... مخصوصا او نورانیت و معنویتی که تو قیافش پیدا بود،باعث شد بهش شدیدا اعتماد بوکونوم... بری همی او اوایل خیلی تو دلوم عقده شده بود که به یکی که ایرانیه بوگوم مویم قاچاقی آمدوم... خلاصه به سید گوفتوم : .دداش موخوام یک چیزی بهت بوگوم... تا خواستوم به سید بوگوم،ورداش گف: مدنوم موخوای بیگی ایرانیی... دهنوم مث غار موغون وا افتاد... یره ای از کجا فمید چی موخوام بوگوم 😳 بازم با ای حرکتش مو ر بیشتر شیفته خودش کرد... ادامه دارد.....           @meslemostafaa https://eitaa.com/joinchat/2871395004C08509d8ff1