_ミカエラ
_Robert(Bob) Hill.
به شکست عشقی دچار میشه، همین هم باعث میشه شغلش رو از دست بده و یک گلوله به مغزش هدیه کنه. نهایتا کارش به یک بیمارستانروانی ختم میشه؛ یا اینکه نمیشه، ممکنه یسری از اینها اتفاق نیافتاده باشن یا اصلا رابرتی وجود نداشته باشه.
_Milo and the Magpies:
گربهای که دنبال خونهش میگرده و مسیری که میگذرونه تا به خونه برسه.
برای: خرس
_ممد و دوستان.
_Rose Vanderboom.
دختر آلبرت و مادر لائورا، صاحب تمامی صفات نیکو.
_Nobodies: murder cleaner
به عنوان یک مامور پاکسازی از طرف یه سازمان ضدتروریستی، شواهد صحنه جرم رو از بین ببر.
برای: @anbari02
_ممد و دوستان.
_James Vanderboom.
پدری دلسوز و فداکار؛ خونهٔ نزدیک دریاچه از عموش بهش به ارث میرسه و جیمز همونجا تشکیل خانواده میده. صاحب سه فرزند که از قضا سهقلو هستند و به نحوی پدربزرگ لائورا.
_Grayland:
یک پرنده(احتمالا زاغ) دنبال شریک زندگیشه که به دست انسان ها اسیر شده.
برای: گریز
_ممد و دوستان.
_Alex.
از همکلاسیهای لائورا.
_Cube Escape: Paradox
کارآگاه وندرمیر،کسی که کارآگاه پرونده قتل لائورا بوده، بدون هیچ خاطرهای بیدار میشه.
برای: گلور
_ممد و دوستان.
_Emma Vanderboom.
تنها دختر جیمز که علاقهٔ بسیاری به گل و گیاه داره و در آینده صاحب یک فرزند پسر میشه.
_Behind the frame:
هنرمندی که دنبال رنگهای گمشده نقاشیهاشه و زندگی روزانهش.
برای: بانو سانی عزیز
_ممد و دوستان.