او مطمئن شده است افرادی که ممکن است برایش مهم باشند، همیشه قضاوتی اشتباه از او خواهند داشت و از کنار او خواهند گذشت. او آن قدری که از پذیرش جایگزین های بد و کم ارزش در هراس است، از تنهایی نمی ترسد.
یکی از ما – ویلا کاتر
امروز دبیر عربیمون ازم سوال پرسید، استرس گرفتم همه زبانام قاطی شد.
معلوم نبود فارسی حرف میزنم،انگلیسی حرف میزنم، عربی حرف میزنم....
نمیدونم چرا بعد از ظهرا که میخوابم جدیدا مامانم بیدارم نمیکنه و میگه گفتم بزارم بیشتر بخوابی.
خب زن من از درسا عقب میفتم!
من دیگر اعتراضی نکردم. مگر تقلا کردن در برابر سرنوشت چه سودی داشت؟
منم کلودیوس – رابرت گریوز