◌اُتاقِ ذهن
یادمه یکی مدام بهم اصرار میکرد که بگو، میگفتم ببین من نمیتونم توضیحش بدم، من حتی نمیتونم برای خودم توضحیش بدم
گفتش نمیخواد برای خودت توضیح بدی
به من بگو
گفتم واقعا نمیتونم با کلمات بگم، واقعا نمیتونم.
طرف داره حرف میزنه و من هر پنج دقیقه یه بار سرمو میارم بالا یه لبخند میزنم و چهارتا سر تکون میدم که احساس نکنه دارم نادیدش میگیرم-
(بابا بیخیال من شو من حال ندارم)