حماقت، قربان، مثل خورشید به دور زمین میچرخد و به همه جا میتابد.
شب دوازدهم – ویلیام شکسپیر
امروز واقعا این و درک کردم. حرفایی که میزدم دلخراش بود ولی قلب خودم بیشتر میشکست.
حالا خوبه از سوپ بدم نمیاد وگرنه با این حجم از مریض شدن و سوپ خوردن خودکشی میکردم.