「فا.میم」
و شروع کار. بسمالله - اگر کارهای ما برای رسیدن به معبود است، پس تشکیلات معبد است؛ و ما در حال عبا
الان دقیقا یک ماهه درگیرِ سیر رشدِ یک ساله
بسیج دانشگاه هستیم و هنوز هم تکمیل نشده.
دارم فکر میکنم اگر برای زندگیهامون هم
اینطوری برنامهریزی میکردیم الان خیلی
پیشرفت کرده بودیم.
「فا.میم」
واقعیت اینه که ما مال خودمون نیستیم که هر جور دلمون خواست از بدن خودمون و از استعدادامون استفاده کن
ما همه یه جامعه رو تشکیل میدیم و
گویا همه ما سلولهای یه بدن به نام
جامعهایم.
هر عضوی از این بدن مریض بشه، درد
و مرض تمام بدن رو از حالت بهینه خارج میکنه. بنابراین هرعضوی که از بدن اجتماع مریض بشه، همه در قبالش مسئولیم و باید هم درکش کنیم و هم کمکش کنیم تا مشکلاتش حل بشه.
اونی که فقیره، اونی که شغل نداره، اونی که
معتاده، همه اینا همخون ما هستن، و همه با
هم یه بدن به نام جامعه رو تشکیل میدیم.
امکان نداره اون بدبخت باشه و من و تو
خوشبخت. جامعهای که ناهنجاری فرهنگی
توش موج بزنه، یا جامعهای که دزدی و کلک
توش موج بزنه، امکان نداره عضو سالم توش
پیدا بشه. اداره پزشکیش خرابه، اداره
فرهنگیش خرابه، دانشگاهاش خرابه...
بیاین از خودمون شروع کنیم و بعد دوستان تراز اولمون. بیاین یه کم مهربون باشیم.
「فا.میم」
ما همه یه جامعه رو تشکیل میدیم و گویا همه ما سلولهای یه بدن به نام جامعهایم. هر عضوی از این بد
امر به معروف و نهی از منکر، مترقیترین و
پیشرفتهترین برنامهای هست که باید در
سطح کلان و در همه ابعاد پیاده بشه.
اونوقت میبینید این ایرانی که خاک و آب
و زمین و مغزهاش بهترین خاک و آب و
زمین و مغزهای دنیاست، با فرهنگ عالی
و مترقی خود تمام دنیا رو به سعادت و عشق
میرسونه.
خوش به حال بچهای که دوست و رفیقای
اطرافش مثل گلبولهای سفید هواشو دارن.
گلبول سفید فقط توصیه اخلاقی زبانی نمیکنه
که ای سلولها چرا مریض شدین؟ و بعد
تنبیهشون کنه! بلکه زمینه رو برای ورود
میکروب از بین میبره و اگر بعد از اون
همه تدابیر علمی، میکروبی وارد بدن شد و
به سلولی آسیب زد، نه یک گلبول سفید که
میلیونها گلبول سفید، آستین بالا میزنن
و سلول مریض رو احاطه میکنن و اینقدر
هواشو دارن و قربون صدقهش میرن تا
بهبودی پیدا کنه.
امر به معروف و نهی از منکر برمبنای عشق
و قربون صدقه رفتن تنظیم شده، نه آبرو
بردن و تحقیر کردن.
- در جستوجوی ثریا
هدایت شده از علیرضا سیاحت/موسسه مُسارع
دادستان محترم عمومی و انقلاب استان مرکزی
جناب آقای دکتر درودگر
سلام علیکم
چند روزی است حدود 300 فعال فرهنگی و فعال محیط زیست با سلیقه های مختلف سیاسی تاکید بر ترویج فسادهایی درون برنامه های سینما کمپ و تورهای گردشگری آن و آسیب رساندن به کیان خانواده و همچنین آسیب آن به محیط زیست دارند. و تشکل های مختلف استان نیز بیانیه های جداگانه ای برای مقابله با این امر صادر کرده اند.
تمام این افراد از شما به عنوان مدعی العموم مطالبه برخورد جدی با خاطیان را دارند.
با تشکر
#توییت
#اراک
#مطالبه_گری
◤ @alireza_siyahat ◢
احیاناً دوستان حزباللهی که توی دام دوستی با نامحرم میوفتن. میدونن بچه حزباللهی بودن به چادر پوشیدن و ریش گذاشتن نیست دیگه؟
میدونید یا ما خشک مذهبیم؟
امروز از آن روزهای ماندگار بود. روزی
که شیرینیاش به عمقِ قلبمان نفوذ کرد.
در میان همهٔ مراجعان، نگاه پدری را دیدم
که اشک در چشمانش حلقه زده بود. انگار
فقط یک پلک زدن کافی بود که اشکهایش
سرازیر شود. با نگرانی میپرسید چطور
میتواند دانشگاه دخترش را به شهر خودشان
منتقل کند. بعد از توضیح شرایط، با لبخند
گفتم: «بسپارید به خدا. حتماً خیری در کار
بوده که اینجا قبول شده. برایش دعا کنید.»
مادری با چهرهای مصمم گفت: «دخترم! لطفاً
هیئتهایتان را تقویت کنید. دین و اعتقاداتِ
پسرم را اول به خدا، بعد به شما جوانان
حزباللهی میسپارم.»
عمه یکی از دخترا شمارهام را گرفت و گفت:
«اگر برای برادرزادهام مشکلی پیش آمد و
بیخبر ماندیم، با شما تماس میگیرم.»
پدری اهل جنوب با همهٔ خونگرمیاش گفت:
«خداقوت! زحمت میکشید.»
و زیباتر از همه، پدری که وقتی نام فامیلیام
را شنید، به دخترش گفت:
«این خانم، ساداته! میتواند رفیق خوبی
برایت باشد.»
-امروز شاهد تولد هزاران امید، هزاران وداع
و هزاران شروع جدید بودم. و در دل این
هیاهو، فهمیدم که دانشگاه پیش از آنکه
جایگاه علم باشد، آغوشی برای انسانیت،
تحول و دلسپردن به ارزشهاست.
-ثبتنامورودیهایجدید| ۱۴۰۴
「فا.میم」
ولی عاشق موسسه میقات شدم :) انقدر مهربون، درجه یک و کار بلد مگه داریم؟
سلام برکسانی که از شدت خوب بودنشان
احساس کردیم خدا دوستمان دارد.