eitaa logo
مسواک|Messwak
4هزار دنبال‌کننده
5.7هزار عکس
2.6هزار ویدیو
2 فایل
ارتباط با ادمین: @Messwaak
مشاهده در ایتا
دانلود
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بهترین آموزش آشپزی وجود ندا... 》دُختِ بهار《 @Messwak
اینو دوست داشتم 😂😂😂😂😂😂 》خودِ پاتریک《 @Messwak
یه شوهر خاله دارم آلزایمر داره در حدی که گاهی راه خونه‌ش رو گم میکنه یا حتی اسم بچه‌هاش رو اشتباه میگه. بعد این آقا با این مریضیش هر وقت با بابام حرف میزنه اول همه میپرسه درس امیر تموم شد یا نه. باباجان درس امیر چه تاثیری تو وضعیت زندگی تو داره؟ ول کن عزیز من. 》پشه خسته《 @Messwak
تپیکال دخترا وقتی توی بحث کم میارن😂😂😂😂 •مَــــریــم• @Messwak
ببینید چی واسم اومده 😂😂😂😂 》احمدم《 @Messwak
تعداد سگای ولگرد و گرسنه تو خیابونا از تعداد مردم شهر بیشتره. آدم جرعت نمیکنه پیاده بره بیرون یهو‌ دیدی بیستایی ریختن سرت خوردنت، بعد از سالها زندگی آبرومندانه بعد مرگت همه میگن مرحوم سگ‌خور شد. •جورجی• @Messwak
‏وقتایی که زیر دوش نیستم یه پامو زیرش نگه میدارم که آب هدر نره، تو واسه نجات زمین چیکار کردی؟ •جیکااا• @Messwak
گفتم: «خرسش کنده نمی‌شه؟» گفت: «اگه خیلی باهاش ور نره، نه.» قیافه‌ش وقتی گفتم برای خودمه دیدنی بود. :))) 》مریم خانوم《 @Messwak
٨-٩ سالم بود یه بار رفتم خونه دوست مامانم بعد باهم رفتیم مدرسه دنبال دخترش، مامانش بهم گفت پشت صندلى ماشین قایم شو مریم رو سورپرایز کنیم، مریم که اومد مامانش گفت «اگه گفتى کى اومده امروز پیش ما؟» گفت «وای فقط توروخدا فلانى (که من باشم) نباشه!» حالا منم اون پشت قایم شده بودم:)))) 》كوردليا《 @Messwak
هشت یا نه سالم بود که روزی با پدرم به اداره‌ی ایشان رفتیم، در مسیر بازگشت، دست در دست پدر از کنار دستگاه بستنی قیفی میگذشتیم که پدر متوجه نگاه اندر کف طفل خویش شدند و گفتند: بستنی میخوری بابا جان؟ گفتم: اگر شما هم بخورید. گفتند: من نمیخورم و رفتند. پدر تعارفی نبودند. 》Shahrokh《 @Messwak
یکی دیگه از بدی‌‌های پاییز و زمستون گرون بودن هودی‌های زیبا و سوییشرت‌های خوشگل و یقه اسکی‌های جذابه *ژنرال* @Messwak