نوجوون که بودم بابام همینجوری در اتاقم رو باز میکرد میومد تو. یه بار یه برگه نوشتم زدم رو در اتاق: «حرمت پیر مغان بر همه کس واجب است/سرزده داخل مشو، میکده حمام نیست»
دفعه بعد دوباره درو بیهوا باز کرد دیدم برگههه تو دستشه میگه: این شعر از کیه؟ چه قشنگه!
》Romain Gary《
@Messwak
مرد گنده چهل ساله یه عروسک باهاشه،
باشگاه میریم تو ساکش میذاره،
سرکار میاد تو کیفشه،
سوار ماشین میشه میذاره رو صندلی عقب،
بهش گفتم خجالت بکش؛ مگه دختری?
گفت: نه ولی مال دخترم بوده؛ سرطان داشت و مُرد …
لطفا دیگران رو قضاوت نکنید.
•نیش•
@Messwak
دیشب خانمم تماس گرفتن که امروز شام چی درست کنم طبق معمول گفتم قرمه سبزی و باز هم طبق معمول گفتن نههه بدم میاد، تازه خوردیم بین ماکارونی و زرشک پلو انتخاب کن. گفتم تو کدومو دوست داری؟ راحت تره برات؟ همونو بپز گفت زرشک پلو، منم انتخابم زرشک پلو بود. رفتم خونه دیدم غذا کتلت هست، خدایا چرا آخه🤦🏻♂️😂
•Dr.Mohammad•
@Messwak
پشت چراغ قرمز بابلسر خوردیم به این گداها که کولی طور هستن و یه بچه هم میگیرن بغلشون..
اومد جلو و کفم برید و دیدم لباشو ژل تزریق کرده..😳
هنوز از هنگ این درنیومده بودم که پسرم گفت ماماااان ، بینی شم عمل کرده😂
•ننه چپوک•
@Messwak
کاش یه موضوعی رو برای خودمون قانون کنیم. یا از کسی قرض نگیریم، یا معادل به روزش رو پرداخت کنیم. وقتی با دلار ۳ تومنی ۵ میلیون تومن قرض گرفتیم، با دلار ۵۰ تومنی نیایم همون ۵ تومن رو پس بدیم.
اعتبار گرفتیم، اعتبار بدیم... تا بخشندگی ادامه پیدا کنه
•Neda Samani•
@Messwak
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از این قانون استفاده کن
تا در تمام ابعاد زندگیت، توازن برقرار بشه❤️
@Messwak
عاشق دمپایی هاش شدم :)
@Messwak
شوهرم گفت شامو من درست میکنم
رفتم آشپزخونه با این صحنه رو به رو شدم 😂
•فاطمه•
@Messwak
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صبح است همه عاشقی آغاز کنید
در تار زمین شعر و غزل ساز کنید
خورشید به تکرار لبش می خندد
ای منتظران پنجره را باز کنید
صبح بخیر🍂
@Messwak
هیچ کشوری اندازه ایران کارشناس سیاسی و اقتصادی نداره
تقریبا بیشتر از نصف جمعیت کل کشور
تحلیلگران اقتصادی، سیاسی، نظامی، فرهنگی و … هستند
در جاییکه نصف بیشتر همین کارشناسان عزیز در هندل کردن زندگی شخصی خودشون موندن.
گاهی سوکت کنید و نگاه شاید جواب بهتری گرفتید.
》Elin《
@Messwak
یه رستوران رفتیم که صندوقدارش یه خانم بیاعصاب بود. یکم که بچهها بازی میکردن هی تاکید میکرد سروصدا نکنید و برید سر جاتون بشینید.
آخر سر که حساب کردم رفت از پشت دخلش دو تا بسته بزرگ پشمک داد دست بچهها و گفت درسته سروصدا کردین ولی اینا واسه شما
الان نگاه کردم دیدم تاریخشون گذشته
بیشرف
》فادر آو دراگونز《
@Messwak