آدم گاهی دلش میخواهد به دیگران بفهماند که حالش چقدر بد است اما این کار را نمیکند، چون ديگران همهچیز را نمیتوانند درک کنند.
درک هم بکنند، اغلب کاری نمیکنند و تحمل این آخری از همه سختتر است.
ᴍɪᴅᴀs
دو پلکت شاعرِ مَرگست و چشمت صور اسرافیل
قیامت میکنم با تو اگر بگذارد، عزرائیل..
ᴍɪᴅᴀs
دل پریشان، چشم گریان، طبع ویران، ذوق کور؛
دست تنها ماندهام با این یتیمان در بغل.
ᴍɪᴅᴀs
چه جالب است! ناز را میکشیم، آه را میکشیم، انتظار را میکشیم، فریاد را میکشیم، و درد را میکشیم! ولی بعد از این همه سال آنقدر نقاش خوبی نشدهایم که بتوانیم دست بکشیم از هر آنچه که آزارمان میدهد.
ᴍɪᴅᴀs