دایی مش اکبر راست میگفت.
عشق درمان است.
درد را می کُشد و سرِ غصه را می بُرَد.
جوری که ‹اشکِ عاشق› شور نیست، شیرین است.
روی زخم که میریزد، گز نمیزند. مورمور نمیکند.
اصلاً همین که یکی انتظارت را میکِشد،
مزهی خونِ توی گلو را شبیه سکنجبین میکند.
_ مرتضی برزگر
اژدهای کوچک گفت: «چه حیف که خیلی وقت پیش این درخت رو نکاشتیم. تصور کن الان چقدر بزرگ شده بود.» پاندای بزرگ گفت: «الان که داریم میکاریمش. همین مهمه.»
_ کتاب پاندای بزرگ و اژدهای کوچک
وضو میگیری، اما در همين حال اسراف میکنی...
نماز میخوانی، اما با برادرت قطع رابطه میکنی...
روزه میگیری، اما غيبت هم میکنی...
صدقه میدهی، اما منت میگذاری...
بر پيامبر و آلش صلوات میفرستی، اما بدخلقی میکنی...
دست نگه دار بابا جان، ثواب هايت را در کيسه سوراخ نريز!
_حاج آقا مجتهدی تهرانی
من آدمهای مبارزی را که هیاهو به پا میکنند دوست دارم. من عاشق کسی هستم که به خاطر خواستههایش شرمنده نیست و اجازه نمیدهد دیگران ناامید و منصرفش کنند. مبارز بیپروا از نظر من یعنی این؛ یعنی حاضرید برای رسیدن به خواستهتان،هر چیزی که هست، تلاش کنید و منتظر نماندهاید تا کسی آن را دودستی تقدیمتان کند و میدانید که این خواسته متعلق به شماست و به آن دست خواهید یافت.
_شرمنده نباش دختر | ریچل هالیس
ازش پرسیدم آرامشِ الانت رو مدیون چی هستی؟!
گفت: هرچی شده حتما باید میشده!
هر چی هم قراره بشه،میشه!
ترجیح میدم فقط زندگی کنم، فقط زندگی!
امروزت رو زندگی کن همین.