◌اُتاقِ ذهن
«بچهها من مطمئنم این رو در قرارهای عاشقانتون رو کنید، اون یارتون عاشق شما میمونه دیگه تا همیشه»
آقا اینو یادتونه
ایمان برداشت فواره رو لیس زد-
کوروش گفت همچین حرکتی توی قرارتون بزنید همهچی تمومه-
آره بابا من رفتار دوستانهای با داداشم دارم🎀
همچنان داداشم وقتی میپرسه داری کجا میری:
بقالی عباس آقا 🗣🗣🗣(داشتم میرفتم تو اتاق-)