eitaa logo
「فا.میم」
94 دنبال‌کننده
195 عکس
22 ویدیو
1 فایل
به علی قسم! که اگر کسی به علیﷺ رسد، به خدا رسد... -به‌یادِ‌شهید"مصطفی‌صدرزاده" اگر انتقاد و یا سوالی بود: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_l1fi2z&btn=فا.میم - اگر کانال برات مفید نیست نمون، وقتت هدر نره مومن! @Mousavi_FZ
مشاهده در ایتا
دانلود
「فا.میم」
خداحافظ سالِ آرمان و روح‌الله :)
「فا.میم」
خداحافظ سالِ دلتنگی و تنهایی فاطمه! -همسرشهیدرضازاده
「فا.میم」
سین مثل سردار .. :) تولدت مبارک حاجی✨💚
دوستان برانداز که برای سفره هفت سین به جای قرآن، دیوان حافظ میزارید تا عرب پرست نباشید؛ عرضم به خدمتتون که حافظ از کودکی قرآن رو حفظ بوده .. اصلا بخاطر همین بهش میگن حافظ!
هرچی بیشتر راج به معاد میفهمم؛ قلبم آروم‌تر میشه .. -بینهایت‌پلاس♾✨
هدایت شده از مُجال
Mojall - 1402.mp3
زمان: حجم: 7.5M
مُجال - ۱۴۰۲ 🔥🙌🏻 @mojallofficial
「فا.میم」
مُجال - ۱۴۰۲ 🔥🙌🏻 @mojallofficial
شنبه یعنی درجا الانو دریاب ... :)
بی‌خبر در بزن و سرزده از راه برس مثل باران بهاری که نمی‌گوید کِی؟!
.🌱. دو ماه پیش چنین روزی ساعت ۵ صبح بیدار شدم؛ عجله عجله وسایلم رو چک‌ می‌کردم؛ مامان با چشمای اشکی نگاهم می‌کرد و‌ می‌گفت: دیدی بالاخره طلبیدنت! سرمو تکون می‌دادم و می‌گفتم: نه‌نه! من تا سوار اتوبوس نشم باور نمیکنم ... بعد از صبحونه راه افتادیم به سمت کانون امام‌علی؛ هوا بارونی بود؛ و مه خیلی شدید بود .. با سرعت کم توی جاده حرکت می‌کردیم؛ بابا از توی آینه نگاهم می‌کرد و می‌گفت: چقدر ساکتی! می‌گفتم: می‌ترسم دیر برسیم .. خندید و‌ گفت نترس؛ می‌رسیم! آره رسیدیم؛ سوار اتوبوس شدیم و رفتیم :) من قبلا هم رفته بودم ولی این سفر فرق داشت؛ با دلِ شکسته رفتم و با کلی تغییر خوب برگشتم. حالا دو ماه از اون روز میگذره و من حسرت می‌خورم؛ حسرتِ یه بار دیگه خیس شدنِ چادرم با بارونای عربی؛ حسرتِ یه بار دیگه گوش دادنِ روضه‌های آقای دولت آبادی؛ حسرتِ غمِ فتح‌المبین .. حسرتِ تک تک قطره‌های اشکم که نمی‌فهمیدم چطور جاری میشن. فقط میدونستم شکسته و پر از زخم رفته بودم؛ خاکِ شلمچه مرهم زخمای قلب و روح من شد ... (: ‌ ‌ +به‌وقتِ‌نهمین‌روز‌از‌۱۴۰۲
اون زمان که واتساپ فیلتر نشده بود؛ هر جمعه بعدِ اذان صبح، دوست نداشتم برم توی واتساپ؛ چرا؟ چون وقتی وضعیت‌هارو باز می‌کردم استوری‌های مادرِ شهید صدرزاده بد جوری قلبم رو داغون می‌کرد .. همه‌ی اون غم و دلتنگی رو جا می‌دادن توی یک جمله: جمعه به وقتِ پَر کشیدن ..💔🕊